اینجا ایران است ۲ …

مه 14, 2010 at 10:06 ب.ظ. 142 دیدگاه

.

اينجا ايران است .. احساس عبور باد از لابلاي موها،بزرگترين روياي دخترانه است …

.

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

اینجا ایران است ۱ … خلاقیت !

142 دیدگاه Add your own

  • 1. mehr  |  مه 14, 2010 در 10:34 ب.ظ.

    همین دیروز بود که داشتم اینو به دوستم می گفتم.هی هی

    پاسخ
  • 2. با اینکه جواب بعضیهاخاموشیه ولی ...  |  مه 15, 2010 در 1:18 ق.ظ.

    غلط کردی که از طرف دختر ایرانی حرف میزنی!
    دختز ایرانی مثل تو پست وحقیر نیست که رویاش اینجورچیزا باشه!
    اگه نمیدونی بدون دختر ایرونی غایت آرزوش اینه که فقط بنده خداباشه نه…
    (البته بعیدمیدونم خدا روبشناسی که ارزش بنده هاشو اینجوری پایین آوردی)

    پاسخ
    • 3. دخترحاجی  |  مه 15, 2010 در 6:06 ق.ظ.

      حالا چرا دعوا داری عزیز دلم؟؟
      خب آرزوی همه هست جز شما،میخوای برم پست رو اصلاح کنم،شما حرص نخوری؟؟

      پاسخ
      • 4. ghatre  |  مه 16, 2010 در 5:24 ب.ظ.

        من یک دختر ایرانیم. خدا را خوب می شناسم و می دانم که چقدر از دخترهای ایرانی بی ادب دلخور و ناراحت می شود. نمی گویم بدش می آید چون خوب می دانم که چقدر مهربان است. من به کسی که گمان می کند من آفریدگار مهربانم را نمی شناسم فقط می گویم که دوست من گاهی فکر کن که شاید اشتباه کنی. گاهی بیشتر فکر کن. آرزوی عبور باد از لابه لای موها برای من آرزوی کوچکی نیست. من دوست دارم در مهد تمدن، در ایران عزیزم درک کنم لحظه هایی را که باد آرام و بازیگوش از لابه لای موهایم عبور می کند و پیام مهربانی خداوند را به من می رساند و آهسته از طرف او مرا می بوسد.

        پاسخ
    • 5. من امروز  |  مه 15, 2010 در 6:59 ق.ظ.

      مشخصه كه تو هم نشناختي عزيز دلم!
      اما فك ميكني خيلي ميشناسي!
      مشكلي ك باش مواجهيم همينه!

      پاسخ
    • 6. دست نوشته  |  مه 16, 2010 در 6:17 ب.ظ.

      پسر ایرانی‌ هم آرزوش خفه شدن امثال بعضی‌هاست

      پاسخ
    • 7. پرهام  |  مه 18, 2010 در 4:42 ق.ظ.

      «با اینکه جواب بعضیهاخاموشیه ولی …:
      غلط کردی که از طرف دختر ایرانی حرف میزنی!»

      پاسخ
    • 8. سحر  |  ژوئن 2, 2010 در 5:04 ب.ظ.

      من يه دختر ايروني اين رويامه
      همه‌ي دختراي دنياهم يبنده خدائن اينو وقتي 5 سالم بود مي‌دونستم

      پاسخ
  • 9. یک شیرفروش  |  مه 15, 2010 در 3:03 ق.ظ.

    برو تو حیاط خواهرم :دی

    نبینم آرزو به دل بمونی

    پاسخ
    • 10. قطره باران  |  مه 16, 2010 در 5:12 ق.ظ.

      بابا آدم تو حیاط خونه خودش هم راحت نیس
      از بس که از 6 طرف ساختمون ساختن دور آدم که همش هم مشرفِ به آدم .
      به قول بچه ها گفتنی ، مملکته داریم ؟!! :دی

      پاسخ
  • 12. شكوفه  |  مه 15, 2010 در 3:27 ق.ظ.

    link you 🙂

    پاسخ
  • 13. یه فنجون چایی داغ  |  مه 15, 2010 در 4:08 ق.ظ.

    و چه آرزوی بی حاصلی کاش روزی بدست می آمد

    پاسخ
  • 14. ستاره  |  مه 15, 2010 در 4:48 ق.ظ.

    آخ گفتی!! منم چند روز پیش داشتم به همین موضوع فکر می کردم. ببین تو رو خدا چه آرزوهایی داریم.

    پاسخ
  • 15. زبل خانوم  |  مه 15, 2010 در 6:07 ق.ظ.

    باد از لابه لای سبیلامون باید رد بشه..البته با طرح حجاب وعفاف..

    پاسخ
  • 16. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 15, 2010 در 6:25 ق.ظ.

    در جواب اون دختر خانمی که اولین کامنت این پست رو گذاشته:
    چند سال پیش یه دختر خانمی که بسیار محجبه هم بود
    ول کن ما نبود
    توی دانشکده هرجا میرفتیم جلو چشممون سبز میشد
    هرجوری بود شماره ی منو گیر آورد بهم زنگ زد و کلی حرف زد
    اصرار داشت که فردا بریم پارک و اونجا بیشتر حرف بزنیم
    بعد یهو یه حرف عجیب زد
    گفت میدونی آرزوی من چیه؟ آرزو دارم در اون دنیا
    عروس امام علی بشم
    گفتم جان؟؟؟؟
    گفت میخوام اونقدر پاک باشم که توی اون دنیا
    حضرت عباس منو به همسری قبول کنه
    گفتم خوب آدم حسابی پس چرا یقه ی منو چسبیدی؟ :))
    آره بعضی ها آرزو ندارن باد از بین موهاشون عبور کنه
    و امیال ساده و کاملا ابتدایی خودشون رو سرکوب میکنن
    و این سرکوب بقدری ادامه پیدا میکنه که کار بجاهای باریک میکشه
    و این امیال از یه جای دیگه سرباز میکنه

    پاسخ
    • 17. زبل خانوم  |  مه 15, 2010 در 4:04 ب.ظ.

      گفتن دنیا رو ول کنید وبه اخرت بیندیشید نه به این حد…

      پاسخ
  • 18. متين  |  مه 15, 2010 در 6:34 ق.ظ.

    گاهي وقتا لب دريا .. ميشه دلي از عزا دراورد !

    پاسخ
  • 19. Surgeon Fever  |  مه 15, 2010 در 6:37 ق.ظ.

    سلام باهوش!
    چطوری عزیز دلم؟:)
    مثل همیشه عالی بود!
    هم این هم قبلیش.
    قربونت برم.

    پاسخ
  • 20. مهدی  |  مه 15, 2010 در 6:42 ق.ظ.

    آخی
    یعنی شما تو خونتون نه پنکه دارید نه کولر
    جیگرم کباب شد

    پاسخ
  • 21. الي  |  مه 15, 2010 در 6:43 ق.ظ.

    به اون خانوم خاموشيه بگو بيا منو بخور. ولي بعد بالا بيار خدائي يه خورده كار داريم.

    پاسخ
    • 22. دخترحاجی  |  مه 15, 2010 در 7:52 ق.ظ.

      =))))
      از خودت مايه بذار خواهر…چرا منو بخوره؟
      خاموشي جان به خدا خواهرم خوشمزه تره،قول ميدم D:
      اين اسم شناسنامه ايش الهامه،ما تو خونه خوشمزه صداش ميکنيم.

      پاسخ
  • 23. دختر دیوونه  |  مه 15, 2010 در 6:47 ق.ظ.

    تازگیها خیلی هوس این رویا رو کردم…
    حرف دل بود

    پاسخ
  • 24. کاکا جنوبی  |  مه 15, 2010 در 6:53 ق.ظ.

    میگم اون خاموشیه یه وقت ترورت نکنه ها ؟

    پاسخ
  • 25. Fa Fa  |  مه 15, 2010 در 7:34 ق.ظ.

    ras migi vaghean

    پاسخ
  • 26. لاله  |  مه 15, 2010 در 7:34 ق.ظ.

    قربون دختر حاجی که خوش اخلاقه و جواب کامنتهای بی ادبانه رو هم با خوشرویی میده. خوشبحال داماد آینده حاجی !

    این رویای خیلی از دخترای ایرانیه….

    پاسخ
  • 27. کاوه  |  مه 15, 2010 در 9:03 ق.ظ.

    نمی شه فداکاری کنی و بخاطر پیشگیری از وقوع زلزله و سونامی هم که شده از این رویا بگذری.

    مگه ارتباط بین امواج موهای رها در باد با امواج درونی زمین و سونامی را نمی دونی!D:

    پاسخ
  • 28. مات  |  مه 15, 2010 در 9:36 ق.ظ.

    خیلی لایک

    پاسخ
  • 29. amir  |  مه 15, 2010 در 10:03 ق.ظ.

    سلام.چه وبلاگی داری.آفرین . ولی اینکه باد از لای موهات بگذره من پسرم نمی تونم ابراز عقیده کنم ولی می دونم هر پسری تو تمام دنیا شدیدا به مالکیت عاطفی دلبند و پایبنده و اینجور کارها اون علاقه رو کم می کنه.

    پاسخ
  • 30. آی بیکلاه  |  مه 15, 2010 در 10:58 ق.ظ.

    خیلی مشتاقم این خانم خاموشی چندتا از آرزوهای خودشو اینجا بنویسه… دختر حاجی بهش اجازه بده!!..
    بعد بنده خدا بودن رو برای ما تعریف کنه تا ما خدانشناسها یکم یاد بگیریم.
    تا اونجایی که من خدانشناس میدانم، حضرت علی میگه: «من جمالی دلرباتر از ادب نمی شناسم»… که این خانم نداره، یا شایدم علی هم خدانشناسه!!

    پاسخ
  • 31. خودم  |  مه 15, 2010 در 11:07 ق.ظ.

    خيلي حس خوبيه ! پيچيدن باد لاي موهارو ميگم!

    پاسخ
  • 32. Mona  |  مه 15, 2010 در 11:29 ق.ظ.

    هركي هرچي ميخواد بگه بگه؛من كه خيلي ي ي ي ي حال ميكنم با وبلاگت و توييتات!كلا به1 چيزايي دقت ميكني كه كمتر كسي مي كنه!:د

    پاسخ
  • 33. سامان  |  مه 15, 2010 در 11:44 ق.ظ.

    من نمی‌دونم کجا برم که این خزعبلات تو نیاد تو فیدم. هر بار یه اسکلی از این دری وری‌های تو شر می‌کنه من تمام تنم کهیر می‌زنه.
    باز باید بیام اینجا بگم بابا خفه شو دیگه اااااااه!

    پاسخ
    • 34. دخترحاجی  |  مه 15, 2010 در 5:19 ب.ظ.

      خب خفه که نمیتونم بشم ولی از همینجا به دوستانی که شما در گودر فالوشون کردین میگم که بی زحمت شیر نکنید تا خاطر این آقا سامان مکدر نشه …
      راستی،آب نمک هم واسه کهیر درمان خوبیه ها …

      پاسخ
  • 35. zirpoosh  |  مه 15, 2010 در 1:06 ب.ظ.

    حتی موقع سشوار؟در خانه؟D:

    پاسخ
  • 36. zirpoosh  |  مه 15, 2010 در 1:10 ب.ظ.

    دختر خاموشیه
    باید بگم پیامبر برای تکمیل اخلاق آمد و فعلا اخلاق دختر حاجی ااز تو بهتره
    حالا آرزوشو گفت یعنی تو وبش حق گفتن آرزوهاشو نداره؟؟؟؟

    پاسخ
  • 37. mandalays  |  مه 15, 2010 در 1:35 ب.ظ.

    خیلی حسّی و زیبا بود
    یعنی یه جورایی اشکم در اومد
    مرسی .

    پاسخ
  • 38. سوری  |  مه 15, 2010 در 2:02 ب.ظ.

    می گم تو جواب کامنتهایی که دعواتم می کنن اینقدر مهربون ومودب می دی ،بعد من یه کوچولو انتقادت کردم
    دیدی چیکار کردی که تا مدتی طرفت نیمودم از ترس .حالام از وب کاکا جنوبی اومدم لااقل اون پادرمیونی کنه .

    پاسخ
    • 39. دخترحاجی  |  مه 15, 2010 در 5:20 ب.ظ.

      =))) جدی؟؟ کی؟؟ یادم نمیاد،جریان چی بود؟ P: خانوم من شرمنده،حتما اعصاب نداشتم اون موقع P:

      پاسخ
  • 40. آنا  |  مه 15, 2010 در 2:25 ب.ظ.

    دست رو دلمون نزار دختر…

    پاسخ
  • 41. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 15, 2010 در 2:36 ب.ظ.

    با آزمون ارشد چه کردی؟
    شیری یا روباه؟

    پاسخ
  • 44. خود ........ارضایی  |  مه 15, 2010 در 2:54 ب.ظ.

    مرسی / خیلی حرف دل بود !

    پاسخ
  • 45. فنچول  |  مه 15, 2010 در 3:49 ب.ظ.

    میگم به دومی بگین از سر راه بره کنار بزار باد بیاد از لای موهامون رد شه

    پاسخ
  • 46. سمیه  |  مه 15, 2010 در 3:50 ب.ظ.

    سرکار خانوم خاموشی میگم که قطعن الان شما بنده ی شیطون تشریف دارین که نهایت غایت انتهای آرزوتون بنده ی خدا شدنه! میشی ایشالله ماکه بخیل نیستیم

    پاسخ
  • 47. فنچول  |  مه 15, 2010 در 3:52 ب.ظ.

    میگم میتونی نوشته ی شادی صدر رو یه جوری بهم برسونی چون فیلتر شده نمیتونم بخونمش .
    راستی اینجا پیام خصوصی چه جور میذارن؟

    پاسخ
    • 48. دخترحاجی  |  مه 15, 2010 در 5:23 ب.ظ.

      پیام ها تا زمانی که من تایید نکنم دیده نمیشن عزیزم…همین که بگین یه پیام خصوصیه،کافیه برای تایید نشدنش از سمت من…
      نوشته ی شادی صدر هم همچین چیز خاصی نبود…که متاسفانه تمام راههای دسترسی بهش هم فیلتره…اگر خیلی برات واجبه بگو که کپی کنم برات و با ایمیل بفرستم عزیزم …

      پاسخ
  • 49. shaze85  |  مه 15, 2010 در 4:10 ب.ظ.

    دختر حاجی جان مواظب باش
    منم به هوس انداختی یه سیاسی نوشتم
    (:

    پاسخ
  • 50. haafez  |  مه 15, 2010 در 5:13 ب.ظ.

    : *

    پاسخ
  • 51. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 15, 2010 در 6:33 ب.ظ.

    🙂
    ای بابا
    چرا؟ خوب چرا میری آزمون شرکت میکنی؟
    یا بخون،یا وقتی نمیخونی نرو سر جلسه و یا اصلا دفترچه نگیر
    اگه واسه ساندیس و بیسکوییت میری،من خودم روز آزمون برات بیسکوییت و ساندیس میخرم،خوبه؟
    دختر حاجی جان،بیا و خانومی کن امسال رو بشین درس بخون
    خوب بخون
    اگه یک سال خوب بخونی خیلی راحت توی آزمون سراسری هم قبول میشی
    چه برسه به آزاد
    من که ایشالله امسال از تابستون میشینم واسه ارشد میخونم
    حالا ببین سال آینده چیکار میکنم p:

    پاسخ
    • 52. دخترحاجی  |  مه 15, 2010 در 8:02 ب.ظ.

      اصلا لذت سانديس خوردن به ملچ مولوچ کردن سر جلسه کنکور و خرد کردن اعصاب بقيه ست…نگو شرکت نکن جون تو که ناراحت ميشم.

      پاسخ
    • 53. EmE  |  مه 16, 2010 در 7:02 ب.ظ.

      پس چرا به ما ساندیس ندادند؟ یه بسکویت نیم چاشتی که دادند از بس خرد و ترد بود تو گلومون گیر کرد. آب هم که پیدا نمی شد!!!… تا آخر جلسه سرفه هامون اعصاب بقیه رو خورد کرد!

      پاسخ
      • 54. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 7:22 ب.ظ.

        به ما یه آب معدنی دادن با یه بیسکوئیت … بسوز

        پاسخ
  • 55. نعیمه  |  مه 15, 2010 در 7:01 ب.ظ.

    دوستی داشتم که همیشه با حسرت می گفت دلم می خواد باد تو موهام بوزه.
    آخرش مهاجرت کرد رفت کانادا.

    پاسخ
  • 56. saba  |  مه 15, 2010 در 7:03 ب.ظ.

    che khooobiiiii to 😀
    baad nakhastim bepiche too muhamun felan az kambud vitamin D hamamun ru be nabudi mirim! bejoone khodam 😀

    پاسخ
  • 57. diagonal  |  مه 15, 2010 در 7:05 ب.ظ.

    6 روز مانده
    ال فرار….=))
    آزاد که گلابی بود!
    البته من معماری دادم

    پاسخ
    • 58. دخترحاجی  |  مه 15, 2010 در 8:04 ب.ظ.

      الان که با دمپايي ابري خيس دنبالت کردم ديگه روزشمار نميذاري واسه من ! 😐
      کلا کنکور گلابيه،هويجم هست….اگه چلوکباب بود من حتما قبول ميشدم توش

      پاسخ
    • 59. EmE  |  مه 16, 2010 در 7:04 ب.ظ.

      آزاد همیشه گلابیه. سال سوم که کنکور آزاد دادم، تخصصی 50% زدم. اینقدر تعجب کردم که امسال کنکور آزاد ندادم (هنوز تو کفه مسخره بودنشم!)

      پاسخ
  • 60. متين  |  مه 15, 2010 در 8:01 ب.ظ.

    326 لايك براي اين پست تا الان ! شاهكار !

    پاسخ
  • 61. ریحانه  |  مه 15, 2010 در 8:23 ب.ظ.

    عزیزم پارک بانوان رو که ازمون نگرفتن هنوز ! 😀
    تازه اونجا نه تنها باد میتونه از لای موهات رد بشه , از همه جاهای دیگه هم میتونه رد بشه

    پاسخ
  • 62. صالح کشاورز  |  مه 15, 2010 در 8:30 ب.ظ.

    شما چقدر خوب با وردپرس کنار اومدی دختر حاجی !
    من اصلا بلد نیستم باهاش کار کنم 😦

    پاسخ
    • 63. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 5:23 ق.ظ.

      برای منم اولاش خیلی سخت بود…زود عادت میکنی

      پاسخ
  • 64. سمیرا.ز  |  مه 16, 2010 در 5:01 ق.ظ.

    سلام
    از آشناییت خوشبختم دختر حاجی!!

    آره راست میگی منم بهش زیاد فکر میکنم ولی به زبون نمیارم…تو این خراب شده فعلا که من و تو شدیم عامل لرزش زمین و عذاب الهی و …

    چقدر زن بوده سخته 😦

    پاسخ
  • 65. سمیرا.ز  |  مه 16, 2010 در 5:02 ق.ظ.

    راستی با اجازه لینکت کردم 😉

    پاسخ
  • 66. قطره باران  |  مه 16, 2010 در 5:15 ق.ظ.

    حالا از این حرفا گذشته ، راستشو بگو دختر حاجی ، چقد پول دادی به این وردپرسی ها تا هر روز وبت رو تو لیست برترین وب نوشت های امروز بنویسه ؟ ها ؟ ها ؟

    پاسخ
    • 67. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 5:25 ق.ظ.

      باور میکنی من تا به امروز این لیست رو نگاه هم نکردم؟؟
      حالا واقعا مینویسه؟؟ چه خارجکی D:

      پاسخ
  • 68. آرش س.  |  مه 16, 2010 در 6:35 ق.ظ.

    نه بابا
    منم 2 ساعت اضافه اوردم
    8 شروع شد
    خیلی ملاحظه خودمو کردم که ضایع نباشه، 10 بلند شدم
    نکنه تو هم لیسانستو tj گرفتی؟

    پاسخ
    • 69. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 11:35 ق.ظ.

      tj که نمیدونم کجاست ولی من اونجا نبودم به خدا D:

      پاسخ
  • 70. ماهتو  |  مه 16, 2010 در 6:48 ق.ظ.

    سلام ددختر حاجی. گل گفتی. وقتی طبیعت زن رو تو جامعه ما انکار می‌کنن چه‌طور رویای ما این نباشه؟ آقا یا خانم خاموشی! نگران دنیا و آخرت خودت باش.

    در ضمن یک پست ماگزیمال! در همین مورد دارم 🙂

    پاسخ
  • 71. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 16, 2010 در 7:03 ق.ظ.

    نذار کامپیوترت زیاد زور بزنه
    براش ضرر داره
    شاید نارسایی قلبی داشته باشه،اونوقت خدای نکرده MI میکنه
    یا دچار RUPTURE قلبی یا روده ای میشه 🙂

    پاسخ
  • 72. لاله  |  مه 16, 2010 در 7:24 ق.ظ.

    اینجا چطوری میشه اسمایلی گذاشت؟؟

    پاسخ
    • 73. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 11:36 ق.ظ.

      مثلا بگو اسمایلی دخترحاجی گیس بریده…اینجا خودش اسمایلی میسازه…خیلی خارجکیه وبلاگم جون شما D:

      پاسخ
  • 74. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 16, 2010 در 7:36 ق.ظ.

    بهت تبریک میگم
    وبلاگت رنکینگ 4 داره
    این خیلی خوبه
    http://www.prchecker.info/check_page_rank.php

    مال منم چهاره

    پاسخ
    • 75. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 11:38 ق.ظ.

      خب این که گفتی یعنی چه؟؟
      حتما چیز خوبیه،پس آفرین به من =)))

      پاسخ
  • 76. آی بیکلاه  |  مه 16, 2010 در 8:21 ق.ظ.

    به نظر من دوستایی که می خوان بشینن برای ارشد بخوانن، به خودشان زحمت ندن برن دنبال اصل زندگی. من خودم ارشد بودم بعد از 2 ترم انصراف دادم! یا باید تا دکترا برین که دهنتان سرویسه یا همون لیسانس بمانید یا حتی برین فوق دیپلم بگیرید!!

    پاسخ
    • 77. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 11:38 ق.ظ.

      زندگی مگه اصلی هم داره که بریم دنبالش آخه؟
      خجسته خان واسه چی ول کردی؟؟

      پاسخ
  • 78. saye  |  مه 16, 2010 در 9:51 ق.ظ.

    این دانشگاه ما اون همه ساختمون های خوشگل داشت تو شکمو از بوفه خوشت اومد؟

    پاسخ
    • 79. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 11:39 ق.ظ.

      =)) از شیکم واجبتر هم هست مگه؟

      پاسخ
  • 80. saye  |  مه 16, 2010 در 9:53 ق.ظ.

    با 4 ساعت امتحان صبح اینقدر خسته شدی اگه جای ما بودی تا 8 شب سر امتحان اسکیس بودی چی میگفتی؟

    پاسخ
    • 81. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 11:40 ق.ظ.

      امتحان صبح نبودااااااااااااااااا…بعد از ظهر بود…خودمو کشتم بس که سعی و تلاش و کوشش نمودم خب

      پاسخ
  • 82. پرنده روی سیم  |  مه 16, 2010 در 11:06 ق.ظ.

    اینجا ایران است
    یعنی جایی که:
    نمایشگاه کتاب را در مصلی تهران برگزار می‌کنند
    و نماز جمعه را در دانشگاه تهران برگزار می‌کنند!

    پاسخ
  • 83. مهندس بانو  |  مه 16, 2010 در 11:39 ق.ظ.

    اینجا حتی آرزویش هم بر دختران ایرانی جرم است، انگار :دی :دی

    پاسخ
  • 84. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 16, 2010 در 11:50 ق.ظ.

    رنکینگ وبلاگ هرچی بالا تر باشه بهتره،وقتی کسی توی گوگل مطلبی رو جستجو میکنه از بین چندین وبلاگ که اون مطلب رو نوشتن وبلاگهایی بالاتر قرار میگیرن که رنک بالا تری دارن
    افتاد؟
    مثلا اگه تو با رنک 4 یه چیزی بنویسی و وبلاگی با رنک 3 همون چیز رو نوشته باشه،اگه کسی با کلمات مشابه توی گوگل جستجو کنه در نتایج جستجو وبلاگ تو بالاتر قرار میگیره
    این خوب نیست؟

    پاسخ
    • 85. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 12:06 ب.ظ.

      D: چرا خوبه…اگه پول هم بابت این حرفهای مفت ما میدادن خیلی بهتر تر میشدااااااااااااااااااا…نه؟ :)))

      پاسخ
  • 86. هانيه !!  |  مه 16, 2010 در 11:54 ق.ظ.

    آي گفتي دختر حاجي . همچين داغ دل ما رو تازه كردي والاااا ..

    پاسخ
  • 87. diagonal  |  مه 16, 2010 در 12:14 ب.ظ.

    دینگ دینگ…
    5 روز مونده به 31 اردیبهشت…=))
    اطلاع رسانی وظیفه ماست
    ما رسانه هستیم=))

    چلوکباب بخوری چاق میشی به همین گلابی و هویج قناعت کن!!!!

    پاسخ
    • 88. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 12:53 ب.ظ.

      من تا پنج روز دیگه تورو میکشم .. شک نکن…

      پاسخ
  • 89. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 16, 2010 در 12:38 ب.ظ.

    من که هزار بار بهت گفتم برو دنبالشو بگیر
    نگفتم برو توی مجلات طنز عضو شو؟
    خودت نمیری دنبالش
    مردم از همین حرفایی که تو بهشون میگی مفت شیکم زن و بچه شون رو سیر میکنن
    حالا تو هی بشین توییت کن

    پاسخ
    • 90. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 12:54 ب.ظ.

      D:
      هی برادرررررررر … کی پول به این شر و ورا میده آخه؟ :)))
      P:

      پاسخ
  • 91. مهدي  |  مه 16, 2010 در 1:03 ب.ظ.

    آه آه اين شماره 2 چه داغ كرده. ببينم دختر خوب مگه آدم نمي تونه هم بنده خدا باشه هم باد تو موهاش بپيچه؟ يعني از اين 6 ميليارد جمعيت دنيا همين 300 ميليوني كه باد هم موهاشون نيست آدمن و بنده خدا؟ ياد حديثي افتادم كه ميگه «گناهي كه تو را خاضع كند بهتر است از عبادتي كه تورا مغرور سازد».
    راستي كجاي قرآن اومده كه بايد روسري و چادر و اينها پوشيد و موي سر را به باد نسپرد. شما كه اينقدر راست ميگي و بنده خدا هستي ثابت كن همين كي رو راست گفتي.

    پاسخ
  • 92. afternoonn  |  مه 16, 2010 در 3:18 ب.ظ.

    چه آدمای بیکاری … چه آرزوهای بچه گانه ای …

    پاسخ
  • 93. لاله  |  مه 16, 2010 در 6:36 ب.ظ.

    قبول نیست به جان خودم
    یاد بده بهم
    ژانر اینایی که سیریش میشن ول نیمکنن
    اسمایلی دخترحاجی بیحوصله

    پاسخ
    • 94. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 6:52 ب.ظ.

      :))
      ببین عزیزم…تو باید،حروفی که اسمایلی ها رو میسازن بلد باشی … مثلا برای لبخند باید بدونی که : و ) رو کنار هم میذارن که میشه 🙂 و خود به خود بصورا آیکون نشون داده میشه…
      اینجا اسمایلی های زیادی نمیشه گذاشت..این رایج ترینشه :*

      پاسخ
  • 95. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 16, 2010 در 6:49 ب.ظ.

    ای بابا چرا توییت نمیکنی؟ چندین بار اومدم و دیدم هنوز چیزی ننوشتی
    بابا ما معتاد توییت های جنابعالی شدیم
    باید به کی بگیم دردمون رو؟
    به قول خودت اسمایلی کندن موهای سر
    اسمایلی خاراندن بدن و خماری
    خوبه؟
    برسون که خماریم 🙂

    پاسخ
    • 96. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 6:53 ب.ظ.

      =)) دارم اکسل می آموزم D:
      یه سری پی دی اف های اکسل گرفتم،خیلی چیزا هست که انگار من از اکسل بلد نیستم…چه ادعایی هم داشتم تو این زمینه خدایی P:

      پاسخ
      • 97. خوشم  |  اکتبر 12, 2010 در 8:46 ق.ظ.

        خوشم میاد که راحتی:)
        وبلاگ خوبی داری

        پاسخ
  • 98. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 16, 2010 در 7:00 ب.ظ.

    خوبه یه کار مثبت میکنی
    منم دارم نمونه های نوار قلب رو توی اینترنت پیدا میکنم
    دنبال ریتم های قلبی هستم و هر از چندگاهی به شما سر میزنم ولی خبری از توئیت نیست
    باید یه فکری به حال این اعتیاد بکنم

    پاسخ
    • 99. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 7:20 ب.ظ.

      ترک کن برادر من،ترک کن…
      دو روز دیگه باید از تو جوبهای کنار وبلاگا پیدات کنیما…نکن این کارو با خودت 🙂

      پاسخ
  • 100. لاله  |  مه 16, 2010 در 7:01 ب.ظ.

    مرسی
    :*

    پاسخ
  • 101. خواننده خاموش!!!  |  مه 16, 2010 در 7:40 ب.ظ.

    اگه يه فيلم با حجم 150 مگ بايت دانلود ميكردي قبلشم كلي عكس تبليغاتي ازش ديده بودي 2 ساعتم طول ميكشيد تا دانلود بشه بعد موقع باز كردن فايل زيپ يه error ميداد اونوقت….موندم به كي فحش بدم خودم يا ….

    پاسخ
    • 102. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 8:25 ب.ظ.

      آره آره به خودت فحش بده بخندیم :))

      پاسخ
  • 103. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 16, 2010 در 8:21 ب.ظ.

    آخیش راحت شدم
    بلاخره توئیت کردی
    توئیتت رو بخورم :))
    از خماری درمون آوردی
    بخدا دختر حاجی تو ترکم من
    همین الان گذاشتم کنار
    دیگه توئیت نمیخوام تا یه نیم ساعته :))

    پاسخ
  • 105. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 16, 2010 در 8:39 ب.ظ.

    «تاحالا شده وقتی دستشویی داری »
    من همیشه این کار رو میکنم
    خیلی حال میده
    ولی خیلی ضد حاله برام وقتی بفهمم طرف اونور خط وقتی داره با من حرف میزنه بره تو توالت
    فقط برای خودم حال میده
    :))

    پاسخ
    • 106. دخترحاجی  |  مه 16, 2010 در 8:53 ب.ظ.

      ئههههههههههههههههههه…زرنگی؟ :))

      پاسخ
  • 107. فریدون  |  مه 17, 2010 در 9:40 ق.ظ.

    ما وقتی که موهامون بلند بود جای همه شما رو خالی کردیم :دی
    یه خط نوشتی جماعتی رو به کار گرفتی

    پاسخ
  • 108. پرهام  |  مه 18, 2010 در 4:28 ق.ظ.

    دختر جان حیا هم خوب چیزیه والا!
    یه خط نوشتی: نزدیک 600 تالایک خورده که هیچ، نزدیک صد نفر هم اومدن و بیشتر از یه خط کامنت گذاشتن!!
    ولی پیامدش این میشه:
    دختر اقدس خانوم: واااا. مامانو دخترحاجی رو دیدی موهاش رو شینیون کرده. اصلاً بهش نمیاد.
    دختر صغری خانوم: وای کبری جون دخترحاجی رو دیدی؟ موهاش سیفیت شده بود. بیچاره غصه می خوره کسی نمیاد بگیرتش.
    و شعرهای پشت کامیونی پیرامون زلف دخترحاجی رو هم بی خیال. 

    پاسخ
  • 110. یک جهان سومی  |  مه 18, 2010 در 6:29 ب.ظ.

    یه روز خوب میاد اینو میدونم !!!

    یه چیز میگم پر رو نشو ولی : اِ اِ اِ اِ … هیچی اصلا ولش کن پر رو میشی !

    پاسخ
  • 111. Sam  |  مه 21, 2010 در 3:11 ب.ظ.

    من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند .

    پاسخ
  • 112. Sam  |  مه 21, 2010 در 3:14 ب.ظ.

    ———————————————————–

    و هر روز او متولد ميشود؛

    عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد…

    و قرن هاست كه او؛ عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بر باد رفته اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان مردش؛ گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد؛ سينه اي را به ياد مي اورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند … و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد…! و اين, رنج است , دکتر علي شريعتي

    ———————————————————–

    زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند… ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر… مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي …. براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني … در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو … او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي … او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني…او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد …. او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني … او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر …..

    پاسخ
  • 113. Sam  |  مه 21, 2010 در 4:07 ب.ظ.

    یه خورده طولانی شد مگه نه .
    راسثش رو بخای همه رو خوندم خوب بود, گفتم منم بنویسم ولی بعد از مدتی یادم اومد من اینقدر تنبلمم که حا نوشتن هم ندارم, تازه سواتم هم نمی کشه خلاصه با کپی پست از یه ایمل چند جمله نوشتم همش بخاطر اینکه عاشق دختر حاجی شدم و می خاستم خودی نشون بدم ولی فکر کنم ۳ شد.
    ok baby dont take it serious , I am just kidding you though your comments are really good I like them , who know ,may be if i get to know you then I will be in love 🙂

    پاسخ
    • 114. دخترحاجی  |  مه 21, 2010 در 7:12 ب.ظ.

      اولا که کار خوبی کردی،جمله های قشنگی بود مخصوصا اون کامنت اول …
      در ثانی حاجی داماد دار شد یعنی؟؟ عاشق شدی رفت؟ :))) الان شبه که ولی صبح بیا خواستگاری D:

      پاسخ
  • 115. ahmad  |  مه 23, 2010 در 6:13 ق.ظ.

    این آرزو را انشاالله تعالی به گور خواهی برد ….

    پاسخ
  • 116. Sam  |  مه 23, 2010 در 4:19 ب.ظ.

    ببین دنبال خونه حاجی گشتم ولی چند صد میلیون پیداشد نا گفته نمونه خیلیاشون دختر ترش کرده داشتن اینجوری به من گفتن من که معنیش رو نفهمیدم هر چی فکر کردم چطوری یه دوختر ترش کنه ندونستم شاید تو ابلیمو می خابوننش .
    جون من چند سالته

    پاسخ
  • 118. Sam  |  مه 23, 2010 در 4:23 ب.ظ.

    چی رو به گور می برم
    ارزو کیه
    ببین تو گور با من جا نمیشه اونجا جا تنگه تازه من خوروپف هم زیاد می کنم

    پاسخ
  • 119. Sam  |  مه 24, 2010 در 11:19 ق.ظ.

    من هم حدس میزدم ۲۶ سالته.
    خلاصه شیطون بازی در می یاری منم که ساده دلم همه چیزو باور می کنم.

    پاسخ
  • 121. Sam  |  مه 24, 2010 در 5:50 ب.ظ.

    ببین انسان جایزالخطا است یعنی اگه خطا کنه جایزه میگیره خب من جایزم اینه که تو بگی چن سالته نگو که تاذه ۱۸ سالت شده چون اونموقه احساس پیری خواهم کرد
    ۲۲ سلته؟

    پاسخ
    • 122. دخترحاجی  |  مه 24, 2010 در 6:03 ب.ظ.

      2 سال و شونصد ماه و خورده اي D:

      پاسخ
  • 123. Sam  |  مه 24, 2010 در 5:55 ب.ظ.

    فکر کنم تو ایرون زندگی نمیکنی درس میگم

    پاسخ
    • 124. دخترحاجی  |  مه 24, 2010 در 6:04 ب.ظ.

      اتفاقا ناف ايرانم… D:
      اصلا نميتوني خوب حدس بزنيا…حس ششمتو بده تعمير :))
      من تهران هستم P:

      پاسخ
  • 125. Sam  |  مه 25, 2010 در 4:20 ق.ظ.

    اینو باش من حس چهارم و پنجمم هم کار نمی کنه چه برسه به ششم می دونی اینو شنیدی که میگن تاب داره ….
    ببین تو اگه تو ناف تهرونی من تو بالای نافم 🙂
    خودمونیم ناف تهران کجاست . نکنه همون جاییه که هوا به موهات نمی خوره نمیدون اینجا هم نسیمی نیست
    خلاصه اسمت چیه

    پاسخ
    • 126. دخترحاجی  |  مه 25, 2010 در 6:42 ق.ظ.

      بفرما چایی دوم … پسرخاله شدی …

      پاسخ
  • 127. Sam  |  مه 26, 2010 در 6:30 ق.ظ.

    مرسی چاییت چیه یعنی سبزه چون اینروزا همش چایی سبز می خورم چون به من گفتن سیاه شدم چون چایی می خورم وااگه چایی سبز بخورم رنگم بر می گرده راستش بخای بهشون نگفتم قهوه زیاد می خورم به همین خاطره سیا شدم .
    راستی پسر خاله شدن خوبه؟

    پاسخ
  • 128. میثم الله‌داد  |  مه 27, 2010 در 8:21 ق.ظ.

    این متن رو دوست دارم.

    پاسخ
  • 129. Sam  |  مه 28, 2010 در 12:26 ق.ظ.

    ببین دختر حاجی قهر کردی؟
    دیگه جواب نمی دی؟

    پاسخ
    • 130. دخترحاجی  |  مه 28, 2010 در 6:22 ق.ظ.

      جواب چی؟ مگه چیزی پرسیده بودی دوست جون؟

      پاسخ
  • 131. شازده  |  مه 30, 2010 در 3:26 ق.ظ.

    سلام
    موافقم

    http://motaleateman.persianblog.ir/post/50/

    پاسخ
  • 132. aMiN  |  مه 30, 2010 در 5:23 ب.ظ.

    wow!!!

    پاسخ
  • 133. عسل  |  مه 31, 2010 در 5:53 ق.ظ.

    واقعا چهقدر بايد بدبخت و سطحي باشن دختراي ايراني كه بزرگترين آرزوشون اين باشه. اين يعني رژيم حاكم دقيقا به هدف خودش كه همون سطحي كردن مردم و به تب راضي كردنشونه، رسيده .
    براي تمام كساني كه اين بزرگترين روياشونه متأسفم چون تا وقتي كه سطح مطالباتشون انقدر پايينه هيچوقت به بچه گانه ترين و سطحي ترين روياشونم دست پيدا نمي كنن.

    پاسخ
  • 134. Sam  |  ژوئن 1, 2010 در 5:38 ب.ظ.

    سلام عسل
    خیلی فکر کردم چه جوابی بدم
    زیاد دور نرو جمهوری اسلامی هم از تو همون استفاده رو میکنه که بورشولیکها در شوری یا در ماو در چین, زن ازده مثل یک مرد عمل کنه این اولین شرطه من هم مردم ولی نه مثل اونی که تو چنه یا مثله اونی که شوروی بود در مورد ایرونی بهتره صحبت نکنم چرا که مخلوطی از اون ۲ تاست

    پاسخ
  • 135. سید محمد  |  ژوئن 1, 2010 در 11:22 ب.ظ.

    سلام …. جالب می نویسی اما……….
    با مطلب:»با بد حجابی چه باید کرد (2) / در غرب بر زنان چه می گذرد؟» به روزم

    پاسخ
  • 136. mory  |  ژوئن 2, 2010 در 7:33 ب.ظ.

    بیا اینجا هم از دست این مذهبی ها راحت نیستیم. مثه غده سرطانی تو همه جا نفوذ کردن . T.T

    پاسخ
  • 137. Sam  |  ژوئن 6, 2010 در 1:50 ق.ظ.

    توی غرب زن همو حقوق رو داره که یه مرد هم داره حالا ، اونجا زن در امنیت بسر می بره هیچ ربطی هم به حجاب نداره ازادی یعنی در محدوده خودت در چهار چوب قانون هر کاری که می خوای بکن ولی مزاحم دیگرون نشو ، من مذهبی نیستم ولی به هیچ وجه قبول نمی کنم که کسی به مذهبیون توهین کنه اون چند نفری هم که اون بالا اظهار نظر کردن فقط حرف خودشون رو زدن وبعضی مواقع بی تربیتی کردن و فقط مذهبی نما هستند ۲ رو هستند که این یکی از خواص بارز ما ایرونیاست ، چاکرتم و نوکرتم تو روش یه خورده انورتر بره بهش فش می دیم ، بعضی ها هم …

    پاسخ
  • 138. sam  |  ژوئیه 5, 2010 در 3:13 ب.ظ.

    سلام
    این صفحه هم فبلتر شد

    پاسخ
  • 139. Halley  |  آوریل 18, 2011 در 3:21 ب.ظ.

    Man az turkey daram minevisam,motasefane filtershekan nadaram enqad khoshal shodamk tunestam webeto baz konam ajijam

    پاسخ
  • 141. kaveh  |  آوریل 30, 2011 در 2:42 ب.ظ.

    sharmande ke keyboarde farsi nadaram,neveshtehato dus daram,ba khundanesh lezzat mibaram,damet garm abji

    پاسخ
    • 142. دخترحاجی  |  مه 2, 2011 در 5:36 ب.ظ.

      خوشحالم که خوشتون میاد از نوشته های من … موفق باشید

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


هیچی ...
همین !

توییت های من

  • از وقتی دیدم تو عروسی حامد نیک پی، ساسی مانکن خونده دیگه اون آدم قبلی نشدم 9 hours ago
  • عشق به زندگی فقط اونجاش که یار میگه بریم؟ میگی بریم و میریم #دروتخته 2 weeks ago
  • ما میفهمیم، اما به روی خودمون نمیاریم چون مهم نیست :)) 2 weeks ago
  • رفتم موهامو رنگ و هایلایت و کراتینه کردم و جیبم به شدت درد میکنه 2 weeks ago
  • از سر شب تا الان بابام سه دفعه کولر رو خاموش کرده و من سه دفعه روشن کردم الان نوبت بابامه :] 3 weeks ago
  • بحث من نبودن وزیر زن در کابینه نیست مشکل من اینه که نگاه جنسیتی از اینور بوم نیفته اینکه بگیم حداقل یک وزیر زن،یعنی فقط تاکید به جنسیت 3 weeks ago
  • فکر میکنم اصرار به انتخاب وزیر زن و یا مخالفت با نداشتن وزیر زن خودش به نوعی ضد فمنیسمه برابری یعنی تمرکز به جای جنسیت به شایستگی افراد باشه 3 weeks ago
  • اصرار برای انتخاب وزیر زن رو نمیفهمم اصرار باید به انتخاب فرد برتر و اصلح باشه چه زن چه مرد 3 weeks ago
  • اون دوقرونی که مامورپمپ بنزین صرفا به خاطر اینکه پیاده نمیشدم بنزین بزنم ازم میپیچوند مهم نبود مهم این بود که زور داشت برام منو احمق فرض کنن 3 weeks ago
  • مدتهاست که دیگه خودم بنزین میزنم و وقتی پیاده میشم از ماشین حس میکنم پرسنل پمپ بنزین دلشون میخواد خرخرمو بجون که نمیتونن سرم رو کلاه بذارن 3 weeks ago
  • رفیق پایه داشتن بزرگترین نعمت دنیاست. اصلی ترین رفیق پایه ت همسرت باشه بزرگترین خوشبختی دنیاست 3 weeks ago
  • وقتی توخیابون چندین پل عابر و خط کشی هست،انتظارنداشته باشین ازهرجای خیابون که میخواین ردشین راننده وایسته راننده گناه نکرده که ماشین زیرپاشه 3 weeks ago

RSS پیوندهای گوگل ریدری

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

افراد آنلاین

آمار وبلاگ

  • 542,721 بازدید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: