قانون پایستگی دیکتاتوری !

مه 12, 2010 at 8:46 ق.ظ. 121 دیدگاه

.

دیکتاتوری از بین نمیرود، فقط از تاج به عمامه تبدیل میشود!

.

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

دخترحاجی را هکر آزاد کرد ! اینجا ایران است ۱ …

121 دیدگاه Add your own

  • 1. مهیب  |  مه 12, 2010 در 8:58 ق.ظ.

    با تاج راحت ترم

    پاسخ
  • 2. Mimimal  |  مه 12, 2010 در 9:11 ق.ظ.

    و او تنش می خارید

    پاسخ
  • 3. ويلسون خان  |  مه 12, 2010 در 9:12 ق.ظ.

    روح خدا بيامرز انيشتينو زنده كردى!

    پاسخ
  • 4. diagonal  |  مه 12, 2010 در 9:22 ق.ظ.

    31 اردیبهشت ساعت 8 شب جواب اعمالت میاد(نتیجه ارشد)
    ستاد دق مرگ کردن پشت کنکور(-:

    پاسخ
    • 5. دخترحاجی  |  مه 12, 2010 در 9:56 ق.ظ.

      فحش دلت میخواست احیانا؟؟؟ خب میگفتی عزیز دلم 😦
      الان با جارو میفتم دنبالت تا استرس بیخودی به آدم ندی.

      پاسخ
  • 6. وارش  |  مه 12, 2010 در 10:27 ق.ظ.

    و انجا بود كه بعد از عمامه با دار جايش عوض خواهد شد قانون عمل و عكس العمل

    پاسخ
  • 7. شبح اپرا  |  مه 12, 2010 در 10:38 ق.ظ.

    عاااالی 🙂

    پاسخ
  • 8. زهرا  |  مه 12, 2010 در 10:46 ق.ظ.

    همیشه وبلاگتو می خونم خیلی از توییت هایی که میزاری خوشم میاد وااای خدا میدونه

    پاسخ
  • 9. خواننده خاموش!!!  |  مه 12, 2010 در 11:09 ق.ظ.

    بازم تاج يه قشنگي داره اين عمامه رو كه اينقدر محكم ميبندن كه به قول يكي خون به مغزشون نميرسه نمي فهمن چي ميگن

    پاسخ
  • 10. بهنام  |  مه 12, 2010 در 11:43 ق.ظ.

    همون بهتر که من امیدی ندارم واسه ارشد
    وگرنه الان استرس ناک بودم

    پاسخ
  • 11. نعیمه  |  مه 12, 2010 در 11:52 ق.ظ.

    البته یه کوچولو محتوای کله های اون زیر با هم فرق می کنه ها.

    پاسخ
  • 12. یک شیرفروش  |  مه 12, 2010 در 12:54 ب.ظ.

    و در هر دو حالت دیکتاتوری وجود دارد !

    پاسخ
  • 13. diagonal  |  مه 12, 2010 در 1:10 ب.ظ.

    eeeeeeeeeeeeeeeeee…………………che bi adaf!chera comment mano hazf kardi?sit sot pish gozashe bodam

    پاسخ
    • 14. دخترحاجی  |  مه 12, 2010 در 1:57 ب.ظ.

      والا به خدا من چیزی حذف نکردم

      پاسخ
  • 15. امين  |  مه 12, 2010 در 1:49 ب.ظ.

    اين پستت خيلي خووب بوود!

    پاسخ
  • 16. مهرشيد،دختر اصفهاني  |  مه 12, 2010 در 2:15 ب.ظ.

    صد رحمت به تاج
    اون لباس رو كه مي پوشن توهم مي زنن كه نماينده خدان!

    پاسخ
  • 17. سارا  |  مه 12, 2010 در 2:21 ب.ظ.

    پس چرا «کروبی » یه دفعه واستون شد شیخ عزیز!!!
    خاتمی شد تاج سر!!!
    موندم اگه مردک موسوی شیخ بود چی میگفتین ؟!!!!

    :))

    پاسخ
  • 18. درنین  |  مه 12, 2010 در 2:24 ب.ظ.

    سلام

    بهترین ها

    پاسخ
  • 19. ويلسون خان  |  مه 12, 2010 در 2:27 ب.ظ.

    [بنده خدا] ابتر است ، عاشق او بدتر است…

    پاسخ
  • 20. godool2  |  مه 12, 2010 در 2:55 ب.ظ.

    باید از بینشان برد،نمیروند.

    پاسخ
  • 21. علیرضا  |  مه 12, 2010 در 3:26 ب.ظ.

    اون تاج شرف داره به یک میلیارد عمامه که باهاش دختر ایرانی رو سنگسار می کنند. دیگه آدم هرچیزی که به دهنش میاد رو که نمیگه… شعور هم خوب چیزیه!
    سواد سیاسیت رو ببر بالا. اگر دیکتاتور بود، دیکتاتور سفید بود و واسه اون مردم لازم!

    پاسخ
    • 22. دخترحاجی  |  مه 12, 2010 در 4:36 ب.ظ.

      دیکتاتور دیکتاتوره،سفید و سیاهش واسه سرگرم کردن من و توئه !
      هروقت حس کردی که لیاقت آزادی رو داری،میتونی درک کنی که هیچ دیکتاتوری حق سلب آزادیت رو نداره عزیزم !

      پاسخ
      • 23. سعید  |  مه 14, 2010 در 2:53 ب.ظ.

        آزادی مطلق که نداریم. ولی آزادی نسبی بله. دیکتاتوری تا وقتی که کسی بر کسی نظارت دارد وجود دارد.نمونه اش همین دیکتاتوری در مورد تحقیق و سخنرانی د رمورد هولوکاست در کشورهای غربی.

        پاسخ
    • 24. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 12, 2010 در 5:14 ب.ظ.

      متاسفانه بعضی ها به غلط فکر میکنن که اگه بگن مثلا طرفدار سلطنت هستن این نشونه ی با فرهنگی و با شخصیت بودن اونها ست
      کسی نیست به اون ها بگه شما که طرفدار سلطنت هستی،خودت که سلطنت نمیکنی،شما طرفدار این هستی که یکی بیاد و به شما سلطه داشته باشه و این یعنی بردگی
      این کجاش با کلاسیه؟ کجاش روشن فکریه؟

      پاسخ
      • 25. Sahar  |  مه 13, 2010 در 6:20 ق.ظ.

        تو ZORO .حداقل سلطنت کراهت نداره که چندشی به آدم دست بده. از همه جا هم تحریم نیست.

        پاسخ
  • 26. شازه  |  مه 12, 2010 در 3:33 ب.ظ.

    دختر
    عالی بود
    مواظب فیلتر هم باش

    پاسخ
  • 27. متين  |  مه 12, 2010 در 3:42 ب.ظ.

    دمت !

    پاسخ
  • 28. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 12, 2010 در 3:57 ب.ظ.

    آفرین.آفرین
    عالی بود
    میدونی بعضی از حرف های تو رو باید با طلا نوشت

    پاسخ
  • 29. سمیه  |  مه 12, 2010 در 4:16 ب.ظ.

    و از دهان به مقعد و بالعکس

    پاسخ
  • 30. پارسا  |  مه 12, 2010 در 4:49 ب.ظ.

    و بالعکس

    پاسخ
  • 31. بهرام  |  مه 12, 2010 در 6:02 ب.ظ.

    آخرش ما فيس بوكِ شما رو پيدا نكرديم!

    پاسخ
  • 33. خانوم مارپل  |  مه 12, 2010 در 6:17 ب.ظ.

    ایول عالی بود به نظرت کاتالیزورش چیه :)))
    میگما دختر حاجی خودتی دیگه ایشالا؟؟ 😀 اگه راست میگی دستاتو نشونم بده :-ss

    پاسخ
  • 35. حوری  |  مه 12, 2010 در 7:39 ب.ظ.

    باهات شدیدا موافقم

    پاسخ
  • 36. حاج یزدان کمونیست..!  |  مه 12, 2010 در 7:56 ب.ظ.

    اینجا خیلی دور است
    آنقدر دور که وقتی کسی میپرسد: کجا؟
    میتوانی بند کفشهایت را یک دور بیشتر دور پاهایت بپیچی و بگویی: کردستــان!
    ——————–
    دوست داشتی لینک می شدی…!

    پاسخ
  • 37. علیرضا  |  مه 12, 2010 در 8:16 ب.ظ.

    آره عزیز! شما راست میگی…
    یه کم تاریخ رو هم بخونی متوجه میشی که به این مردم نمیشه آزادی تام داد. خودت رو می بینی فکر میکنی تمام ایران و بلکه تمام دنیا همینه. یک نگاه کوچیک به خودت بکنی متوجه میشی همون دیکتاتوری سفید (که واسه شما فرقی نداره) لباس من ِ مرد رو مثل آدم کرد و اون لچک رو (به زور و با دیکتاتوری سفید) از روی سر تو کشید که احساس آدم بودن کنی…

    همه چیز بازی نیست خواهر من…
    به روی این مردم حساب باز نکن… تمام این مردم در فیس بوک عضو نیستند و وبلاگ شخصی ندارند تا شعورشون قد شما و (احتمالن) بنده بره بالا که بفهمند آزادی و دموکراسی چیست…
    یه کم از اینترنت بیای بیرون و توی پیاده روی نزدیک خونتون قدم بزنی، خوب این رو متوجه میشی…

    پاسخ
    • 38. دخترحاجی  |  مه 12, 2010 در 9:29 ب.ظ.

      اين مردم که ميگين لياقت آزادي تام رو ندارن چه کسايي هستن؟ اين مردم منم و شمايي… هر انساني هم حق آزادي و هم لياقت آزاد بودن رو داره و من و شما نميتونيم اين حق رو از کسي سلب کنيم.

      در ضمن احساس آدم بودن زماني به من دست ميده که بنا به اختيار و عقيده ي خودم انتخاب کنم که اون به قول شما لچک رو سرم کنم يا نکنم…
      مفهوم آزادي در عملي کردن عقايد شخصي و اعتقادي هر انساني در زندگي روزمره ش شکل ميگيره…
      اجبار در هر صورت،گرفتن اختيار و سلب آزاديه،چه اجبار در حفظ حجاب باشه و چه اجبار در نفي اون…
      اين قضيه در هر مورد ديگري هم صادقه…زماني آزادي معنا پيدا ميکنه که هرکس بنا به عقايد خودش زندگي کنه نه بنا به عقايد ديکتاتور حاکم !

      پاسخ
    • 39. سعید  |  مه 14, 2010 در 2:54 ب.ظ.

      فیس بوک و وبلاگ شخصی باعث ارتقای شعور می شود؟ به به!

      پاسخ
  • 40. کاوه  |  مه 12, 2010 در 9:20 ب.ظ.

    بقا بهتر نیست:))

    فقط از حالت شاهنشاه به حالت خلیفه و ولی امر تبدیل می شود.

    بر سر کار آمدن یک دیکتاتوری دیگر در سال 1978 و در اوج جنگ سرد شاید قابل قبول بود ولی ادامه آن تا سال 2010 خیلی تاسف آور و مضحک است.:((

    پاسخ
  • 41. شنگول‌بانو  |  مه 13, 2010 در 8:05 ق.ظ.

    چه آنزمان که دیکتاتوری بقول شما سفید بود و چه حال که بقول شما دیکتاتوری عمامه ای است من و تو تنها مجبور به بقا هستیم
    سالها خون دادیم که از سفید به عمامه ای رسیدیم و سالها باید زجر بکشیم که از عمامه ای به کجا برسیم؟
    کاش آن کجایش برای ما معنی داشت
    کاش تصور درستی از مفهوم ازادی داشتیم تا اینقدر در واژه ها گم نمی شدیم

    پاسخ
  • 42. آی بیکلاه  |  مه 13, 2010 در 8:26 ق.ظ.

    اولا مثل اینکه دلت میخواد آویزان شی!!
    ثانیا این قانونت کاملا غلطه، چون از وقی تبدیل به عمامه شده مقدارش خیلی زیادتر شده و وحشتناکتر شده پس پایسته نیست!!!
    ثالثا (نخوانی سالسا!!!) آزادی به مفهوم واقعی توهمی بیش نیست، چون ذات انسان سلطه طلبه، حالا یکی انصاف داره،کمتر… یکی نداره، بیشتر.

    پاسخ
    • 43. ایمان  |  مه 13, 2010 در 12:43 ب.ظ.

      دست بر قضا این قانون کاملاً درسته.
      چون قبل 57 هم عمامه بوده ولی بعد 57 دیگه تاج نداریم.
      لذا بخش اضافی دیکتاتوری عمامه‌ای کنونی مربوط می‌شود به عمامه‌های قبل انقلاب که با دیکتاتوری تاجی آن زمان جمع شده اند و شده اند دیکتاتوری عمامه‌ای این زمان!
      ضمن این‌که با کمي دقت درمی‌یابیم که قانون پایستگی دیکتاتوری هنوز هم وجود داره، چون با افزایش دیکتاتوری سپاه نفوذ عمامه‌هایِ مستقر در قم کم‌تر شده و فعلاً احمدی‌نژاد و دوستان سپاهی‌اش مراجع تقلید را به هیچ کجایشان حساب نمی‌کنند.
      لذا به دختر حاجی برای کشف این قانون باید نوبل بدن!

      پاسخ
  • 44. آی بیکلاه  |  مه 13, 2010 در 8:34 ق.ظ.

    خدائیش خوشتیپه این استانبولیه ( منظورم غذا نیستا پسره ست!!!)
    ولی یقه ش زیادی بازه، اگه ایران بود روزی 2-3 تا دعوا افتاده بود!!!

    پاسخ
    • 45. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 1:25 ب.ظ.

      تق تق تق … زدم به تخته بچه م چش نخوره ! 🙂

      پاسخ
  • 46. بهنام  |  مه 13, 2010 در 8:43 ق.ظ.

    دختر حاجی جان حرفات در جواب علیرضا درسته اما اینی که تو میگی اتوپیا ست. هیچ وقت در هیچ جای دنیا همچین چیزی اتفاق نمی افته
    البته تو کامنت نمیگنجه اما اصولا کشورهای خاور میانه همشون به یه دیکتاتور مصلح نیاز دارند
    قبول کن تو مملکتی که داشتن شپش مستحب بوده و دوش حروم بوده آزادی سیاسی جواب نمیداده
    همه ممالک راقیه رو که نگاه کنی میبنی اول تا یه جایی رسیدن بعد رسیدن به آزادی
    همون فرانسه که مهد دموکراسی و تجدد خواهیه تا چندد سال قبل از انقلاب کبیر برو بخون ببین چه وضعی داشته، اما از لحاظ سطح فرهنگی به یه جایی رسیدن بعد انقلاب کردن( کتاب پیشنهادی کتاب انقلاب فرانسه – فیلیس کورزین -ققنوس)
    همین ترکیه که الان نسبتا آزادی دارند و توی یه کشور لائیک یه رییس جمهور مذهبی به قدرت میرسه اول یه کسیو داشتن به نام آتا تورک یا اصلا ماهاتیر محمد که مالزی رو اینطوری کرده اون هم کم پشت سرش در موررد توتالیتر بودنش حرف نیست.
    من نمیگم که ما لایق دیکتاتور هستیم، قطعا این نیست.
    اما مطمئن باش اگه رضا شاهی نبود و دیکتاتوری سفیدی نمی داشت ما الان همین حرفارو نمی تونستیم بزنیم
    مطمئن باش اگه اون پدر و پسر نبودن همین حق رایی که توی مونث الان داری و به پشیزی واسش ارزش قائل نمیشن نداشتیم
    مطمئن باش اگه اون دیکتاتوری سفید یا مصلح یا… نبود ما لان نمی تونستیم در مورد اینکه چه حکومتی می خوایم حرف بزنیم
    همون طور که مثلا سعودی ها چنین بحث هایی براشون مطرح نیست

    پاسخ
    • 47. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 1:29 ب.ظ.

      اگر یه غذایی سوخته باشه ولی یه نخود سالم توش مونده باشه بز هم میگی غذای خوبی بوده؟؟
      نخود سالم به جای خود… ولی باقی غذای سوخته و کجای دلم بذارم؟؟؟
      قسمتی از دیکتاتوری اون زمان شاید به صلاح بود ولی بقیه ش رو چه کار کنم ؟!

      پاسخ
      • 48. بهنام  |  مه 13, 2010 در 9:30 ب.ظ.

        اصولا غذایی نسوخته
        فوقش یه کم ته گرفته
        اونم این اواخر که زیرشو زیاد کردند
        ما انقدر تا سال 50 پیشرفت داشتیم که بتونیم بگیم غذا نسوخته
        و البته همه این حرفایی که شما می زنید در مورد مثلا لچک و لباس همش بر میگرده به آزادی اجتماعی که ما تو زمان پسر کاملا داشتیم
        فقط ازادی سیاسی نداشتیم که اونم حتما حتما حتما حتما حتما با وجود کسی مانند بختیار به دست می آوردیم
        اما حیف که پدرانمون در اوج گمراهی بودن

        پاسخ
    • 49. سعید  |  مه 14, 2010 در 2:57 ب.ظ.

      البته آتاتورک هم همچین کسی نبوده ها! کسی که بیاد با تبدیل حروف زبان باث از بین رفتن چند حرف و کلا عوض شدن ادبیات و کلمه ها و … بشه خیلی کار درستی نکرده. فوقش می تونست در حروف جدید صدای حروف قبلی رو هم بزاره. البته فقط یک نمونه

      پاسخ
  • 50. آی بیکلاه  |  مه 13, 2010 در 10:15 ق.ظ.

    یه چیزی میگم ناراحت نشو، یه چیزیش میشه این استانبولیه، نه به اون شال گردنش، نه به اون یخه بازش!!
    اگه ما از این کارا می کردیم، چیکار می کردین شما دخترا؟!

    پاسخ
  • 51. پریا  |  مه 13, 2010 در 10:56 ق.ظ.

    سلام
    از عمامه به چی می خواد تبدیل بشه آیا؟

    پاسخ
  • 52. خال قزی  |  مه 13, 2010 در 1:31 ب.ظ.

    سلام
    به دختر حاجی گل گلاب گلابتون
    من همیشه خواننده خاموشت بودم ولی حالا که اومدی امارت منو کامنت محبت فرمودی دیدم زشته قباحت داره بی جواب بزارم محبتت رو
    اولا به محض باز کردن کامنتهات با اون کامنت دق دادن پشت کنکوریا یه نمه سکته زدم
    بعدشم عزیز میدنم خیلی بد توضیح دادم ولی امیدوارم با هوش و ذکاوت خودت تونستی باشی ازش استفاده کنی

    پاسخ
    • 53. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 1:59 ب.ظ.

      اتفاقا عزيز دلم خيلي هم خوب بود…مرسي واقعا…امروز سه تا توئيت با موبايلم گذاشتم و کسي هم نفهميد که با موبايله چون ديگه گچ پژ دارم.
      بازم ممنون دوست جوني :*

      پاسخ
  • 54. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 13, 2010 در 3:37 ب.ظ.

    این علیرضا کی هست که این حرفا رو میزنه؟
    آقای علیرضا شما ذاتا ذهنیت دیکتادوری داری
    همین شما اگه خدای نکرده،فردا زمام دار مملکت بشی کثیف ترین دیکتاتوری رو در ایران بوجود میاری
    شمایی که فکر میکنی دیکتاتوری عین آزادی هستش
    این فکر خیلی خطرناکه
    در ضمن لباس محلی لباس حیوانه؟و کسی که کت و شلوار نپوشه آدم نیست؟
    بابا تن آدمی شریف است به جان آدمیت . . .
    یعنی شما فکر کردی وقتی دیکتاتوری سفید کت و شلوار تن مردم کرد،اون وقت همه آدم شدن؟
    پس اگه بلا نسبت مردم ایران،کت و شلوار تن حیوان هم بکنی،آدم میشه؟
    عجب افکار عجیبی داری شما
    در مورد لچک،هم دختر حاجی همون حرفی رو زد که من میخواستم بگم
    یکم بیشتر به مفهوم آزدای و دیکتاتوری فکر کن،آدمایی با طرز فکر شما هرگز نمیتونن آزاد باشن و آزاد فکر کنن و همیشه آقا بالا سر رو به آزادی ترجیح میدن

    پاسخ
  • 55. آنا  |  مه 13, 2010 در 4:44 ب.ظ.

    دلم واست تنگ شده بود:*

    پاسخ
    • 56. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 6:34 ب.ظ.

      منم همینطور عزیزم :*
      گاهی برات ایمیل میفرستم که 😉

      پاسخ
  • 57. ناشناس  |  مه 13, 2010 در 6:09 ب.ظ.

    استانبولي كجا بود دختر حاجي جون (كشيده بخونيد) اي يارو پسر همسايه ماست اسكلت كرده !يه وقت گولشو نخوري ببرتت …..كنه بهت ! از ما گفتن بود ! در ضمن اين الي خانمتون قصد ازدواج كه ندارن احيانا!!يه كيس خوب سراغ دارم

    پاسخ
    • 58. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 6:35 ب.ظ.

      ایران باشه که بهتره…دو روز دیگه با هزار جور جنگولک بازی باید یهش بفهمونم خره من دوست دارم چرا نمیفهمی؟ئه ئه ئه میخندی؟ (با لهجه همون اصفهانی خوانندهه) :)))

      پاسخ
  • 59. diagonal  |  مه 13, 2010 در 6:16 ب.ظ.

    اصلا هم این پسر استانبولی خوشگل نیست. سرمایه گذاری کن رو این ور آبی ها!داخلی ها.میدین وطن!!!!!

    پاسخ
    • 60. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 6:36 ب.ظ.

      میدین وطنی ها باید سرمایه گذاری کنن … اینقدر پایه های بنیادی رو نذاشتن تا از دستشون رفتم…دیدی چی شد؟؟ خاک عالم 🙂

      پاسخ
  • 61. کاکا جنوبی  |  مه 13, 2010 در 6:31 ب.ظ.

    عجب قانون پایستگی این قانون .
    حالا دیگه آبگوشت رو ول میکنی میری دنبال استانبولی دیگه.

    پاسخ
    • 62. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 6:37 ب.ظ.

      =)) تو هنوز آقای آبگوشت رو یادته؟ خودمم یادم رفته بود :))

      پاسخ
  • 63. حاجی  |  مه 13, 2010 در 6:53 ب.ظ.

    آخرین خبر آخرین خبر
    دختر حاجی فیلتر شد

    پاسخ
  • 64. حاجی  |  مه 13, 2010 در 6:56 ب.ظ.

    راستی دخترم وقتی جدی مینویسی آدم خیلی ازت میترسه.
    طفلک الهام

    پاسخ
  • 65. حاجی  |  مه 13, 2010 در 7:09 ب.ظ.

    مدتها پيش آموختم که نبايد با خوک کشتي گرفت، خيلي کثيف مي‌‌شوي و مهم‌تر آنکه خوک ار اين کار لذت مي‌برد . جورج برنارد شاو

    پاسخ
  • 66. خواننده خاموش!!!  |  مه 13, 2010 در 7:19 ب.ظ.

    سلام
    نويسنده اين كتابه زنه؟؟
    ميگن دست چپي ها باهوشن؟؟ فك نكنم درست باشه ولي توييت خوب زياد دارن:دي
    گفتي كنكور ارشد چه رشته اي شركت كردي؟

    پاسخ
    • 67. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 7:45 ب.ظ.

      سلام به روي ماهت
      بله نويسنده کتاب «جنس ضعيف»، خانوم اوريانا فالاچي هستش…يه روزنامه نگار ايتاليايي که به کشورهاي شرقي سفر ميکنه و در مورد زنها مينويسه…البته من هنوز تمومش نکردم ولي واقعا کتاب جالبيه.
      در ضمن ما چپ دستها خيلي هم باهوشيم تازشم… D:
      من که نگفتم کنکور ارشد چي شرکت کردم ولي فرض ميکنيم تونستي يه دستي بزني و منم جواب ميدم P: من ارشد MBA شرکت کردم،که هيچ ربطي به ليسانسم نداره D:

      پاسخ
      • 68. بهنام  |  مه 13, 2010 در 9:41 ب.ظ.

        و البته شهرتش بیشتر مدیون مصاحبه هایش با سیاسیون نامدار است
        و مهمترین و معروفترین کتابش مصاحبه با تاریخ است

        پاسخ
  • 69. amir  |  مه 13, 2010 در 7:33 ب.ظ.

    pishnahad mikonam twit akhareto pak koni…chon to page chap dasta hamash 2 ta dokhtar hast…ya esme to tandise ya tanin…pas vase in ke nashnasanet zood pak kon

    پاسخ
    • 70. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 7:46 ب.ظ.

      اون همه دختر اونجا هست عزيز دلم D:
      و من نه تنديسم نه طنين P:

      پاسخ
  • 71. amir  |  مه 13, 2010 در 8:20 ب.ظ.

    hala irad nadare dige…khob zaye shodam…ama fek konam peidat kardam

    پاسخ
  • 73. amir  |  مه 13, 2010 در 8:24 ب.ظ.

    chera…akhe ye seri comment ha faghat az to bar miad…

    پاسخ
    • 74. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 9:37 ب.ظ.

      من اونجا کامنت نذاشتم…ديدي کشفم نکردي ؟ D:

      پاسخ
  • 75. لاله  |  مه 13, 2010 در 8:25 ب.ظ.

    دلم ميخواد يه کسي پيدا شه که بريم يه جيگرکي تو کشتارگاه…با دوغ و ريحون و نون تازه

    ——————

    من پایه ام به مولا
    اسمایلی اویزون شدن اب از لب و لوچه

    پاسخ
    • 76. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 9:38 ب.ظ.

      به جون خودم اگه هستي قرار ميذارم بريم D:

      پاسخ
  • 77. آقا گرگه  |  مه 13, 2010 در 8:37 ب.ظ.

    منم هيچ استرسي واس ارشد ندارم . چون هنوز كارشناسيم رو نگرفتم .

    * كله پاچه چقدر گرون شده ! نوشتم اونجا

    * جنس ضعيف خيلي باحاله . قسمت گيشا ها رو هم مي نوشتي نه فقط مادر سالارها رو !

    پاسخ
    • 78. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 9:39 ب.ظ.

      من هنوز به اونجا نرسيدم فک کنم…هنوز تو چينه و تا اينجا من گيشا نديدم D:

      پاسخ
  • 79. بهنام  |  مه 13, 2010 در 9:24 ب.ظ.

    منم چپ دستم
    پس واسه چی ارشد قبول نشدم؟!! 😀

    البته با این سوالای آبکیه آزاد امیدواریم

    راستی تو این برگه پیشنهادات که اول امتحان دادند من نوشتم اگه ممکنه برای چپ دستها صندلی مجزا تعبیه بشه 😀

    پاسخ
    • 80. دخترحاجی  |  مه 13, 2010 در 9:40 ب.ظ.

      آفرين به تو که اينقدر به فکر بشريتي…آهاي بچه، اون جايزه صلح نوبلو وردار بيار بده به بهنام !

      پاسخ
      • 81. بهنام  |  مه 13, 2010 در 9:45 ب.ظ.

        صلح غیر نوبلم بدین خیالی نیست
        غرض خدمت بود که بحمدلله حاصل شد

        پاسخ
  • 82. بی حیا  |  مه 14, 2010 در 4:12 ق.ظ.

    حرصش را هم ما میخوریم!

    پاسخ
  • 83. diagonal  |  مه 14, 2010 در 7:27 ق.ظ.

    7 روز مانده
    ستاد دق مرگ کردن پشت کنکوریا=))

    پاسخ
  • 84. diagonal  |  مه 14, 2010 در 7:28 ق.ظ.

    اینجا خیلی جالبه صبح میای فیلتره! عصر میای فیلتر نیست!…=))

    پاسخ
  • 85. علف هرز  |  مه 14, 2010 در 8:49 ق.ظ.

    خیلی توپی .. خیلی باحالی … دوست ارم اینجارو.. خوش باشی

    پاسخ
  • 86. قطره باران  |  مه 14, 2010 در 9:48 ق.ظ.

    :))

    پاسخ
  • 87. علي.ف  |  مه 14, 2010 در 9:56 ق.ظ.

    ايول سايه خانوم

    پاسخ
  • 88. گل مراد  |  مه 14, 2010 در 9:59 ق.ظ.

    اينم فيس بوك دختر حاجي:

    پاسخ
    • 89. دخترحاجی  |  مه 14, 2010 در 3:25 ب.ظ.

      آدرس رو پاک کردم چون نمیدونم اون طفلک کی بود…ولی به خدا اسم من سمیه نیست و من هم اون نبودم !

      پاسخ
  • 90. خواننده خاموش!!!  |  مه 14, 2010 در 10:17 ق.ظ.

    چند وقت پيش داستان «قلعه ي حيوانات» رو مي خوندم دقيقا همين گردش قدرت رو تصوير كرده نكته جالبش اينه كه ميشه خط به خطش رو با اوضاع و سياست كشور تطبيق بدي؛ وقت كردي بخون تا فصل سومش رو اون هفته امتحان ميگيرم :دي

    پاسخ
    • 91. دخترحاجی  |  مه 14, 2010 در 3:26 ب.ظ.

      چشم… فعلا پنج شیش تا کتاب نخونده دارم…اینارو بخونم میرم اینو میخرم حتما D:

      پاسخ
  • 92. لاله  |  مه 14, 2010 در 10:54 ق.ظ.

    لاکت دقیقا همرنگ لاکیه که من به پام زدم
    اسمایلی چقدر هم سلیقه ایم و اینا

    پاسخ
  • 94. لاله  |  مه 14, 2010 در 12:42 ب.ظ.

    دختر حاجی نزنیا 😦

    من خیلی دوست دارم عکستو ببینم

    پاسخ
  • 96. Surgeon Fever  |  مه 14, 2010 در 1:16 ب.ظ.

    سلام عزیزم!
    ببین خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی باحالی!!!!
    من چی بهت بگم آخه؟؟؟
    اینی که تو داری مغز نیست!
    سوپر مغزه!
    این چیزایی که تو مینویسی واقعا» نشون میده خیلی باهوشی!
    فکر کنم تاحالا وبت نظر نداده بودم!
    واسه همین یهو جوگیر شدم هر چی تو دلم بود راجع به کل وبلاگت جمع بستم الان گفتمD:
    تو فوق العاده ای!
    مخصوصا» این آپ آخرت که واااااااااقعا» باحال بود!:)
    مرسی عزیزم!

    پاسخ
    • 97. دخترحاجی  |  مه 14, 2010 در 3:28 ب.ظ.

      آقا ما خیلی چاکرناکیم…شما لطف دارین ! :*

      پاسخ
  • 98. حامد  |  مه 14, 2010 در 2:22 ب.ظ.

    میگم این توئیت های تو هم خودش یه پا وبلاگه ها. خیلی با حاله.

    پاسخ
  • 99. amir  |  مه 14, 2010 در 2:41 ب.ظ.

    man mondam paye be oon kopoli chejori to in kafshe ja shode
    :D:D:D:D:D:D

    پاسخ
    • 100. دخترحاجی  |  مه 14, 2010 در 3:28 ب.ظ.

      :)))) کجاش چاقه آخه؟؟ والا به خدا 50 کیلو بیشتر نیستم P:

      پاسخ
  • 101. سعید  |  مه 14, 2010 در 3:02 ب.ظ.

    و از عمامه به مصلح موعود؟(چه سوشیانت باشد چه مسیح چه مهدی مگر قرار نیست حکومت عدل جهانی بکند؟)

    پاسخ
  • 102. سعید  |  مه 14, 2010 در 3:03 ب.ظ.

    در ضمن اگر طوری می شد که آدم بهتر»پاسخ ها» به یک کامنت را می فهمید بهتر می شد.

    پاسخ
  • 103. لاله  |  مه 14, 2010 در 3:33 ب.ظ.

    خب ازت خوشم میاد
    خیلیا هم اینجا دوست دارن
    یه پیج فیس بوک دیگه درست کن که اسم اصلی خودت توش نباشه
    اونو بده به دلباخته هات
    اینجا بلد نیستم چطور اسمایلی بذارم خودت ازون شیون کنوناش بذار
    اسمایلی دستم به دامنت

    پاسخ
    • 104. دخترحاجی  |  مه 14, 2010 در 5:28 ب.ظ.

      آخه اگر یه پیج جدید باز کنم چیز خاصی ندارم که توش بذارم…همین توئیتر و وبلاگ از سرم هم زیاده… عزیز دلمی :*

      پاسخ
  • 105. کفتار  |  مه 14, 2010 در 3:59 ب.ظ.

    دلخوش کنک هایی امثال حکومت با کفر می ماند ولی با ظلم نه را هنوز می خندید؟

    پاسخ
  • 106. سمیرا جووووون  |  مه 14, 2010 در 4:24 ب.ظ.

    به علت محدودیت از گذاشتن کامنت معذوریم

    پاسخ
  • 108. لاله  |  مه 14, 2010 در 5:47 ب.ظ.

    اصرار نمیکنم
    قربونت برم دخترحاجی بانمک و خواستنی
    اسمایلی بوس

    پاسخ
  • 110. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 14, 2010 در 5:51 ب.ظ.

    فردا کنکور ارشد داری؟
    بعد انتظار داری قبول هم بشی؟
    به قول کرد های کرمانشاه: گمان نکم فلانی

    پاسخ
    • 111. دخترحاجی  |  مه 14, 2010 در 6:06 ب.ظ.

      تو اگه گمان نکني من مطمئنم که نميشم دادا :)))

      پاسخ
  • 112. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مه 14, 2010 در 6:19 ب.ظ.

    خیلی باحالی تو دختر

    پاسخ
  • 113. مینا جوووووووووووووووون  |  مه 14, 2010 در 6:42 ب.ظ.

    ای کاش مردم ما این و درک می کردن

    پاسخ
  • 114. Fa Fa  |  مه 15, 2010 در 1:54 ب.ظ.

    داشتم اینور اونور میپریدم اتفاقی وبلاگتو دیدم..
    کارت درسته باقالی!

    پاسخ
  • 115. Fa Fa  |  مه 15, 2010 در 1:59 ب.ظ.

    میگم سرعت dialupam بالاستا….. بالا فاصله stop زدم ولی این کلمه باقالی رفت!!!
    قسمت بود لابد!

    پاسخ
  • 116. سارا  |  مه 15, 2010 در 3:18 ب.ظ.

    آفرین به کسری

    پاسخ
  • 117. 118  |  مه 18, 2010 در 8:02 ب.ظ.

    سیاست رو پول بهش جهت میده
    منافع س.پ.ا.ه که تو این مملکت قابل شمارش نیست ، در گرو سرکار موندن این دولت بود ، واسه همین کودتا کرد.

    تا خواص و عامه خرافه پرستند ، این ارگان مهر مقدس گرایی رو روی پیشونی هرکی بخواد میزنه.

    پاسخ
  • 118. ترک  |  مه 21, 2010 در 7:17 ق.ظ.

    حالا بیبینم عمامه چیه؟

    پاسخ
  • 119. Van Lau  |  مه 29, 2010 در 3:40 ق.ظ.

    Very great post! Honest..

    پاسخ
  • 120. سعیده  |  مه 31, 2010 در 9:06 ق.ظ.

    سلام.منم از هرچی عمامست حالم به هم میخوره. ولی کلا با وبلاگت حال نکردم .خیلی بیخوده! هم اون و هم تو!به جای این چرت و پرتا برو یه کار مفید انجام بده.
    فعلا بای!

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


هیچی ...
همین !

توییت های من

  • عشق به زندگی فقط اونجاش که یار میگه بریم؟ میگی بریم و میریم #دروتخته 1 week ago
  • ما میفهمیم، اما به روی خودمون نمیاریم چون مهم نیست :)) 1 week ago
  • رفتم موهامو رنگ و هایلایت و کراتینه کردم و جیبم به شدت درد میکنه 1 week ago
  • از سر شب تا الان بابام سه دفعه کولر رو خاموش کرده و من سه دفعه روشن کردم الان نوبت بابامه :] 2 weeks ago
  • بحث من نبودن وزیر زن در کابینه نیست مشکل من اینه که نگاه جنسیتی از اینور بوم نیفته اینکه بگیم حداقل یک وزیر زن،یعنی فقط تاکید به جنسیت 2 weeks ago
  • فکر میکنم اصرار به انتخاب وزیر زن و یا مخالفت با نداشتن وزیر زن خودش به نوعی ضد فمنیسمه برابری یعنی تمرکز به جای جنسیت به شایستگی افراد باشه 2 weeks ago
  • اصرار برای انتخاب وزیر زن رو نمیفهمم اصرار باید به انتخاب فرد برتر و اصلح باشه چه زن چه مرد 2 weeks ago
  • اون دوقرونی که مامورپمپ بنزین صرفا به خاطر اینکه پیاده نمیشدم بنزین بزنم ازم میپیچوند مهم نبود مهم این بود که زور داشت برام منو احمق فرض کنن 2 weeks ago
  • مدتهاست که دیگه خودم بنزین میزنم و وقتی پیاده میشم از ماشین حس میکنم پرسنل پمپ بنزین دلشون میخواد خرخرمو بجون که نمیتونن سرم رو کلاه بذارن 2 weeks ago
  • رفیق پایه داشتن بزرگترین نعمت دنیاست. اصلی ترین رفیق پایه ت همسرت باشه بزرگترین خوشبختی دنیاست 2 weeks ago
  • وقتی توخیابون چندین پل عابر و خط کشی هست،انتظارنداشته باشین ازهرجای خیابون که میخواین ردشین راننده وایسته راننده گناه نکرده که ماشین زیرپاشه 2 weeks ago
  • سینمایی که رکورد فروشش دست گشت ارشاد و نهنگ عنبره رو باید گذاشت لب طاقچه توالت 3 weeks ago

RSS پیوندهای گوگل ریدری

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

افراد آنلاین

آمار وبلاگ

  • 542,667 بازدید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: