اولیا پاتخته،دومیا شلخته

فوریه 20, 2010 at 11:08 ق.ظ. 127 دیدگاه

.

هنوز مزه‌ی مکیدن ته مدادام يادمه … ولی آخرشم نفهمیدم تف خودم بود يا مداده توش آب داشت !

.

Advertisements

Entry filed under: 1.

عمق آموزه‌های دینی ! شست مودبانه !

127 دیدگاه Add your own

  • 1. پری ناز  |  فوریه 20, 2010 در 11:23 ق.ظ.

    عقلت چی می گه دختر جون؟

    پاسخ
    • 2. دخترحاجی  |  فوریه 20, 2010 در 4:51 ب.ظ.

      چیزی نمیگه…سکوت اختیار کرده ! D:

      پاسخ
      • 3. پری ناز  |  فوریه 20, 2010 در 5:29 ب.ظ.

        :))

        پاسخ
  • 4. الي  |  فوریه 20, 2010 در 11:30 ق.ظ.

    راست ميگه هميشه ته مداداش داغون بود گوشه دفتراشم لوله شده بود. يك خصوصيت خوب ديگه هم داشت كه من عاشق همون بودم اونم شاشو بودنش بود. آي حال مي داد صبحا هرروز يكيو واسه تخريب شخصيتي داشتيم.

    پاسخ
    • 5. دخترحاجی  |  فوریه 20, 2010 در 4:52 ب.ظ.

      همین کارا رو کردن این خانواده این بچه سرخورده شده دیگه …
      ای خداااااااااااااااا … من تا کی باید زیر جور و ستم اینا باشم؟؟

      پاسخ
  • 6. وارش  |  فوریه 20, 2010 در 11:45 ق.ظ.

    اگه مداد چيني بود حتما تف چيني ها بود احتمالا خيلي خوش تفن

    پاسخ
  • 7. MHZ  |  فوریه 20, 2010 در 11:59 ق.ظ.

    خودكارا خوش مزه تر بود. مخصوصا بيك

    پاسخ
  • 8. amirali  |  فوریه 20, 2010 در 12:14 ب.ظ.

    این تف بوده که توش مداده…حتی تو تفم کاغذ پیدا کردم…

    پاسخ
  • 9. من  |  فوریه 20, 2010 در 12:38 ب.ظ.

    منظورت اولیا شلخته، دومیا پاتخته س دیگه؟!P:

    پاسخ
  • 10. Mimimal  |  فوریه 20, 2010 در 12:45 ب.ظ.

    مدادش آب داشت D: 

    پاسخ
  • 11. حجی  |  فوریه 20, 2010 در 12:47 ب.ظ.

    فکر کنم اول شدم
    تف مداده بوده دختر حاجی

    پاسخ
  • 12. edris  |  فوریه 20, 2010 در 1:10 ب.ظ.

    آب از خودتونه … !!

    پاسخ
  • 13. شازه  |  فوریه 20, 2010 در 1:34 ب.ظ.

    بوی پاکن دو رنگ ( که آخرش ما نفهمیدیم طرف آبی رنگش جوهر هم پاک می کنه یانه !!

    پاسخ
  • 14. کاکا جنوبی  |  فوریه 20, 2010 در 2:07 ب.ظ.

    شاید یه نفر مداده رو کرده بوده تو دماغش .

    پاسخ
  • 15. مداد  |  فوریه 20, 2010 در 2:29 ب.ظ.

    می خوام یه چیزی بگم می ترسم فحش بد بشنوم!

    پاسخ
  • 16. Pesar haji (H.H )  |  فوریه 20, 2010 در 3:37 ب.ظ.

    Shak nakon ke dovomi doroste!!!
    Taze shans ovordi medade kaf nakarde,man ke jash budam,tof ke hichi,fasham hichi, jof pa miumadam tu suratet.
    akhe inam shod kar?
    Khoshet miad yeki bist chari tofmalit kone?
    Na khodae khoshet miad?

    پاسخ
  • 17. آخوندزاده ی ضد آخوند  |  فوریه 20, 2010 در 3:43 ب.ظ.

    عمق آموزه های دینی رو وقتی فهمیدم که دیدم کامنتات به تعداد سوره های قرآن شده!!
    اومدم اینجا نظر دادم که اونا «115 » تا نشن اون موقع ممکن بود وضعیت «اورژانسی» شه!

    پاسخ
  • 18. (:  |  فوریه 20, 2010 در 3:58 ب.ظ.

    :))

    پاسخ
  • 19. خرمگس  |  فوریه 20, 2010 در 4:01 ب.ظ.

    فکر کنم چوب مداد نم می کشید و می تونست کلی تف به خودش جذب کنه،بعد که می مکیدیش تف ها رو پس می داد،
    مداد گلی لیرا که تهش محدب بود هم خیلی خوشمزه بود،منو یاد خرده چینی می انداخت آخه براده ها شو هی چی که می جویدی باز مثل خرده شیشه زیر دندون تیلیک تیلیک می کرد و مثل چوب نبود که ریش ریش بشه….
    یه جور مداد گلی هم بود که خودش خیلی آشغالی بود ولی مزه ش خیلی خوب بود
    ببینم تو هم بچه بودی آشغال پاک کن جمع می کردی باهاش صابون درست کنی؟؟
    من برای اینکه کارم جلو بیفته تمام طول زنگ مدرسه روی میزو با پاک کن پاک می کردم تا بیشتر چرک پاک کن جمع کنم،واسه همین پاک کن هام خیلی زود تموم میشد،چون مامانم دعوام می کرد سعی می کردم یواشکی از توی زنیبل گمشده ها پاک کن کش برم ازونا استفاده کنم واسه تهیه مواد اولیه صابون…
    بچه ها می گفتن یکیشون تونسته یه عالمه چرک جمع کنه باهاش صابون درست کنه بذاره تو دستشویی خونه شون،می گفت صابونش خیلی واقعیه و دست رو تمیز می کنه،چون وقتی دستاشو باهاش می شوره از دستاش آب سیاه میاد…
    بابا ما از بچگی پوپولیست و عوام و گوسفند صفت بودیم،اون زمان پای پاک کن در میون بود،حالا انرژِی هسته ای)-:<
    چه دل سوخته ای دارم من!

    پاسخ
    • 20. دخترحاجی  |  فوریه 20, 2010 در 4:55 ب.ظ.

      =))))))))))))))
      نه دیگه خدای من صابونه رو درست نکردم…حیــــــــــف !
      =))

      پاسخ
  • 21. هومن  |  فوریه 20, 2010 در 4:03 ب.ظ.

    مدادم ، مدادای قدیمی ، لامذهب تووش آب داشت.چه آبیام بوود.
    جای دندونام روو مدادام یادم نمیره.
    دختر حاجیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.

    پاسخ
  • 22. زبل خانوم  |  فوریه 20, 2010 در 4:14 ب.ظ.

    اول شدم؟؟؟

    پاسخ
    • 23. دخترحاجی  |  فوریه 20, 2010 در 4:55 ب.ظ.

      نه متاسفانه … ولی شما تو قلب ما اولی همیشه ! :*

      پاسخ
  • 24. سمیرا  |  فوریه 20, 2010 در 4:20 ب.ظ.

    آیکون خنده

    پاسخ
  • 25. خود .......................ارضایی  |  فوریه 20, 2010 در 4:23 ب.ظ.

    گاهی مدادم و تا نصفه می خوردم / یادش بخیر اون روزا با مقنعه ی همیشه کجم !

    پاسخ
  • 26. ذغال سنگ  |  فوریه 20, 2010 در 4:25 ب.ظ.

    میدونی این مدادا جوری طراحی شده که یک مخزن آب انتهاش تعبیه شده برای مواقع ضروری مثلن آتش سوزی یا حتی آدم ممکنه یکهو تنگش بگیره کنار خیابون و آب نباشه و حتی برای وضو هم کاربرد داره. بعد اونوقت این مخزن احتمالن نشتی داشته و فکر میکردی تف خودت بوده.
    نتیجه اخلاقی که میگیریم اینه که با مداد به دستشویی بریم.
    ===
    سومیا رئیسم
    چارمیا پلیسن
    پنجمیا روفوزه با کله میرن تو کوزه.

    زیاده عرضی نیست «والسلام علیکم و رحمة الله و برکاتة»

    پاسخ
  • 27. سمیه  |  فوریه 20, 2010 در 4:45 ب.ظ.

    میکس بوده

    پاسخ
  • 28. هومن  |  فوریه 20, 2010 در 5:59 ب.ظ.

    نمی دونم چرا همه فکر کردن اول شدن؟!!!!!
    منم همین فکرو کردم . دیدم نه من تنها نیستم همه فکر کردن که اولین!!!!
    راستی چرا دختر حاجی؟
    تائید کردنشون طول کشید؟

    پاسخ
    • 29. دخترحاجی  |  فوریه 20, 2010 در 8:09 ب.ظ.

      بله …یه کم … نبودم خونه آخه ! شرمنده D:

      پاسخ
  • 30. pesarakegeda  |  فوریه 20, 2010 در 6:03 ب.ظ.

    اینا به یک کنار اونی که گفت شاشو بودی راست گفت!!؟ نه جون من راست گفت!!؟ واییییی پس یک صفت دیگه هم اضلفه شد به صفاتت به جز اون عینکی ..ون کرمکی ها!!؟ جون من ها!!؟

    پاسخ
    • 31. دخترحاجی  |  فوریه 20, 2010 در 8:13 ب.ظ.

      خوشم میاد همتون منتظرین از من سوژه پیدا کنید … نه؟ D:
      آره آقا جون … بودم که بودم،ایدز که نداشتم ، هم ..ــاش مال خودم بوده هم رختخواب خودم.همینه که هست :))

      پاسخ
  • 32. یک شیرفروش  |  فوریه 20, 2010 در 6:09 ب.ظ.

    حالا خیلی مهمه برات :دی

    پاسخ
  • 33. فرناز  |  فوریه 20, 2010 در 6:58 ب.ظ.

    همیشه یه چیزی می گی آدم کامل حس می کنه چی می گی

    5ام دبستان که بودم یه معلم داشتیم که هر جلسه درس می پرسید
    5 نفر رو می برد پای تخته و هر کدومشون باید یه مداد نو با خودشون میاوردن ، هر کس بهتر جواب می داد همه اونایی که پای تخته بودن باید مداداشون رو به اون می دادن و اینطوری تا آخر ترم یه نفر همیشه مداد داشت

    عنوانش جالب بود ، کلی لذت بردم :*

    پاسخ
  • 34. هومن  |  فوریه 20, 2010 در 8:39 ب.ظ.

    دقتر حاجی قضیه شاشو بوووودنت جدیه؟
    ای وای .
    ماااااااااااااااااااااااادر
    داقه داماد روو دل حاجی می مونههههههههه.
    وای قاک بر سرم شد.
    این چه ننگیهههههههههه.
    نگووووووو.
    تف تف . اینارو جایی نگو. بیا خوب شدحالا بختت بسته شد!!

    پاسخ
  • 35. فرضيه هاي گستاخانه  |  فوریه 20, 2010 در 10:39 ب.ظ.

    و آن لب و لوچه ي قرمز مداد گلي كه مي چسبيد و روز ها مي ماند!

    پاسخ
  • 36. شپلوتکو  |  فوریه 21, 2010 در 6:23 ق.ظ.

    از اون آیکون های خنده

    پاسخ
  • 37. قطره باران  |  فوریه 21, 2010 در 6:58 ق.ظ.

    مدادِ تویش آب داشت 🙂

    پاسخ
  • 38. vahid  |  فوریه 21, 2010 در 8:00 ق.ظ.

    خيلي وبلاگ باحاليه، امروز اولين بار ديدمش و تا اولين پستو خوندم.
    خيلي جالب و با مزه مينويسي
    😉

    پاسخ
  • 39. دختر دیوونه  |  فوریه 21, 2010 در 10:30 ق.ظ.

    قبلنا میخوندمت
    خیلی وقت بود نیومده بودم
    چقدر اینجا عوض شده
    سبک نوشتنت هم جذابتر
    تعریف نبود نظر شخصیو واقعیم بود

    پاسخ
  • 40. سمیرا  |  فوریه 21, 2010 در 11:15 ق.ظ.

    سلام! خیلی خوب مینویسی! کلی خندیدم! خوش باشی! میتونم لینکت کنم؟

    پاسخ
    • 41. دخترحاجی  |  فوریه 21, 2010 در 11:42 ق.ظ.

      خواهش ميکنم.هرجور مايلي عزيزم ! X:

      پاسخ
  • 42. روزنامه نگار نحس  |  فوریه 21, 2010 در 11:23 ق.ظ.

    مهم این بود که آب داشت و نون نداشت
    ———-
    با سوپرمارکت بانکهای ملی و ملت به روزم

    پاسخ
  • 43. سوت فرنگی  |  فوریه 21, 2010 در 11:48 ق.ظ.

    یه نفسه عمیق بود که بوی بچگیارو میداد…. لایک! ؛)

    پاسخ
  • 44. آنا  |  فوریه 21, 2010 در 11:52 ق.ظ.

    چند وخت نتونستم سر بزنم.خیلی دلم تنگیده بود عزیزم:-*

    پاسخ
  • 45. sima  |  فوریه 21, 2010 در 12:42 ب.ظ.

    من به جا مداد پاکن هامو می خوردم 🙂
    یادش بخیر 🙂

    پاسخ
  • 46. سینیور زامبی  |  فوریه 21, 2010 در 4:36 ب.ظ.

    ایشالا که یکی از همین دو گزینه بوده!!

    پاسخ
  • 47. شاغلام بازيافت شده  |  فوریه 21, 2010 در 6:47 ب.ظ.

    دختر حاجي تازه كشفيدمت !
    من جون بابام پسر حاجيم ولي بچه ها شاغلام صدام ميكنن{هر هر}

    پاسخ
  • 48. (:  |  فوریه 21, 2010 در 9:03 ب.ظ.

    🙂

    پاسخ
  • 49. حجی  |  فوریه 21, 2010 در 10:25 ب.ظ.

    به، به این توییت های دختر حاجی

    پاسخ
  • 50. یک محمد  |  فوریه 22, 2010 در 10:35 ق.ظ.

    سلام. با(بی) اجازتون وبلاگتون رو لینک کردم. شما در قسمت خس و خاشاک قرار گرفتید. چنانچه اعتراض دارید بفرمائید تا اعمال کنم. توضیح در مورد نحوه ی تقسیم بندی پیوند ها رو میتونید از اینجا بخونید: http://www.1mohammad.com/?page_id=364
    یا حق.

    پاسخ
  • 51. هاD  |  فوریه 22, 2010 در 4:57 ب.ظ.

    این قضیه دقیقاً حکایت مردهای سیبیلوئه . که مثلاً آش رشته می‌خورن و رشته و نخود لای سیبیلشون می‌مونه و نیم ساعت بعد می‌خورنش .
    مداد هم تف می‌کشه به خودش . از همون تف‌ها که کش میاد و هر چی می‌کشی جدا نمیشه :))

    پاسخ
  • 52. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  فوریه 22, 2010 در 7:16 ب.ظ.

    خیلی جدی بهت میگم یخ کنی

    خوب الان چه حسی داری؟ 🙂

    پاسخ
    • 53. دخترحاجی  |  فوریه 23, 2010 در 7:31 ب.ظ.

      حرف خودم رو به خودم پس ميدي؟ :))

      پاسخ
  • 54. دست نوشته  |  فوریه 22, 2010 در 8:33 ب.ظ.

    این پاک‌کن سوراخ کردن هم لامصب خیلی حال می‌داد

    پاسخ
  • 55. حاجی  |  فوریه 22, 2010 در 8:35 ب.ظ.

    اقا ما که از این دختر حاجی خیری ندیدیم.محض رضای خدا یکی یه فیلتر شکن سریع به ما معرفی کنه(با تشکر از دختر حاجیه مهربون)

    پاسخ
    • 56. دخترحاجی  |  فوریه 23, 2010 در 7:33 ب.ظ.

      باور کنيد من از همونايي استفاده ميکنم که برات فرستادم…به جز اونا چيزي ندارم !

      پاسخ
  • 57. مداد  |  فوریه 22, 2010 در 9:39 ب.ظ.

    من هی این کامنت ها رو که می خونم به خودم می گیرم .

    به مداد هاش ب سر بزنید.

    پاسخ
  • 58. REza  |  فوریه 23, 2010 در 1:47 ق.ظ.

    Postat kheyli ghashnge…vali 3 t postet -nimeye pore livan -name be baradare basiji-ba moshkele sharieye namazet ali bood…faghat ye chizi ke bachehaye hemofili ro ba talasemi eshtebah gereffti..

    پاسخ
    • 59. دخترحاجی  |  فوریه 23, 2010 در 7:35 ب.ظ.

      خوشحالم که پسنديدين.نظر لطفتونه.
      در ضمن الان مخم کرکره داده پايين،بحث پزشکي رو بذار براي فردا :))

      پاسخ
  • 60. آخوندزاده ی ضد آخوند  |  فوریه 23, 2010 در 10:25 ق.ظ.

    جریان چیه که از اون موقع، هر وقت میام هیچ وقت 6 نفر آن لاین نیستند؟؟!!

    پاسخ
    • 61. دخترحاجی  |  فوریه 23, 2010 در 7:38 ب.ظ.

      والا به خدا،من نميدونم چه وقت چند نفر آنلاين هستن….يه وقت ميبيني ساعت 2 نصفه شب 10 نفر هستن ، يه وقت ميبيني وسط روز 2 نفر…. من بي تقصيرم…. اصلا به تعداد افراد آنلاين شما فک نکن D: منم فک نميکنم.راحتتره اينجوري D:

      پاسخ
  • 62. Mahsa  |  فوریه 23, 2010 در 12:00 ب.ظ.

    منم اون مره کاملا یادمه !! یاده اون تف ها بخیر !!
    راستی میگم دموکراسی صفحه ات کاملا منطبق با موازین جمهوری اسلامیه هاااا !!!!! 🙂

    پاسخ
  • 63. لیلیان  |  فوریه 24, 2010 در 5:52 ق.ظ.

    شاید هم مایع گوش کسی بوده که با آن گوشش را می خارونده و حالشو میبرده

    پاسخ
  • 64. ذغال سنگ  |  فوریه 24, 2010 در 7:53 ق.ظ.

    سلام برای ورود به توئیتر از چه برنامه ای استفاده میکنی؟

    پاسخ
    • 65. دخترحاجی  |  فوریه 24, 2010 در 10:49 ق.ظ.

      با فیلتر شکن…ولی اگر هم عضو توئیتر هستی میتونی با این آدرس که فیلتر هم نیست واردش بشی : http://www.itweet.net

      پاسخ
  • 66. صبا  |  فوریه 24, 2010 در 1:46 ب.ظ.

    سلام سلام سلام
    با اجازه من لینکت کردم دختر حاجی
    پیشاپیش ممنونم

    پاسخ
  • 67. ذغال سنگ  |  فوریه 24, 2010 در 2:15 ب.ظ.

    «…»؟
    اونوقت این سه تا نقطه اسم نرم افزارشه؟ D-;
    ایول

    پاسخ
    • 68. دخترحاجی  |  فوریه 24, 2010 در 6:10 ب.ظ.

      نه اون سه تا نقطه برای فاصله بود مثلا D:
      سه راه برای عبور از فیلتر بهتر از بقیه هست،اولتراسورف،فری گیت و aol

      پاسخ
  • 69. ذغال سنگ  |  فوریه 24, 2010 در 2:17 ب.ظ.

    اوه دختر این معرکه است. دمت گرم. باشه جبران کنیم.

    پاسخ
  • 70. گولاگولا  |  فوریه 24, 2010 در 4:41 ب.ظ.

    مدادهای آن موقع کلی … بودند برای خودشان!
    شک نکن که مداد مزبور آب داشته!

    پاسخ
  • 71. حاجی  |  فوریه 24, 2010 در 6:08 ب.ظ.

    راستی دختر حاجی اگه شوهر کنی بازم به چیز نوشتن ادامه میدی؟دل من کهبرات تنگ میشه,دل تو چطور؟

    پاسخ
  • 73. حاجی  |  فوریه 24, 2010 در 6:33 ب.ظ.

    دختر حاجی فقط لب ترکن.
    راستی خانم مهندس لیسانستون چیه؟

    پاسخ
    • 74. دخترحاجی  |  فوریه 24, 2010 در 10:23 ب.ظ.

      شما فک کن عمران يا آبياري گياهان دريايي….وقتي بيکارم چه فرقي ميکنه که چيه؟ D:

      پاسخ
  • 75. م ف  |  فوریه 24, 2010 در 8:29 ب.ظ.

    کامنت ما رو که اجازه ندادی، لا اقل یه پست جدید بذار، لطفن

    پاسخ
    • 76. دخترحاجی  |  فوریه 24, 2010 در 10:24 ب.ظ.

      گفته بودم که مجوز حرفهاي بي تربيتي فقط مال منه اينجا… اسمايلي شهيد دموکراسي !
      چشم !

      پاسخ
  • 77. منو برق گرفته!!!  |  فوریه 24, 2010 در 8:30 ب.ظ.

    سلام
    از این چیزا بگذر!
    بگو ببینیم کنکور ارشد رو چیکار کردی؟!؟!؟!؟
    هاااااااااان؟!
    یا حق

    پاسخ
  • 79. آخوندزاده ی ضد آخوند  |  فوریه 25, 2010 در 12:26 ق.ظ.

    آخ جون فقط خودم آنلاینم!
    نزدیک بود عقده ای بشم

    پاسخ
  • 80. متين  |  فوریه 25, 2010 در 9:01 ق.ظ.

    تف كسي بود كه پوسته‌ي مداد رو به مداد چسبونده بود !

    پاسخ
  • 81. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  فوریه 25, 2010 در 10:10 ق.ظ.

    :)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))

    آخه دختر تو چیکار به ختنه سورون داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    از دست تو . . .

    پاسخ
  • 82. علی رضا  |  فوریه 25, 2010 در 1:26 ب.ظ.

    چه خبرا؟

    پاسخ
  • 83. حاجی  |  فوریه 25, 2010 در 7:18 ب.ظ.

    وا . . .دختر حاجی اصلا فکر نمیکردم اینقدر خشن باشی
    .
    .
    .
    .
    .
    يارو سبيل كلفته داشته تو يك جمعی تعريف ميكرده كه آره ما با كاروان داشتيم ميرفتيم، يه دفعه راهزنا ريختن همه ملت رو يا كشتن يا بهشون تجاوز كردن! بعد نگاه ميكنه می بينه بقيه دارند چپ چپ نگاش می كنند، برميگرده ميگه: البته ما رو كشتن!

    پاسخ
  • 84. Melody_H  |  فوریه 26, 2010 در 1:23 ق.ظ.

    آخی جانم.چرا من انگار تو هستم ؟(نگفتم تو مثل منی که جسارت نباشه:))
    ما بعد ها یه کار احمقانه ای یاد گرفته بودیم در حد مغز ماهی.نوک مداد رنگی(خصوصا رنگهای عجیب غریب مثلا بنفش آبی سبز) همراه با آدامسمون می جویدیم که رنگش دقیقا به رنگ مداد رنگی در میومد و ما باهاش پز می دادیم.خوب هوبا بوبای فسفری گرون بود خو!:))
    پاک کن سوراخ کردن با مداد نوکی که نگو.مامانم می گفت تو سادیسم داری اصلا
    راستی گفتم سادیسم یاد پفک افتادم که همیشه با گوشکوب خوردش می کردم با قاشق می خوردم.اونجا هم متهم با سادیسمی بودن می شدم:))))))))))))))

    پاسخ
  • 85. داستانسرا(عمولی)  |  فوریه 26, 2010 در 8:56 ق.ظ.

    انشاءالله که مدادتان متصل به کر بودند:)

    پاسخ
  • 86. مریم 66  |  فوریه 26, 2010 در 12:46 ب.ظ.

    عالی بود

    پاسخ
  • 87. حاجی  |  فوریه 26, 2010 در 3:13 ب.ظ.

    فکر کنم الان فقط خودم وخودت آن لاین باشیم

    پاسخ
  • 88. نرگس  |  فوریه 26, 2010 در 8:19 ب.ظ.

    با اون چیزی که تو توییتات در مورد شکم پسرا گفتی کاملا موافقم
    البته من دلیل خاص دارم!!

    پاسخ
  • 89. حجی  |  فوریه 26, 2010 در 8:27 ب.ظ.

    بازم به به این توییت دختر حاجی

    پاسخ
    • 90. دخترحاجی  |  فوریه 26, 2010 در 8:34 ب.ظ.

      کدوم توئيت؟؟همون توئيت که آهو تاب داره …هاي بله؟؟؟
      بچه صياد تاب داشت البته…آهو نميدونم چي داشت !

      پاسخ
  • 91. حجی  |  فوریه 26, 2010 در 8:49 ب.ظ.

    همون توییت که 49 min ago

    پاسخ
    • 92. دخترحاجی  |  فوریه 26, 2010 در 11:19 ب.ظ.

      خب اون موقع 49 min ago بوده الان معلوم نيست که چند دقيقه قبله که D:

      پاسخ
  • 93. mshsa  |  فوریه 26, 2010 در 9:28 ب.ظ.

    salam lotf mikoni begi in toit haro chetori mishe dakhele veblag gozasht???

    پاسخ
    • 94. دخترحاجی  |  فوریه 26, 2010 در 11:18 ب.ظ.

      اگر وبلاگتون وردپرس هست بايد بريد توي قسمت ابزارک و توئيتر رو به ستونهاي وبلاگتون اضافه کنين ! همين D:

      پاسخ
  • 95. پری ناز  |  فوریه 27, 2010 در 9:12 ق.ظ.

    فینگر تاچ ال جی خیلی خوبه. من دارم. Ke990 . از مرداد ماه تا الان که دارمش به هیچ وجه اذیتم نکرده. اون موقع 210 خریدم.

    پاسخ
    • 96. دخترحاجی  |  فوریه 27, 2010 در 12:36 ب.ظ.

      مرسي عزيز دلم…الان ميرم مشخصاتش رو توي نت پيدا ميکنم ببينم چجورياست…البته من که پول ندارم،همينجوري محض خنده يهو ديدي زد و پولدار شدم…D:

      پاسخ
  • 97. الي  |  فوریه 27, 2010 در 10:12 ق.ظ.

    اينقدر كار مي كني هلاك نشي؟
    عمه منه زرت و زورت توئيت مي كنه. بچه پررو تهديدم مي كني؟

    پاسخ
    • 98. دخترحاجی  |  فوریه 27, 2010 در 12:35 ب.ظ.

      يوهاهاااااااااااااااااااااااااااااااااااا….جرئت داري بيا خونه سياه و کبودت ميکنم…. حالا ببين … اسمايلي تهديد خشانت وارانه D:

      پاسخ
  • 99. مهرشيد، دختر اصفهاني  |  فوریه 27, 2010 در 1:54 ب.ظ.

    سلام دختر حاجي
    يه سوال داشتم
    چه جوري ميشه با شما توي :« امروز چه خبر» همكاري كرد؟
    من اونجا هم كامنت گذاشتم ولي تا اين لحظه پاسخي بهم داده نشده
    😦

    پاسخ
    • 100. دخترحاجی  |  فوریه 27, 2010 در 3:19 ب.ظ.

      سلام عزيزم…بايد از طرف مدير امروز چه خبر براتون دعوتنامه بياد…اگر شما داوطلب هستين بايد با خودشون صحبت کنين،من توي انتخاب نويسنده ها هيچ دخالتي ندارم به خدا…ولي بهشون ميگم که شما دوست دارين همکاري کنين !

      پاسخ
  • 102. حاجی  |  فوریه 27, 2010 در 7:46 ب.ظ.

    بعضی وقتا که تویتهات رو میخونم فکر میکنم عجب دختر مظلومی هستی اما وقتی کامنتهای الهام رو میخونم نظرم به سرعت عوض میشه

    پاسخ
    • 103. دخترحاجی  |  فوریه 28, 2010 در 5:29 ب.ظ.

      خب سعی کن کامنتهای الهام رو نخونی….اصلا من وجود این خواهر رو به شدت تکذیب میکنم D:

      پاسخ
  • 104. روزنامه نگار نحس  |  فوریه 28, 2010 در 5:08 ق.ظ.

    خبر فوری خبر فوری خبر فوری خبر فوری خبر فوری خبر فوری

    دختر حاجی در بیمارستان بستری شد

    به گفته یکی از نزدیکان ایشان (ن – ح ) معروف به دختر حاجی از شب گذشته در یکی از بیمارستانهای تهران در بخش آی سی یو پی پی بستری گردیده و تحت مراقبتهای شدید امنیتی پزشکان متخصص می باشد
    وی در ادامه گفت شب گذشته در پی دل درد و دل پیچه فراوان ایشان را به بیمارستان رساندیم و پزشکان هم کمال همکاری را نموده و تا صبح بر بالین ایشان بوده اند
    این منبع افزود به نظر پزشکان متخصص علت اصلی دل درد ایشان خوردن ته مداد نوکی ( اتود ) به یاد دوران بچگی که مداد می خورده اند بوده است
    ——————
    با کاریکلماتور های پدرانه به رزوم
    ————
    ببین وقتی نیستی چه بلاهایی که سرات نمی آید

    پاسخ
  • 105. مجهول  |  فوریه 28, 2010 در 9:56 ق.ظ.

    حسوديم
    شد به ملا هم بسريد

    پاسخ
  • 106. ادامس  |  فوریه 28, 2010 در 10:58 ق.ظ.

    100

    پاسخ
  • 107. مینا  |  فوریه 28, 2010 در 2:58 ب.ظ.

    نفر صدم (اسمایلی صاف کردن سینه)!

    پاسخ
  • 108. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  فوریه 28, 2010 در 4:30 ب.ظ.

    سلام
    حالتون خوبه؟
    با این بارون چطوری؟ حتما افتضاح . . .
    به این فکر میکردم که چرا توئیت های شما اینقدر پرطرفدار و جذابه
    میدونی،شما درون و باطن خودتون رو خیلی خوب میشناسی و باهاش روراستی و کلا با درونت رابطه ی جالبی داری
    به کل مخلوقات هستی هم یه نگرش خاص و رک داری
    خدا رو هم خیلی جالب میشناسی
    یعنی ارتباطت با خدا خیلی جالبه
    و خیلی چیزای دیگه
    در کل،کارت حرف نداره

    پاسخ
    • 109. دخترحاجی  |  فوریه 28, 2010 در 5:31 ب.ظ.

      مرسی….شرمنده م کردین (اسمایلی آب شدن دخترحاجی) D:

      پاسخ
  • 110. حاجی  |  فوریه 28, 2010 در 8:24 ب.ظ.

    دخترحاجی شنیدی تو بلگفا یه نفراسم وبلگتو دزدیده

    پاسخ
    • 111. دخترحاجی  |  مارس 1, 2010 در 7:17 ق.ظ.

      دو نفر این کار رو کردن…. مهم نیست بابا.بذار خوش باشن واسه خودشون P:

      پاسخ
  • 112. پری ناز  |  مارس 1, 2010 در 9:52 ق.ظ.

    آپ کن دیگه مادر جان

    پاسخ
    • 113. دخترحاجی  |  مارس 1, 2010 در 10:49 ق.ظ.

      پريناز جان سوژه نيست مادر به فدات :))

      پاسخ
  • 114. مسلم  |  مارس 1, 2010 در 2:09 ب.ظ.

    ای بابا ام المسائل چی شده
    من عادت ندارم 2 روز بیام یه کامنت تکراری ببینم..تنبل شدی هان.؟
    یا پای جنس مخالف اومده وسط داری مارو می پیچونی….؟

    پاسخ
    • 115. دخترحاجی  |  مارس 2, 2010 در 11:12 ق.ظ.

      چشم ایشالا در اولین فرصت ! و اولین سوژه ! D:

      پاسخ
  • 116. علی رضا  |  مارس 1, 2010 در 2:46 ب.ظ.

    فیلم ک . و . ی دانش .گاه چند دقیقه هست؟ میگن 18 دقیقه باید باشه.مال من 5 دقیقه هست!

    پاسخ
    • 117. دخترحاجی  |  مارس 2, 2010 در 11:13 ق.ظ.

      اونی که بی بی سی پخش کرد 5 دقیقه ست….ولی کاملش 18 دقیقه ست که توی یوتیوب میشه پیداش کرد.

      پاسخ
  • 118. مهرشيد، دختر اصفهاني  |  مارس 1, 2010 در 6:21 ب.ظ.

    يه سوال ديگه
    چه جوري بايد وبلاگم رو توي بخش وبلاگ اعضا قرار بدم توي امروز چه خبر؟
    ببخشيد دختر حاجي من انقدر مزاحمت ميشم
    آخه تا حالا با بلاگ اسپات كار نكردم(هيچي بلد نيستم خوب!!!)

    پاسخ
    • 119. دخترحاجی  |  مارس 2, 2010 در 11:14 ق.ظ.

      عزیزم اون کار رو خود مدیر باید بکنه…ایشالا تا چند وقت دیگه اسمت رو میذاره…خوش اومدی گلم !

      پاسخ
  • 120. کسری وحیدی(آواز ایرانی)  |  مارس 1, 2010 در 6:32 ب.ظ.

    حدیث
    « صبوری را از کاربران خطوط Dial-up آموختم »

    حضرت ایوب ( ع )
    —————————————————————————-
    این رو توی بالاترین خوندم
    گفتم شای برات جالبه

    پاسخ
  • 121. مــژده(جمع دخترونه)  |  مارس 1, 2010 در 11:39 ب.ظ.

    اومدم بگم دلم تالاپ تولوپ کرد و آیکون نگران و اینا که دیدم نه خدا رو شکـر کهریزکتون نتم داره و میای جواب کامنت میدی :))

    پاسخ
  • 122. آواتور  |  مارس 2, 2010 در 2:09 ب.ظ.

    فکر میکنم به اندازه کافی دل مشغولی برای خودت جور کردی که مثل خیلی ها (از جمله خود من) ناراضی نباشی از این دنیا.
    نوشته های خوبی داری.
    اگر مایل به تبادل لینک بودی برایم بنویس. موفق باشی در هر صورت.

    پاسخ
  • 123. علی رضا  |  مارس 2, 2010 در 3:32 ب.ظ.

    اگر لطف بنمایی لینک دانلود اون 18 دقیقه رو بذاری ما خیلیم از شما ممنونیم!

    پاسخ
  • 124. sargijje  |  مارس 2, 2010 در 6:00 ب.ظ.

    آبجی این سیستوم کامنت دونیت چجوریاس؟ خصوصی اش کار میکنه؟ اینو واسه چک کردن میفرستم

    پاسخ
    • 125. دخترحاجی  |  مارس 2, 2010 در 6:41 ب.ظ.

      شما هر کامنتی که برای من بفرستین،تا من تاییدش نکنم نمایش داده نمیشه و قبل از اینکه از طرف من تایید بشه اون کامنت رو فقط خودتون میتونید ببینید…
      و اگر دقت کنید بعد از ارسال کامنت بالای کامنتتون نوشته که منتظر تاییده ! 😉

      پاسخ
  • 126. ماهان  |  مارس 2, 2010 در 7:25 ب.ظ.

    سلام خوش به حالت که مدادتو می مکیدی واسه من از مکیدن گذشته بود تیکه تیکه می کردم ته مدادم رو من lol

    پاسخ
  • 127. هادی  |  ژوئن 1, 2010 در 4:13 ب.ظ.

    احسنت….love it

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


هیچی ...
همین !

توییت های من

  • هر خبری که میشنوم اول میرم تو کانال وحیدآنلاین اگه ببینم اونجا نذاشته میگم یا وحید خوابه یا خبر دروغه 😁 2 hours ago
  • بلیط کنسرت جنیفر لوپز در دستمونه و شبها خواب ندارم از شدت ذوق 3 hours ago
  • درسهایی از حماقت twitter.com/Mahdiibakhtiar… 4 hours ago
  • یاد بگیرید که بابت اشتباهاتتون باید عذرخواهی کنید twitter.com/Mahdiibakhtiar… 4 hours ago
  • RT @m0hagh: خدایی این آقای دوربینی رو ببینید. آدم از این معصوم‌تر؟ آزارش به کی رسیده آخه؟ خیلی کیف کردی نابودش کردی مدرس اخلاق؟ #قرائتی htt… 4 hours ago
  • امروز به معجزه ی توئیتر ایمان آوردم...یه توئیت کردم برای مترجم چینی...بیشتر از 10تا مترجم پیدا شد در عرض دوساعت...خیلی کارتون درسته خدایی 6 hours ago
  • مترجم چینی پیدا شد بچه ها ... خیلی ممنونم از همکاریتون 🌸 15 hours ago
  • هفده هزار تا فالوئر دارم که با هر احتمالی بخوای حساب کنی حداقل باید یه نفر پیدا بشه که چینی بلد باشه دیگه خدایی 😁 16 hours ago
  • من یه پروژه با چین داشتم...یه نفر اونجا انگلیسی بلد بود که اونم استعفا داده...حالا گیر کردم بین یه مشت چینی که زبون همو نمیفهمیم 😭😭😭 16 hours ago

RSS پیوندهای گوگل ریدری

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

افراد آنلاین

آمار وبلاگ

  • 542,956 بازدید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: