چه کسی بود صدا زد ایران؟!

ژانویه 3, 2012 at 7:13 ب.ظ. 55 دیدگاه

.

میتراود غمباد

می خراشد اعصاب

نيست يك دم شكند پول به جیب كس و ليك

غم اين خفتهﻯ چند

طنز در چشم ترم مي شكند …

.

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

این خانه از پایبست ویران است … من رای میدهم تا بدانند حتی اگر ساکت هم بشوم، اول درد سر میشوم، بعد ساکت

55 دیدگاه Add your own

  • 1. پردیس  |  ژانویه 3, 2012 در 10:27 ب.ظ.

    مثل همیشه عالی :* و صد البته دردناک :((

    پاسخ
  • 3. داوود  |  ژانویه 5, 2012 در 12:01 ق.ظ.

    نه خدایی دلت واسه نظرام تنگ نشد؟ اعتماد به نفسمو داری؟ 🙂 نه آخه نمیدونم چرا. فاز خندم نمیاد . فاز تعریف و تیکه هم نمیاد، نباید از غمین شدن ِ توییتهاتم گذشت، ولی خواستم اطلاع بدم هنوز اساسی دنبال میکنم توییتهارو صرفن حسش نیست که بسطش بدم، شرحش بدم. منتظرم حسش بیاد و دوباره شروع کنم به شر و ور گوییهای بسیطم.

    پاسخ
  • 5. هیوا  |  ژانویه 6, 2012 در 7:38 ب.ظ.

    جدیدنیا نه اعصاب داری نه حوصله ها!!! حواست باشه

    پاسخ
  • 7. ververehgis  |  ژانویه 7, 2012 در 9:12 ب.ظ.

    براوو 🙂

    پاسخ
  • 8. داوود  |  ژانویه 8, 2012 در 8:08 ب.ظ.

    رفتم آب بخورم يه سوسك كوچولو ديدم، چون حال نداشتم بكشمش بهش شب بخير گفتم اومدم تو تخت
    عینن پریشب واسه منم رخ داد. البته امروز دیدمش و این یه روز اضافه ی عمری که کرده بود رو از حلقومش بیرون کشیدم.
    «از باشگاه برگشته ای هستم له … تمام بدنم درد میکنه .. حتی قرنیه چشمم »
    میدونم چی میگی، فرداش که نمیتونی تنت رو تکون بدی و ناتوانیش هم رو اعصابه، ای بابا تایپ حتی، با روح و روانت بازی میکنه.
    «الان حس كارگرهاي سر چهارراه رو دارم كه دسته جمعي ميبرنشون عملگي… من گچ كارم، اينم برقكاره» جا داره بگم خیلی خودتو تحویل گرفتیا. 🙂 شما ته تهش شاکرد ِ ماله کشی. (اینا که آجر میذارن.، نو آجر پرت کنشونی. 🙂 )
    «یکی از همکارام آبله مرغون گرفته … دقیقا در یک متری منه، و من تا به حال آبله مرغون نگرفتم … دخترحاجی هستم یک دون دون بعد از این»
    :))
    ولی از الان بگم برو یه تعداد شلوار کردی تهیه کن، وقتی تو بزرگسالی میگیری، فاجعست دردش، من یه دردکششیده ی شلوار کردی پوشیدم ،میدونم که میگم.
    «ملت بیمارن به پیغمبر .. بابا تو خوبی، تو ماهی، تو خانومی، تو جلو بشین، تو اول صف ، تو نامبر وان .. روانی»
    :))
    «آقای ماشین پارک شده و دزدگیر جیغو … دزد که نبردش ولی خواب ما رو بردش…نخوابیدم لکنت گرفتم .. جمله رو :))»
    بهترین جمله. چشه؟ چرا عیب میذاری رو خودت؟ آخه کم عیب داری اینم میذاری روش؟ نه خدایی؟ :))
    یه مدت نبودم یه دفعه قبل از امتحان کامپیوتر حسش اومد. الان من فردا صبح امتحان دارم نشستم تایپ میکنم. یکم برو به خودت افتخار کن، از نمره بیشتر می ارزیدی. 🙂
    پ.ن:
    البته خودم افت فاحش رو تو کلامم حس میکنم، ولی به روم نیار. 🙂

    پاسخ
    • 9. دخترحاجی  |  ژانویه 17, 2012 در 5:57 ب.ظ.

      جدی جدی دلم واسه این کامنتها تنگ شده بود .. خیلی … مرسی یه دنیااااااااااااااا

      پاسخ
  • 10. ذغال سنگ  |  ژانویه 10, 2012 در 7:39 ق.ظ.

    آمدم باز آمدم من شاد و خندان آمدم.
    سلام از اونجایی که من سرباز خوبی بودم اضافه که خدمت نکردم هیچی یک روز هم کمتر خدمت کردم. 90/6/31 سربازیم دور کلام قرمزی تموم رفت که ای کاش نمیرفت! یادت میاد بارن دنبال پرین چجوری میدوید من همونطور دنبال کار میگردم به قرعان. اصن یه وضیه اشتغال.
    میگما اگه اون بنده خدا(همون هندیکم) بزنه 13 یا 16 خرداد بمیره چه حالی میده. ینی فکرشو بکن.
    آقا ما رفتیم فعلن خدافظ

    پاسخ
  • 12. گلاب  |  ژانویه 24, 2012 در 10:59 ب.ظ.

    مشترکه 🙂

    پاسخ
  • 13. mirza kochak khan  |  ژانویه 25, 2012 در 2:58 ب.ظ.

    اِ
    سلام
    منم که وبم مثل توه!!!!!
    فک کردم این بخش توییت ها رو من اختراع ردم. نگو تو وب تو هست.
    درگوشی: ببین من دو هزار تومن میدم صداشو در نیار خب؟

    به منم سر بزن دختر حاجی.
    الهی دوماد دارم میشه

    پاسخ
  • 14. داوود  |  فوریه 14, 2012 در 7:46 ب.ظ.

    «يه لگن وايتكس تو ريه هامه … قلبم تا الان جيگر سفيد شده فك كنم»
    فکر کنم قبل از قلب جاهای دیگه سفید میشد. فر آیند جذ ب و اینا.
    «فکر کنم تولد همه ی اعضای شرکت رو منشیمون یاد مدیرعامل میندازه…امروز تولد منشیه، یعنی برم به مدیر بگم؟؟نگه چه فضوله»
    نیاز نیست قضاوت کنه، من از این فاصله با این اینترنت بگیر نگیر اینجا که همش قطع و وصل میشه، فهمیدم که تو چقدر فضولی، دیگه نیاز نیست نگران باشی.
    :جدی، حالا نه که خیلی نظر مدیر واست مهمه؟
    «روزايي كه اصلا آرايش نميكنم منشيمون بهم ميگه باز سگ ليس ت زده؟ :))) اعصاب نداره ها» ای بابا از حدسایی که میزنم، فکر کنم روزایی که آرایش هم میکنی، فقط تو روت نمیگه بت بر نخوره، وگرنه تو دلش میگه، اِی کاش سگ لیسش میزد. 🙂 اون مثلن تعریفشه که میاد میگه.
    «خارج نميدن؟» چیو؟؟؟؟؟
    «مرحله ي بعدي نداره زندگيمون؟ همش غوله كه » نه دیگه ، نفهمیدی؟ غول مرحله آخریم هی ردش میکنیم، ولی خب بازی مرحله آخر رو که سیو نمیکنه، دوباره میاد. تا نری و نمیری در گیر این غول مرحله آخری.
    «چقد سرباز اومده ولنتاين » نکته اینجاست دو نفره جلوشون رد میشی انگار نه انگار، ولی تنها یا با یه اکیپ تک جنسی رد میشی، آی زل میزنن، نمیدونم، از شهر خاصی اومدن یا چی؟ البته مثلن من که نمیدونم واسه چی وایسادن !!؟ تو میدونی؟ نچ، تو هم نمیدونی.
    خب یادی از گذشته هم داشته باشم.:
    «بهشت زیر پای راننده تاکسیهایی ست که کولر ماشینشان را روشن میکنند … روایت داریم که میگم»
    خب این چه ربطی به این خفن سرما داره؟ الان میگم خب. خواستم خطاب به اون راننده تاکسیا بگم، برعکسش در مورد زمستون و بخاری صادق نیست ، بابا خفه شدیم. البته نظر شخصیه، و نظرت واسه خودت محترم، دقیقتر بگم، فقط واسه خودت. 🙂

    پاسخ
    • 15. داوود  |  فوریه 14, 2012 در 8:16 ب.ظ.

      خب، ادامش:
      «چایی آوردم تو تختم یه کم ریخت … امیدوارم فردا صبح مامانم فکر نکنه هنوزم شب ادراری دارم»
      مگه نداری؟ 🙂
      «به جهت ديوانگي در نبود نخ دندون رفتم داروخونه دو زار نخ دندون بخرم، بيست هزار تومن خريد كردم اومدم»
      من با چیزی که از تو سراغ دارم، با این همه خرید هم ،شک دارم خود نخ دندون رو خریده باشی.
      «موهام درد ميكنه … خسته ست از روسرى»
      ببین نا شکری میکنیا، این همه تنوع تو کشور عزیزمون ریخته، روسری خستت کرد، مقنعه، اونم خستت کرد، چادر، البته اگه شالت هم پهن باشه میشه گذشت کرد، فقط زیادتکرار نشه، اسلام در خطر میوفته ها. 🙂
      «به قمر بنی هاشم نمیبخشمتون شما خواب باشید من چایی اولمم تو شرکت خورده باشم» ببین میبخشی یا نه رو نمیدونم ولی اون روز به لطف دانشگاهها و استادای فعال تا 12 خواب بودم. حالا خوب شد؟ تو نبخش، ولی تا چایی آخرت هم میخوابم. 🙂
      «يا پيغمبر،منشي داره با صدايي تو مايه هاي جيغ و عربده گريه ميكنه..نمدونم شركته يا قبرستون…يه باره منم برم اون بالا آب و برقو مجاني كنم ديگه
      »
      نه دیگه قبرستون نیست، اگه قبرستون بود، که اونور تازه داشت مجانیش میکرد دیگه، حتی تو دهن میزد. یعنی در این حد. فکر کنم همین حوالیا باشه.
      «دبستان كه بودم يه نقاشي كشيدم دهه فجر كه يه هواپيما زارپ داره ميخوره تو قلب يه آدمه..در رابطه با اماما اماما قلب ما باند فرودگاه تو»
      پس بگو حاجی چرا داماد ندارد. همینه از اون روز قلبتو به امام سپردی، همیشه از این فاصله هم نگاه عاشقانه و معنی دات رو به امام میدیدم.:)
      «اسمایلی یه ذره باز کردن در توئیتر جهت دیدن اینکه آیا اوضاع آرام است یا خیر…از بازی امروز حرف بزنید درو میکوبم تو دماغتون میرما..گفته باشم» گفتم یکم داغت تازه شه. :))))) ولی چه بازی ای بودا. 🙂
      خب بسه واسه امروز. برم دیگه. 😉

      پاسخ
      • 16. دخترحاجی  |  مه 25, 2012 در 1:33 ب.ظ.

        این کامنتهای تو اگه نبود در این وبلاگو باید گل میگرفتم

        پاسخ
      • 17. خاجه ابي گمنام  |  آوریل 9, 2013 در 8:16 ق.ظ.

        اينجا فقط درد دل ميكنيد

        پاسخ
  • 18. مردمرده  |  فوریه 23, 2012 در 4:56 ب.ظ.

    چه کسی…

    پاسخ
  • 19. 24  |  مارس 5, 2012 در 4:57 ق.ظ.

    نبینم نمینویسه دختر حاجی 🙂
    چرا نمینویسی آخه؟؟
    نه توئیت، نه پُست؟؟ 😐

    پاسخ
  • 20. فرزاد  |  مارس 11, 2012 در 6:06 ق.ظ.

    می تراود غمباد…می تراود غمباد…. آخ که بد می تراود غمباد…. ترکیدیم از غمباد….

    پاسخ
  • 21. کاوه  |  آوریل 6, 2012 در 6:21 ب.ظ.

    دختر حاجی شما یه روزی ، روزگاری در فیض بوق حضور نداشتی ؟ کوجا رفتی ؟

    پاسخ
  • 22. بوق اسرا فیل  |  آوریل 12, 2012 در 7:11 ق.ظ.

    طنز در چشم ترم مي شكند …

    ترم دانشگایی؟

    یا
    تر ، خیس ، نم دار؟

    یا

    تو را هم ، تورَم؟

    الان اینا واسم سواله :-s

    پاسخ
  • […] نیوز : وبلاگ دختر حاجی در آخرین پست خود با دست کاری شعری معروف ابیاتی جدید […]

    پاسخ
  • 24. گذر نیوز  |  مه 9, 2012 در 5:10 ق.ظ.

    با سلام
    مطلب شما با عنوان : چه کسی بود صدا زد ایران : در پایگاه خبری گذر نیوز قرار گرفت .
    می توانید مطلب خود را در این آدرس مشاهده نمایید : http://gozarnews.com/?p=480

    پاسخ
  • 26. goldeneverstand  |  مه 12, 2012 در 12:51 ب.ظ.

    من صدا نزدم. من خیلی وقت است که دیگر صدا نمی زنم.

    پاسخ
  • 27. رسوا  |  مه 15, 2012 در 5:46 ب.ظ.

    دختر حاجی خیلی کم کار شده بودی و گویا تو یک سال ۱۰ تا پست هم نذاشتی…:دی

    خوشحالم که کم کم داری برمیگردی…..

    و بیشتر خوشحالم که توییتر تو رو هم از ما نگرفت…

    به قول حاج رسول: صفای شوما رو(با لحن خودش وقتی ۱۰ تا گشنیز می افته دستش!)

    شاد باشی.

    پاسخ
  • 28. ضعیفه ای از اندرونی  |  مه 21, 2012 در 9:40 ق.ظ.

    عالی!!!

    پاسخ
  • 29. دخترحاجی  |  مه 25, 2012 در 1:32 ب.ظ.

    نمیدونی بعد از اینهمه مدت که اومدم اینجا چقدر این کامنتت باعث شد ذوق کنم … مرسی مهربون

    پاسخ
  • 30. بوف  |  مه 28, 2012 در 5:12 ب.ظ.

    ممنون
    من ادیب نیستما ولی با اخرین بیت زیاد حال نکردم
    طنز در چشم ترم مي شكند …
    معلوم نشد چی شد

    پاسخ
  • 31. يسنا  |  ژوئن 10, 2012 در 7:13 ق.ظ.

    خبرت هست كه در شهر

    دوباره نون گرون شد…..

    راستي من هم نوه حاجي ام :دي كلي ميشه بهش خنديد

    پاسخ
  • 32. يسنا  |  ژوئن 10, 2012 در 7:14 ق.ظ.

    همايش دختران حوا

    اين يك دعوت رسمي است از تمام دختران حوا

    گل دخترا
    وبلاگ «دختران حوا» به تازگي ايجاد شده و دوست داره كه -دختران حوا- نويسنده هاش باشان،
    اگه دوست داري تو هم به جمع دختران حوا بپيوندي، يا با دختران حوا تبادل لينك كني
    همين الان بيا

    پاسخ
  • 33. امیر  |  ژوئن 13, 2012 در 1:31 ب.ظ.

    خوشحال میشم به من سر بزنین

    پاسخ
  • 34. نازنین  |  ژوئن 15, 2012 در 5:46 ب.ظ.

    سلام دختر حاجی جان…..توییتتون رو دیدم و به علن اینکه اونجا اکانت ندارم اینجا خواستم یه نکته رو متذکر بشم که چهلستون زیر ایوان ورودیش 18 ستون داره و جلوی ورودی تالار 2 تای دیگه که جمها می شه 20 تا(یعنی تمام ردیف ها از جلو که نگاه می کنین 3 تایی ان و 2 ردیف وسط 4 تایی). و تصویر اون در آب می شه 40 تا.
    یه روایت دیگه اینه که 40 در روایات ایرانی عدد کثرت هست.مثل 40 منار(که واقعا 40 تا مناره نداره)، 40 دختر، یک کلاغ 40 کلاغ و …( همینطور عدد 7. مثلا کاشی هفت رنگ واقعا 7 تا رنگ نداره. 7 قلم آرایش واقعا 7 قلم نیست و نشون دهنده ی کثرتشه!). و چون این ایوان تعداد زیادی ستون داشته به این اسم معروفه.
    (یه نکته هم درباره 40 مناری که گفتم اضافه کنم : توی ایران جاهای زیادی بودن که به دلیل تجمع تعداد زیادی مناره در یک محل به این اسم معروف بودن. تا حدود 90 سال پیش که کل محوطه باستانی تخت جمشید زیر خاک بود، تنها تعدادی از سرستون های اون از زیر خاک بیرون زده بود و مردم عام هم که نمی دونستن اون زیر چیه، فکر می کردن مسجد یا چیزی از این قبیل بوده که ستون های اون باقی مونده و به چهل منار یا هزار ستون معروف بوده و در سال 1302 در زمان رضا شاه اولین بار باستان شناس و محقق آلمانی به نام هرتسفلد از اون محوطه بازدید می کنه و کم کم خاک ها کنار می رن و چیزی که امروزه گرذشگران به عنوان کاخ های تخت جمشید با تزئینات و پله ها و پایه ستون و تمام متعلقات از زیر خاک بیرون میان)
    خواهش می کنم مطلب مرتبط با چهل ستون رو زیر کامنت اون خانمی که گفته بودن 18 ستون داره منتشر کنین.
    با ارادت
    خواننده همیشگی و خاموش!

    پاسخ
  • 35. نازنین  |  ژوئن 15, 2012 در 5:58 ب.ظ.

    سلام دختر حاجی جان…..توییتتون رو دیدم و به علت اینکه اونجا اکانت ندارم، اینجا خواستم یه نکته رو متذکر بشم که چهلستون زیر ایوان ورودیش 18 ستون داره و جلوی ورودی تالار 2 تای دیگه ستون داره. که جمعا می شه 20 تا(یعنی تمام ردیف ها از جلو که نگاه می کنین 3 تایی ان و 2 ردیف وسط 4 تایی). و تصویر اون در آب می شه 40 تا.
    یه روایت دیگه اینه که 40 در روایات ایرانی عدد کثرت هست.مثل 40 منار(که واقعا 40 تا مناره نداره)، 40 دختر، یک کلاغ 40 کلاغ و …( همینطور عدد 7. مثلا کاشی هفت رنگ واقعا 7 تا رنگ نداره. 7 قلم آرایش واقعا 7 قلم نیست و نشون دهنده ی کثرتشه!). و چون این ایوان تعداد زیادی ستون داشته به این اسم معروفه.
    (یه نکته هم درباره 40 مناری که گفتم اضافه کنم : توی ایران جاهای زیادی بودن که به دلیل تجمع تعداد زیادی مناره در یک محل به این اسم معروف بودن. تا حدود 90 سال پیش که کل محوطه باستانی تخت جمشید زیر خاک بود، تنها تعدادی از سرستون های اون از زیر خاک بیرون زده بود و مردم عامی هم که نمی دونستن اون زیر چیه، فکر می کردن مسجد یا چیزی از این قبیل بوده که ستون های اون باقی مونده و به این دلیل به «چهل منار» یا هزار ستون معروف بوده و در سال 1302 در زمان رضا شاه اولین بار باستان شناس و محقق آلمانی به نام هرتسفلد از اون محوطه بازدید می کنه و کم کم خاک ها کنار می رن و چیزی که امروزه گردشگران به عنوان کاخ های تخت جمشید با تزئینات و پله ها و پایه ستون و تمام متعلقات اون می بینن از زیر خاک بیرون میان.یعنی 90 سال پیش ما نام تخت جمشید و اون کاخ ها رو تنها در روایات و داستان ها و تاریخ نگاری ها داشتیم و مردم ایران و به تبع اون دنیا چیزی که امروزه می بینیم رو نمی دیدن!)
    خواهش می کنم مطلب مرتبط با چهل ستون رو زیر کامنت اون خانمی که گفته بودن 18 ستون داره منتشر کنین.
    با ارادت
    خواننده همیشگی و خاموش!

    پاسخ
  • 36. نازنین  |  ژوئن 15, 2012 در 5:59 ب.ظ.

    کامنت اول اشتباه نگارشی داشت!

    پاسخ
  • 37. عسل  |  ژوئن 26, 2012 در 4:57 ب.ظ.

    می خونمت از این به بعد:)

    پاسخ
  • 38. عماد  |  ژوئیه 18, 2012 در 8:37 ب.ظ.

    سلام
    یکی از نوشته هاتو بدون اجازه گذاشته بودم تو فیسبوک، زیادم لایک داشت
    نمیدونم بابت مطلب خوبت ازت تشکر کنم یا واسه کارم معذرت خواهی!

    پاسخ
  • 39. miss هلو  |  اوت 1, 2012 در 12:08 ب.ظ.

    میدونی….طنز نویسیت دل رو نمیزنه….بسی حال بردیم در این وبلاگ
    البته من میام میخونمت…..

    پاسخ
  • 40. سعید  |  اوت 31, 2012 در 12:40 ق.ظ.

    از تو بلاگفا از اون موقع که یه وبلاگ عادی بودی با اسم ن… مینوشتی می خوندم و دنبالت می کردم! کارت درسته!

    پاسخ
  • 41. شبح آینه پوش  |  سپتامبر 8, 2012 در 12:44 ب.ظ.

    سلام.نوشته هات خوندنی اند.با اینکه لینکتون کنم مخالف نیستین؟

    پاسخ
  • 42. محمد  |  سپتامبر 9, 2012 در 11:24 ق.ظ.

    گذاشتن ایمیل در وبلاگ = احترام به خواننده وبلاگ

    پاسخ
  • 43. داوود  |  سپتامبر 19, 2012 در 8:31 ب.ظ.

    این یعنی الان بیشتر از یه سال شده از اون کامنتا میذارم؟ جالبه ها، حیف نه که آپ نمی کنی، انگیزم پریده، ولی تولدت مبارک. 🙂

    پاسخ
  • 44. سعید  |  اکتبر 28, 2012 در 8:14 ق.ظ.

    دختر حاجی میخوام بیام خواستگاریت ازت خوشم اومده. بچه کجایی ؟ من بچه اصفهانم

    پاسخ
  • 45. سعید  |  اکتبر 28, 2012 در 8:15 ق.ظ.

    میخوام بیام خواستگاریت ازت خوشم اومده. بچه کجایی ؟ من بچه اصفهانم

    پاسخ
  • 46. مریم  |  نوامبر 7, 2012 در 10:50 ق.ظ.

    خسته نباشی
    عاشق قلمت هستم در ضمن من بخاطر اینکه به هر کسی نگم عزیزم میگفتم عزیز – ولی سعی میکنم دیگه نگم به نکته خوبی اشاره فرمودین ای ظریف

    پاسخ
  • 47. مریم  |  نوامبر 28, 2012 در 7:19 ق.ظ.

    سلام خانوم خانوما حالا که داماد نداره حاجی هیچی پستی نمی گذاری یه چند تا توئیت فقط نمیشه یه کم بیشتر بنویسی خانوم خانوما وای به حال روزی که داماد دار بشه

    پاسخ
  • 48. FaЯshid  |  دسامبر 6, 2012 در 8:30 ق.ظ.

    غم این خفته ی چند
    طنز در چشم ترم میشکند …
    اگه نیما بود مطمئنا بهت افتخار میکرد.!

    پاسخ
  • 49. بهنام  |  ژانویه 25, 2013 در 6:26 ب.ظ.

    گفتم کاره یه ربه پیدا کردنت

    پاسخ
  • 50. حدیث  |  ژانویه 30, 2013 در 3:45 ب.ظ.

    دلم برات تنگ شده بود .خیلی وقته نیومده بودم اینجا 😦

    پاسخ
  • 51. حدیث  |  ژانویه 30, 2013 در 3:46 ب.ظ.

    خو چرا نمیشه کامنت نوشت ؟:( بعد قرنی اومدم ها

    پاسخ
  • 52. shabestanekhiyal  |  آوریل 13, 2013 در 7:48 ب.ظ.

    سلام :
    خوشحالم که پس از سال ها دوباره به وبلاگ شما راه یافتم .شبستان خیال در انتظار حضور سبزشما می ماند .

    پاسخ
  • 53. shabestanekhiyal  |  آوریل 13, 2013 در 7:48 ب.ظ.

    سلام
    من دوباره آمدم .

    پاسخ
  • 54. مسینا  |  آوریل 23, 2013 در 11:39 ق.ظ.

    دختر حاجی خیلی وزن سنگینیه درکت می کنم بخصوص مجبور باشی تو بلاد کفر عکس های …..

    پاسخ
  • 55. 24  |  مه 5, 2013 در 9:17 ب.ظ.

    :)) هنوزم همونجوری دخترحاجی
    خدا حفظت کنه جیگر :* :*

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


هیچی ...
همین !

توییت های من

  • در راستای این توئیتم twitter.com/Dokhtarhaji/st… خوشحالم 💚💜 twitter.com/NafisaParsa/st… 23 hours ago
  • لباس مجلسی قشنگ زیر دو میلیون نیست...با دو میلیون یه زمانی پراید میخریدن ملت رای منو پس بدین بابا اعصاب ندارم 23 hours ago
  • ما به خرداد بی حادثه عادت نداریم 1 day ago
  • عباس جدیدی به طور جدی ثابت کرد که توی شورا اگه شاخ بز هم نشکستی، حداقل باید مشت بزنی...وگرنه صلاحیت نداری 1 day ago
  • یه عده امروز در اعتراض به بی حجابی طرفداران روحانی تجمع کردن! همین که ما نمیتونیم در اعتراض به حجاب اجباری تجمع کنیم یعنی یه جای کار میلنگه 1 day ago
  • یکی از جالبترین شعارهای امروز این بود: اسحاق خیلی مردی، ایشالا دور بعدی 2 days ago
  • ونک عالی بود...همه غوغا کردن https://t.co/txEOBHScDf 2 days ago
  • RT @VahidStar: آقا تا این ساعت با این میزان مشارکت مشروعیت نظام گارانتی شده. اگه دلیلتون واسه رای ندادن این بود پاشید برید رای بدید. 4 days ago
  • اونور که گفت...چند تا آخوند اونجا بودن twitter.com/Dokhtarhaji/st… 4 days ago
  • رفتیم رای بدیم،یه خانم بی سوادی اومدکنار ما نشست که رای بده، نیروی انتظامی حوزه بهش گفت پاشو برو اونور رایت رو بنویس..ترسیدن ما براش بنویسیم 4 days ago
  • RT @s601019: رونمایی از چهرۀ غیرانتخاباتی آقای رئیسی.ده دي ماه هزار و سيصد و هشتادو هشت #انتخابات https://t.co/f5CplDMbnh 6 days ago
  • RT @khavar2: من پيوند كبد شدم بعد اين طرح، ماهى هفتصد وپنجاه هزارتومن پول دارو نميدم شده ماهى ششصد تومن(شش هزار ريال) https://t.co/Ywkjattl… 6 days ago
  • RT @Dokhtarhaji: سال ۸۴،هجده ساله بودم و بهترین دوران زندگی ام شایدبه خاطر تحریم انتخابات بعضیها تباه شد امسال سی ساله شدم،تحریم نمیکنم تا۱… 6 days ago
  • خواهرم میگه تو خیابون اتوبوس حامیان رئیسی رو دیده که پلاکاردهاشون این بود: "ما با اتوبوس نیامدیم" 6 days ago
  • RT @alireza_rezaei: من کنت یخچالش وای، فهذا #رئیسی یخچالش وای. https://t.co/Or46qmsHzs 1 week ago
  • سال ۸۴،هجده ساله بودم و بهترین دوران زندگی ام شایدبه خاطر تحریم انتخابات بعضیها تباه شد امسال سی ساله شدم،تحریم نمیکنم تا۱۸ساله ای تباه نشود 1 week ago
  • فقط حس و حال صبح شنبه بعد از انتخابات 1 week ago
  • RT @Dokhtarhaji: این دخترها که جوری آرایش میکنن که رنگ صورتشون با رنگ گردنشون پنجاه درجه فرق میکنه، هدف اصلیشون از زیستن، شبیه سازی کله‌ی م… 1 week ago

RSS پیوندهای گوگل ریدری

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

افراد آنلاین

آمار وبلاگ

  • 542,149 بازدید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: