Archive for آوریل, 2010

انتقادیسم !

.

کشور توسعه یافته جائیست که در جهت رفع انتقاد،سخت کار میکنند

جهان سوم جائیست که به جهت رفع کار،سخت انتقاد میکنند !

.

آوریل 29, 2010 at 6:07 ب.ظ. 52 دیدگاه

غمم زیاد است،به فریادم خرده مگیر،تو خوبی…

.

نه با شادی صدر موافقم ، نه با حامد قدوسی مخالف !

اما …

من اگر خدا بودم،تنها برای چند روز جای حامد قدوسی‌ها را با شادی‌های صدر عوض میکردم تا برای یکبار هم که شده،طعم گریه‌ی شبانه دخترکی را که از ترس انگ بی آبرویی ، به آن مردی که در خیابان سینه هایش را لمس کرده و با لبخند تهوع آوری بر لب رفته و دخترک دم بر نیاورده و تنها با چشمانی بهت زده فریاد نفرتش را با بغض فروخورده ، تجربه کنند ، آنگاه اگر دلشان خواست به دنبال انواع جوابیه و انواع مغالطه و قیاس فاسد برای تذکر به اشتباه این شادیهای غم زده بگردند !

.

آوریل 28, 2010 at 6:38 ب.ظ. 51 دیدگاه

پشت کامیونی !

.

نیم کیلو باش ولی مرد باش !

.

آوریل 19, 2010 at 4:44 ب.ظ. 157 دیدگاه

دهه شصت رو دیدی؟ب*** توش میشه دهه نود !

.

ما که به نیت  سربازان قنداقی اسلام بودن به دنیا آمدیم،این شدیم…

از اینها که برای یک میلیون تومان پول به دنیا می آیند چه انتظاری داری؟؟

.

آوریل 14, 2010 at 8:48 ب.ظ. 114 دیدگاه

دهه شصتی‌ها !

.

کنکور وحشتناک و در به دری برای قبولی دانشگاه به درک …

دانشگاههای بی امکانات به درک …

فارغ التحصیلی بدون تخصص به درک …

نبود کار به درک …

ترس از ازدواج و هزینه‌هاش به درک …

بدبختیمون اینه که واسه پول قبض یا  شارژ موبایلمون – که خودمون میدیم – هم باید به صد نفر جواب پس بدیم!

.

آوریل 12, 2010 at 9:45 ق.ظ. 75 دیدگاه

من و کفشها !

در ایستگاه اتوبوس منتظر نشسته بودم و این‌طرف و آن‌طرف را نگاه میکردم که لک سیاه روی کفشم توجهم را جلب کرد.هرقدر فکر میکردم علت لک سیاه را نمیفهمیدم ،در این حین کفشهایی را میدیدم که از جلوی من عبور میکردند.به یکباره یاد حرف خواهرم افتادم که میگفت از روی کفشها میشود شخصیت آدمها را حدس زد.حالا من یک سرگرمی پیدا کرده بودم،کیفم را روی پایم گذاشتم و دستم را زیر چونه زدم و سعی کردم با نگاه به کفشها شخصیت صاحبانشان را حدس بزنم.اولین سوژه کفشی بود سیاهرنگ که از فرط خاکی که بر رویش نشسته بود خاکستری به نظر میرسید و خاک بیشتری بین ترکهای کفش جمع شده بود.کفش به سمت اتوبوس در حال حرکت میدوید.خیلی راحت میتوانستم با نگاه به شلوار خاک گرفته‌اش حدس بزنم که صاحب کفش حتما کارگریست که ظاهر،اهمیت چندانی برایش ندارد.مسیر دویدنش را نگاه میکردم که کفش زنانه ای با لژهای بلند کِرِم رنگ که پاهایی تپل آنرا پوشیده بود توجهم را جلب کرد.ناخنهای پا بلند و لاک قرمزی هم روی آن زده شده بود.بدون آنکه زن را نگاه کنم میتوانستم حدس بزنم که صاحب کفش قطعا زن چاقیست با موهای زرد رنگ که حتما آنها را در صورتش ریخته و خب مسلما اینها مستلزم رژلب پررنگی هم خواهد بود.در حال تصویر کردن بازوان پرگوشت زن در مانتوی مشکی تنگش بودم که کفش قهوه ای تمیز و براقی را دیدم که در فاصله‌ی نزدیک من ایستاده بود.شلوار جین صاحب کفش بسیار نو به نظر میرسید.زاویه ی دیدم طوری بود که کیف لپ تاپ مرد جوان را هم میتوانستم ببینم.کیف مشکی رنگ گرانقیمتی که با کیفهایی که دستفروشهای آزادی میفروشند تومنی صنار تفاوت داشت.

به کفشهای مرد جوان میخورد که صاحبی مودب،خوشپوش وخوش چهره داشته باشد.یک آن تصمیم گرفتم سرم را بالا بیاورم و لبخندی که از شدت کنجکاوی بر لب داشتم را با نگاهی شیطنت آمیز به سمت مرد جوان نشانه بروم.هنوز سرم را بالا نیاورده بودم که کفشهای مشکی و ساده‌ی دخترانه‌ای را دیدم که به سمت ما در حال دویدن بود،کفشهای دخترانه نزدیک و نزدیکتر شدند و صدایی شنیده میشد :

– سلام عزیزم

+ سلام، خیلی دیر کردم ببخشید

– نه ،منم تازه رسیدم گلم

….

و من ماندم و کفش سفید و لک سیاه رویش

آوریل 10, 2010 at 10:17 ق.ظ. 95 دیدگاه

مسئلةٌ !

.

گفته‌اند وضوی بدهکاران پول آب باطل است…

حکم آنان که جانمازشان را با خون مردم آب کشیدند چیست؟!

.

آوریل 8, 2010 at 8:18 ب.ظ. 38 دیدگاه

نوشته‌های پیشین


هیچی ...
همین !

توییت های من

  • از وقتی دیدم تو عروسی حامد نیک پی، ساسی مانکن خونده دیگه اون آدم قبلی نشدم 9 hours ago
  • عشق به زندگی فقط اونجاش که یار میگه بریم؟ میگی بریم و میریم #دروتخته 2 weeks ago
  • ما میفهمیم، اما به روی خودمون نمیاریم چون مهم نیست :)) 2 weeks ago
  • رفتم موهامو رنگ و هایلایت و کراتینه کردم و جیبم به شدت درد میکنه 2 weeks ago
  • از سر شب تا الان بابام سه دفعه کولر رو خاموش کرده و من سه دفعه روشن کردم الان نوبت بابامه :] 3 weeks ago
  • بحث من نبودن وزیر زن در کابینه نیست مشکل من اینه که نگاه جنسیتی از اینور بوم نیفته اینکه بگیم حداقل یک وزیر زن،یعنی فقط تاکید به جنسیت 3 weeks ago
  • فکر میکنم اصرار به انتخاب وزیر زن و یا مخالفت با نداشتن وزیر زن خودش به نوعی ضد فمنیسمه برابری یعنی تمرکز به جای جنسیت به شایستگی افراد باشه 3 weeks ago
  • اصرار برای انتخاب وزیر زن رو نمیفهمم اصرار باید به انتخاب فرد برتر و اصلح باشه چه زن چه مرد 3 weeks ago
  • اون دوقرونی که مامورپمپ بنزین صرفا به خاطر اینکه پیاده نمیشدم بنزین بزنم ازم میپیچوند مهم نبود مهم این بود که زور داشت برام منو احمق فرض کنن 3 weeks ago
  • مدتهاست که دیگه خودم بنزین میزنم و وقتی پیاده میشم از ماشین حس میکنم پرسنل پمپ بنزین دلشون میخواد خرخرمو بجون که نمیتونن سرم رو کلاه بذارن 3 weeks ago
  • رفیق پایه داشتن بزرگترین نعمت دنیاست. اصلی ترین رفیق پایه ت همسرت باشه بزرگترین خوشبختی دنیاست 3 weeks ago
  • وقتی توخیابون چندین پل عابر و خط کشی هست،انتظارنداشته باشین ازهرجای خیابون که میخواین ردشین راننده وایسته راننده گناه نکرده که ماشین زیرپاشه 3 weeks ago

RSS پیوندهای گوگل ریدری

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

افراد آنلاین

آمار وبلاگ

  • 542,721 بازدید