نکن بی تربیت !

اکتبر 31, 2009 at 7:58 ب.ظ. 109 دیدگاه

 

آهای آقاهه ، وقتی تو کلاس پشت من میشینی و به طور کاملا ناگهانی (!) کفشت به ماتحتم میخوره ، دیگه خودت اقدام به پاک کردنش نکن که دیگه !!

 

پی نوشت : این پارسه هیچی واسه من نداشت جز کلی سوژه واسه وبلاگ!

 

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

گور به گور شده ، میای یا با جارو بیام دنبالت؟! مرگ من این دنیا غضنفر نده !

109 دیدگاه Add your own

  • 1. شنگول  |  اکتبر 31, 2009 در 4:59 ب.ظ.

    نگفتی چی میخونی.


    فضولو بردن جهنم ، جزغاله شد !

    پاسخ
  • 2. مسلم جون  |  اکتبر 31, 2009 در 8:25 ب.ظ.

    جون من پاکش کرد……..دوره آخرالزمونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ
  • 3. کاکا جنوبی  |  اکتبر 31, 2009 در 8:26 ب.ظ.

    بابا این دیگه کیه خودش هم میاد پاک میکنه . البته اشکالی نداره طرف مهندسی محیط زیست داره خیلی به دل نگیر.

    پاسخ
  • 4. آیدا  |  اکتبر 31, 2009 در 8:28 ب.ظ.

    واسه همینه که می گن آقایون مغزشون قدر فندقه
    البته اون فندق رو هم فقط در مورادضروری مثل این ازش استفاده می کنن…

    پاسخ
  • 5. شبح اپرا  |  اکتبر 31, 2009 در 8:31 ب.ظ.


    پارسه می دهید به به! من سرخوش رو بگو که تازه امروز فهمیدم تا سه شنبه وقت ثبت نام کنکور دارم :دی

    پاسخ
  • 6. (م.ا.ب)  |  اکتبر 31, 2009 در 8:31 ب.ظ.

    سلام.
    زیادی رو بود.
    میگن همیشه غیاب قدرتش بیشتر از ظهوره…
    برای همین چنین موضوعاتی وقتی زیادی رو باشه یه خورده زدگی باطنی میاره اگر چه ندیده می گیریم…
    ببخشیدا..!


    یکی بیاد بگه این طلبه کوچولو چی میگه ! سطح زیر حوزویشو بگو ما هم بفهمیم.

    پاسخ
  • 7. بهار  |  اکتبر 31, 2009 در 8:34 ب.ظ.

    ااااااخی خب اومد خوبی کنه دیگه

    پاسخ
  • 8. سیلوئت  |  اکتبر 31, 2009 در 8:40 ب.ظ.

    خوبه دیگه نخواسته بررسیم بکنه ببینه ضربه ی وارده جراحتیم داشته یا نه

    پاسخ
  • 9. !!!  |  اکتبر 31, 2009 در 8:45 ب.ظ.

    بنده خدا يه اشتباهي مرتكب شد خواست جبران كنه ! قصد بدي كه نداشت ! همين شما ها هستين كه به جوونا فرصت جبران نميدين جوونا سرخورده ميشن ديگه !

    پاسخ
  • 10. آرامش  |  اکتبر 31, 2009 در 8:54 ب.ظ.

    یه نفر هم که احساس مسئولیت می کنه این جور باهاش رفتار می کنن

    پاسخ
  • 11. خانوم زیگزاگ  |  اکتبر 31, 2009 در 8:54 ب.ظ.

    شاید غرض داشته از اینکه کفشش رو زده به تو!!! میذاشتی به غرضش برسه خب

    پاسخ
  • 12. تارا میرکا  |  اکتبر 31, 2009 در 8:55 ب.ظ.

    پاسخ
  • 13. vahid  |  اکتبر 31, 2009 در 9:13 ب.ظ.

    چه قدر خوابای خوب می بینه امشب!

    پاسخ
  • 14. rexaniar  |  اکتبر 31, 2009 در 9:25 ب.ظ.

    خب دلش رو نمیشکستی میزاشتی پاک کنه
    این نشون میده چقدر پسرهای جامعه ما با ادب هستن

    پاسخ
  • 15. ماي موتوس  |  اکتبر 31, 2009 در 9:28 ب.ظ.

    پاسخ
  • 16. داماد حاجی  |  اکتبر 31, 2009 در 9:34 ب.ظ.

    باورت نمیشه ولی میترسم دیوونه بازی در بیاری.اینو جدی میگم.

    پاسخ
  • 17. جهانگرد  |  اکتبر 31, 2009 در 9:37 ب.ظ.

    بنده خدا اومده خوبی کنه!
    پاک نمیکرد میگفتی: ژسره ی پر رو و مغرور و غیر اجتماعی و …
    مهم نیته که پاک کردن بوده

    پاسخ
  • 18. حمید  |  اکتبر 31, 2009 در 9:38 ب.ظ.

    مگه بده!؟
    تبرکه!!!

    پاسخ
  • 19. نجمه  |  اکتبر 31, 2009 در 9:41 ب.ظ.

    من نجمه هستم و 19 سالمه.راست میگن بیرون دانشگاه هیچ خبری نیست و هر کاری میخایم بکنیم باید تو همین دانشگاه انجام بدیم؟ (برا شوهر میگم!)
    وبلاگت هم خیلی قشنگه

    پاسخ
  • 20. shamim  |  اکتبر 31, 2009 در 9:43 ب.ظ.

    khob bande khoda hol shode dige,taghsiri nadare,
    akhe bela nesbate shoma ba`zi az dokhtar age in ettefagh barashoon biofte,hamchin pacheye tarafo migiran & ange koori behesh mizanan ke ……….
    gonah dare

    (albatte man khodam dokhtaramaaa)

    پاسخ
  • 21. علی (ذهن ِآشفته)  |  اکتبر 31, 2009 در 9:52 ب.ظ.

    در هر حال بهتره که آدم اشتباهش رو جبران کنه. گیرم که خدا خواست و مستفیض هم شد!

    پاسخ
  • 22. پور پدر  |  اکتبر 31, 2009 در 10:01 ب.ظ.

    خب شاید ماتحت شما تو کادر بوده! خب!

    پاسخ
  • 23. دختر طلاق  |  اکتبر 31, 2009 در 10:04 ب.ظ.

    یعنی همین یه ذره دلخوشی رو هم میخوای از پسرای این مملکت بگیری ؟؟ :دی

    پاسخ
  • 24. مهدی نامور  |  اکتبر 31, 2009 در 10:06 ب.ظ.

    قصدش خیر بوده، شما به دل نگیر…دختر حاجی به همه محرمست.

    پاسخ
  • 25. پــ.ــوریــ.ــا مــ.ــنــ.ــزه  |  اکتبر 31, 2009 در 10:15 ب.ظ.

    پاسخ
  • 26. Mahda  |  اکتبر 31, 2009 در 10:26 ب.ظ.

    اون مرکز علم و دانشه یا…؟!

    پاسخ
  • 27. الهام - روح پرتابل  |  اکتبر 31, 2009 در 10:27 ب.ظ.

    وای یعنی جدی همچین حماقتی کرد؟!
    اگر این کارو کرده معلومه از عمد پاشو زده بوده!
    اه اه

    پاسخ
  • 28. خانوم قهوه  |  اکتبر 31, 2009 در 10:42 ب.ظ.

    که این طور !

    پاسخ
  • 29. هیولای گشاد  |  اکتبر 31, 2009 در 10:50 ب.ظ.

    نمیدونم چرا از این پستای تو همش یاد داستان، ماستان می افتم!
    بگم؟ باشه میگم..
    یک زمانی، زمان پیامبر یک مردی یک زنی رو بوس میکنه زنه میره شکایت که یا حضرت پیامبر این منو گرفته تو کوچه بوسیده و من از این آقا شکایت دارم و اینها.
    پیامبر میگن که خب مرده رو احضار کنین، مرده که احضار میشه ازش میپرسن که چرا بوسیدی … دلیلش چی بوده واین حرفا.
    طرفم کم نمیاره میگه یا حضرت پیامبر حالا که بوسیدمو تموم شده رفته باید قصاصم کنین بعد لپشو میاره جلو به زنه میگه قصاص کن دیگه! ببوس!
    خلاصه اینکه خوب شد بر نگشتی از طرف دلیل کارشو بپرسی شاید کار به جاهای بیخ دارتر میرسید!

    پاسخ
  • 30. خانوم مارپل  |  اکتبر 31, 2009 در 10:56 ب.ظ.

    عزیزم اونا وظیفه شونه هر چی که کثیف شد تمیز کنن

    راستی سلام عزیزم من وقتی تو وبلاگا خوندم که تو هم اومده بودی تو جشن ناراحت شدم که ندیدمتون ولی غافل ازینکه کنار زیگزاگ بودی و بهت سلام کردم
    البته اونم زیگزاگ اس ام اسی بهم گفت شما کنار پریناز بودی کلی ذوق زده شدم که دیدمت
    ولی اصلا به برخورد گرم و صمیمیت نمیاد این نوشته هات
    عاشق نوشته هاتم


    ممنونم عزیزم.لطف داری.من اینقدر از دیدن خواننده های اینجا خوشحال شده بودم که هول شدم و نتوستم همه رو حسابی ببینم .
    شما رو یه لحظه دیدم.ولی چون اطرافم شلوغ بود نتونستم بیام جلو.
    ایشالا دفعه های بعدی جبران میکنم.

    منم عاشق همتونم که حوصله ی خوندن نوشته هامو دارین.

    پاسخ
  • 31. دختر مستقل  |  اکتبر 31, 2009 در 11:18 ب.ظ.

    خوب بچه بامعرفت بوده خوب! دوست داشتی می گفت حالا خودت پاکش کن؟!

    پاسخ
  • 32. کشک و بادمجون  |  اکتبر 31, 2009 در 11:22 ب.ظ.


    پاک کرد ؟؟؟؟

    پاسخ
  • 33. شازده اسدالله میرزا  |  اکتبر 31, 2009 در 11:23 ب.ظ.

    به به عجب شیوه ی خوبی تو دوران دانشجویی ما خانوم ها عقب میشستن ما بد بختا جلو ولی ما اعتصاب کردیم رفتیم عقب منتها به عقلمون نمی رسید اینکار :دی
    طلبه شدم بعد از اتمام این دوره تحصیلیم دوباره کنکور بدم و از لیسانس دوباره شروع کنم :دی
    باشد سفر های بیشتری بروم :دی

    پاسخ
  • 34. سینا  |  اکتبر 31, 2009 در 11:24 ب.ظ.

    ….
    اینقدر حساسیت نشون میدی آخرش هیچی از این پارسه یاد نمیگیری .
    آخرش قبول نمیشی میندازی گردن کفش و دست و از این جور چیزا .

    هر جوری فکر میکنم یه جای کار میلنگه

    پاسخ
  • 35. بهزاد  |  اکتبر 31, 2009 در 11:27 ب.ظ.

    آخی! طفلک میخواسته اشتباهش رو جبران کنه خب!

    پاسخ
  • 36. محدثه  |  اکتبر 31, 2009 در 11:41 ب.ظ.

    سلام.
    با وبلاگت از طریق وب مژده اشنا شدم و با خوندنش بسی بسیار گشتم!با اجازه لینکیدمت!

    پاسخ
  • 37. بانوی فانوس به دست  |  نوامبر 1, 2009 در 12:00 ق.ظ.

    بابا عجب کلاسی دارید شما ! خودش کلی فیلمه . . . به چشم برادری خواسته حالا پاک کنه خب

    پاسخ
  • 38. مژده  |  نوامبر 1, 2009 در 12:05 ق.ظ.

    واقعا ؟ یعنی رو تا این حد؟ یعنی واقعا با اقدام به پاک کردن کرد؟

    یکی بیاد منو جمع کنه از اینجا. هی واقعا واقعا راه انداختم!

    پاسخ
  • 39. مژده  |  نوامبر 1, 2009 در 12:07 ق.ظ.

    شما تا این پارسه رو داری سعی کن تند تند سوِژه ها رو بنویسی اما منتشر نکنی. یه سری رو بذار برای ایام بعد از پارسه!

    پاسخ
  • 40. !!  |  نوامبر 1, 2009 در 12:09 ق.ظ.

    این آغا! حتما» از طرف بیت بودن شاید تو دستشم شیشه نوشابه بوده منتحا( درست نوشتم؟:دی) می خواسته کار و سریع انجام بده شما معذب نشی بخوای بری کهریزک!


    دیکته ت داغونه ها ! از این به بعد شکلک حرفاتو در بیار ننویس.
    تمرین کن ! آفــــــــــــــــــرین !

    پاسخ
  • 41. خالی  |  نوامبر 1, 2009 در 12:13 ق.ظ.

    چرا نزدیش؟بی تربیتو میزدی البته ماتحتشو!

    پاسخ
  • 42. شادی  |  نوامبر 1, 2009 در 12:21 ق.ظ.

    پاسخ
  • 43. س ی م ا  |  نوامبر 1, 2009 در 2:39 ق.ظ.

    کجای کاری اون زده که پاکش کنه!
    پارسه هم نرفتم! :دی

    پاسخ
  • 44. ذغال سنگ  |  نوامبر 1, 2009 در 7:55 ق.ظ.

    سلام. این بالاترین تا همین چند وقت پیش با ارسال دعوت نامه عضو میگرفت یعنی یک کسی که عضو بالاترین هست باید برای شما دعوت نامه بفرسته. اما مثله اینکه اخیرن این سیستم دعوت نامه ای هم متوقف شده. البته سایت دنباله هم مانند بالاترین هستش اما با شرایط عضویت راحت تر و فقط باید برین ثبت نام کنین. من ثبت نام کردم اما از اونجایی که دنباله هم فیلتر است امکان رجیستر کردن عضویتم وجود نداره چون با فیلتر شکن نمیتوان وارد عضویت شد.
    در ضمن من شما رو لینک کردم در وبلاگم اگه دوست داشتین وبلاگ منو لینک کنین. به نام ذغال سنگ!
    با سپاس

    پاسخ
  • 45. pemiphilo  |  نوامبر 1, 2009 در 9:37 ق.ظ.

    بنده‌ی خدا نيتش خير بوده!

    پاسخ
  • 46. نئو  |  نوامبر 1, 2009 در 10:53 ق.ظ.

    پاسخ
  • 47. صحبا  |  نوامبر 1, 2009 در 11:05 ق.ظ.

    عجب رویی داشته

    پاسخ
  • 48. هیسنا  |  نوامبر 1, 2009 در 11:10 ق.ظ.

    امان از این آقایون

    پاسخ
  • 49. رضا  |  نوامبر 1, 2009 در 11:21 ق.ظ.

    پاسخ
  • 50. Calabros  |  نوامبر 1, 2009 در 11:30 ق.ظ.

    چه کارا که می کنن… این آدمای بی خدا

    پاسخ
  • 51. شازده اسدالله میرزا  |  نوامبر 1, 2009 در 12:17 ب.ظ.

    خب حالا تو هم برو از کامنت خودت برای پست فرصت طلبی و جواب من سو استفاده کن بذار تو وبلاگت خوب میشه :دی
    تلافی میکنی اینجوری:دی

    پاسخ
  • 52. حمید  |  نوامبر 1, 2009 در 12:27 ب.ظ.

    به جان خودم اگه بازم بری پارسه …..
    این مهدی بدبختُ بگو ……
    اگه بفهمه خون به پا میکنه…..
    جان توووووووووووووووووو…….


    لازم به ذکر است،این مهدی که ایشان فرمودند همان آقای آبگوشت است !!!

    پاسخ
  • 53. عرعری  |  نوامبر 1, 2009 در 12:30 ب.ظ.

    بالام جان، میگن کرم از درخته، ما باور نمیکنیم، خب برو آخر کلاس بشین، دیوار که دیگه پا نداره لگدت کنه!

    پاسخ
  • 54. پرند  |  نوامبر 1, 2009 در 12:34 ب.ظ.

    اینو به خودشم گفتی!؟

    پاسخ
  • 55. پسر حاجی  |  نوامبر 1, 2009 در 12:44 ب.ظ.

    سلام دختر حاجی…
    ببینم چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پیش خودش چی فکر کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ
  • 56. تبسم  |  نوامبر 1, 2009 در 1:46 ب.ظ.

    با تفش که پاک نکرد؟

    پاسخ
  • 57. شیرزاد  |  نوامبر 1, 2009 در 2:14 ب.ظ.

    چه بد بختی بوده اون…
    خاک بر سرش
    ….
    …..

    پاسخ
  • 58. پری ناز  |  نوامبر 1, 2009 در 2:19 ب.ظ.

    نگو انقد از این حرفا! باز هم جشن پیش می آدا.



    خیلی سعی میکنم مودب باشم ولی نمیشه جون تو.از این به بعد تو جشنها قایم میشم که لو نرم !!!

    پاسخ
  • 59. علی  |  نوامبر 1, 2009 در 3:07 ب.ظ.

    با این اخلاقت دنبال شوهر هم می‌گردی؟!


    نگردم؟؟؟!
    چشم !

    پاسخ
  • 60. وارش  |  نوامبر 1, 2009 در 3:10 ب.ظ.

    خوب خواست جبران مافات كنه
    البته ميشه دو تا برداشت يا چند برداشت داشت
    1-از اين ادمهايي بود حتما عمدا» اينكار رو ميكرد
    2-هول شده بود بند خدا دست و ژاش رو گم كرده بود
    .
    .
    .
    1000- نميدونم شايد حواسش نبود

    پيش منم بيا خوشحال ميشم

    پاسخ
  • 61. وارش  |  نوامبر 1, 2009 در 3:19 ب.ظ.

    ميخواستم بگم سيم خار داري كه گذاشتي در بلاگت اگر يكي يكم با هوش باشه راحت مي تونه مطالبت رو جيم فنگ كنه بدزده

    ولي اگر CTRL+C بزني بعد از مارك كردن نوشته هات مطمئن باش كه ميشه امتحان كن .

    اين تاييد نكن بد اموزي داره اين كامنت من


    ایشالا جز جیگر بزنه هرکی مطالبم رو اینجوری که این آقاهه گفت بدزده !

    پاسخ
  • 62. مهسا خانومي  |  نوامبر 1, 2009 در 5:16 ب.ظ.

    نه ديگه راه نداره ! من بايد برم اين آقاهه رو بكشم !!!! .

    پاسخ
  • 63. ساراي  |  نوامبر 1, 2009 در 6:03 ب.ظ.

    خب طفلي اونجوري اگه پاك نمي كرد روحش در عذاب مي موند!

    پاسخ
  • 64. نـــگــارینــــا  |  نوامبر 1, 2009 در 7:29 ب.ظ.

    عجب دوره زمونه ای شده ها

    پاسخ
  • 65. شازه  |  نوامبر 1, 2009 در 7:42 ب.ظ.

    خدا ما رو ببخشه !! توی دانشگاه می نشستیم ردیف آخر صندلی ها !!
    با عرض معذرت از همه اونهایی که پامون بهشون خورده !!!

    پاسخ
  • 66. متين  |  نوامبر 1, 2009 در 8:21 ب.ظ.

    قزوینی بوده . من همشهریامو میشناسم . ولی چرا اینقدر مبتدی ؟

    پاسخ
  • 67. molomoki  |  نوامبر 1, 2009 در 9:02 ب.ظ.

    میشه الان من بگم که :
    بمیرییییییییییی که مردم از خنده

    چی هستی تو آخه؟
    والا!

    پاسخ
  • 68. بهرام  |  نوامبر 1, 2009 در 9:05 ب.ظ.

    شما بخششون دختر حاجی. جز جیگر بگیره یارو

    پاسخ
  • 69. میلاد بهشتی  |  نوامبر 1, 2009 در 9:45 ب.ظ.

    سلام
    خوبی؟ از وبلاگ قبلیت خیلی خوشم اومد. اینم خیلی خوبه
    میشه آیدیتو بدی و یه شب بیای چت راجب قالب وبلاگ سوال دارم


    شوخی پشت وانتی؟!
    سوالتونو همین جا بپرسین در خدمتم !

    پاسخ
  • 70. زهرا  |  نوامبر 1, 2009 در 10:12 ب.ظ.

    این موضوع از دو حالت خارج نیست:1.می خواسته بگه من خیلی مودبم
    2.خیلی پررو و … بوده

    پاسخ
  • 71. امیر مسعود  |  نوامبر 1, 2009 در 10:25 ب.ظ.

    یعنی واقعاً من از مرد بودن خوندن خجالت می‌کشم، مرد به اونی میگن که این کار رو در نهایت خونسردی انجام بده، مثل همین آقای مذکور.

    پاسخ
  • 72. احمد  |  نوامبر 1, 2009 در 10:26 ب.ظ.

    سلام گل خانمی .
    ای امان از ماوراء
    الهی پیر شی دختر

    پاسخ
  • 73. پرژین  |  نوامبر 1, 2009 در 10:27 ب.ظ.

    هم ترسیده هم هول شده سخت نگیر

    پاسخ
  • 74. لیلا  |  نوامبر 1, 2009 در 10:32 ب.ظ.

    حول شده بیچاره 🙂

    پاسخ
  • 75. مونارک  |  نوامبر 1, 2009 در 10:36 ب.ظ.

    بنده ی خدا احتمالا هول شده…

    پاسخ
  • 76. شمع سحر  |  نوامبر 1, 2009 در 10:44 ب.ظ.

    پاسخ
  • 77. منحنی شور  |  نوامبر 1, 2009 در 11:00 ب.ظ.

    صدای باطوم گاهی نمیزاره وقت برای پارسه و همینطور تشنج اعصاب ..

    پاسخ
  • 78. سالار  |  نوامبر 1, 2009 در 11:02 ب.ظ.

    دیگه داری دیر به دیر آپ میکنیا !!


    بابا همین دیشب آپ کردم که !

    پاسخ
  • 79. کلک شید  |  نوامبر 1, 2009 در 11:45 ب.ظ.

    پاسخ
  • 80. سالار  |  نوامبر 2, 2009 در 12:15 ق.ظ.

    هووووو.میدونی دیشب یعنی کی؟!


    شیش ماهه ای جانم؟؟!!

    پاسخ
  • 81. مهرنوش  |  نوامبر 2, 2009 در 12:22 ق.ظ.

    چه آقای باحالی بوده این دیگه
    کلا از لحظات سرکلاست خیلی خوشم اومدو کلی خاطره برام تازه کرد

    پاسخ
  • 82. پژمان  |  نوامبر 2, 2009 در 1:03 ق.ظ.

    ساده‌ایا! خبر نداری! طرف ساعتها داشته به این فکر می‌کرده که دقیقاً چجوری پاش رو بزنه که تو باورت بشه این موضوع اتفاقی بوده.

    پاسخ
  • 83. خاله آذر  |  نوامبر 2, 2009 در 1:58 ق.ظ.

    الهی تو چخت جهنم جز و جز بسوزه!!!

    پاسخ
  • 84. Mimimal  |  نوامبر 2, 2009 در 2:52 ق.ظ.

    دلم برای پسره کباب شد
    حالا بیا خوبی کن

    پاسخ
  • 85. من در ميان قوم لوط زندگي ميكردم  |  نوامبر 2, 2009 در 9:20 ق.ظ.


    خب حالا چه عيبي داره خواسته مانتو ات تمييز بمونه! قصدي نداشته كه بنده خدا!!!!!!!!!
    مثل اينكه جشن پرشين بلاگ هم خوش گذشته! ايشالا براي شما به اوين بسنده ميكنن!

    پاسخ
  • 86. دیوونه  |  نوامبر 2, 2009 در 10:16 ق.ظ.

    یادت بخیر منم دیوونه تو هنوز………………..

    پاسخ
  • 87. افشین سلحشور  |  نوامبر 2, 2009 در 11:22 ق.ظ.

    آدم با ذوقي بوده!

    پاسخ
  • 88. زردآلو  |  نوامبر 2, 2009 در 11:24 ق.ظ.

    من پارسه میخوام

    پاسخ
  • 89. وارش  |  نوامبر 2, 2009 در 12:05 ب.ظ.

    بخدا من آقاهه نيستم . خانمه هستم


    پاسخ
  • 90. دست نوشته  |  نوامبر 2, 2009 در 2:42 ب.ظ.

    اون علامت تعجب بعد کاملن ناگهانی رو بد باهات موافقم

    پاسخ
  • 91. علي  |  نوامبر 2, 2009 در 3:08 ب.ظ.


    عجب !!!
    راستي اون نوع دموكراسي كه كنار وبت نوشتي هم ديگه آخر دموكراسي هست

    پاسخ
  • 92. سالار  |  نوامبر 2, 2009 در 3:17 ب.ظ.

    شیش ماهه؟یع نی انقدر خوب موندم؟ بازم آپ نکردی.خب دوباره برو پارسه و برگرد و یه چیزی اینجا بنویس دیگه

    پاسخ
  • 93. باران  |  نوامبر 2, 2009 در 3:49 ب.ظ.

    ازآقایون باید انتظار همه چی و داشت

    پاسخ
  • 94. ذغال سنگ  |  نوامبر 2, 2009 در 5:45 ب.ظ.

    ماشاالله عجب رشد صعودی ای داره این تعدادکامنتهای این پست از وبلاگ شما.
    ===
    حاجی داماد ندارد!
    .
    .
    .
    یادداشتهای یک دختر حاجی!
    .
    .
    .
    احیانن حاجی داماد نمیخواد؟

    پاسخ
  • 95. مینو  |  نوامبر 2, 2009 در 5:57 ب.ظ.

    سخت نگیر خلاصه خلاقیت به خرج داده تا باب آشنایی رو باز کنه.

    پاسخ
  • 96. shabestanekhiyal  |  نوامبر 2, 2009 در 6:46 ب.ظ.

    سلام عزيزجان
    كار وقتي به عشق بكشه اين حرفا حاليش نمي شه .عاشقتو ازخودت نرنجون .
    ممنون .
    شبستان خيال

    پاسخ
  • 97. shabestanekhiyal  |  نوامبر 2, 2009 در 6:47 ب.ظ.

    حتما مي خواسته فدات شه روش نمي شده .

    پاسخ
  • 98. مربي  |  نوامبر 3, 2009 در 12:17 ق.ظ.

    من بودم مگه بد كردم ؟

    از فردا تو خيابونم همين كارو ميكنم از لج تو


    احمق !
    حالا مردم باورشون میشه میان یقه تو میگیرنا !

    پاسخ
  • 99. یه فنجون چایی داغ  |  نوامبر 3, 2009 در 9:29 ق.ظ.

    حالا بیا و خوبی کن

    پاسخ
  • 100. ذغال سنگ  |  نوامبر 3, 2009 در 4:14 ب.ظ.

    یعنی ممکنه من صدمین نفری باشم که برای این پست کامنت میزاره؟

    پاسخ
  • 101. مانیل(خانومی)  |  نوامبر 5, 2009 در 4:23 ب.ظ.

    واقعنا…

    پاسخ
  • 102. ضریب چزی  |  نوامبر 5, 2009 در 10:57 ب.ظ.

    اینووووووووووووووووو :
    من نجمه هستم و 19 سالمه.راست میگن بیرون دانشگاه هیچ خبری نیست و هر کاری میخایم بکنیم باید تو همین دانشگاه انجام بدیم؟ (برا شوهر میگم!)

    پاسخ
  • 103. هاD  |  نوامبر 6, 2009 در 12:37 ب.ظ.

    زهرش نکن دیگه . بذار تا قشنگ تمیز کنه :))

    پاسخ
  • 104. شهرام صاحب الزمانی  |  نوامبر 8, 2009 در 8:09 ق.ظ.

    سلام لطفن یه بیست به نجمه خانم نوزده ساله از دانشگاه بدین …
    نویسنده نفر نوزدهم …
    شاداب و موفق باشی …

    پاسخ
  • 105. بابک خرمدین  |  نوامبر 9, 2009 در 12:51 ب.ظ.

    واقعا شبیه این عکسه نیستید؟


    واقعا فکر میکنی هستم؟!

    پاسخ
  • 106. بابک خرمدین  |  نوامبر 9, 2009 در 1:58 ب.ظ.

    حالا خداییش ته دلت از این ادب و تربیت این پسر خوشت نیومد؟
    در ضمن حالا خوب پاکش کرد یا نه؟


    اگه پاک میکرد که الان مرده بود !

    پاسخ
  • 107. بابک خرمدین  |  نوامبر 10, 2009 در 8:05 ق.ظ.

    از خوشی میمرد دیگه؟!!؟

    پاسخ
  • 108. بینهایت  |  دسامبر 5, 2009 در 9:35 ب.ظ.

    چقدر این مردا بدبختن به خدا (!)
    وقتی به دنیا میان همه حال مامانشونو می پرسن.وقتی ازدواج میکنند همه میگن چه عروس خوشگلی.وقتی می میرن میگن بیچاره زنش… حالا هم که می گید بیچار دختره جلوی عجب دیو صفتی نشسته بوده!!!!
    خیلی نامردی !

    پاسخ
  • 109. بینهایت  |  دسامبر 5, 2009 در 9:39 ب.ظ.

    عده اي مثل قرص جوشانند؛ در ليوان آب كه بياندازيشان طوري غليان كرده و كف مي كنند كه سر مي روند اما كافي است كمي صبر كني بعد مي بيني كه از نصف ليوان هم كمترند.
    دکتر شریعتی

    بیچاره مرده! (دقت کردی اسم ما چقدر شبیه مرگه و اسم شما چقدر شبیه زندگی!) بازم بیا به ما گیر بده!

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


هیچی ...
همین !

توییت های من

  • عشق به زندگی فقط اونجاش که یار میگه بریم؟ میگی بریم و میریم #دروتخته 1 week ago
  • ما میفهمیم، اما به روی خودمون نمیاریم چون مهم نیست :)) 1 week ago
  • رفتم موهامو رنگ و هایلایت و کراتینه کردم و جیبم به شدت درد میکنه 1 week ago
  • از سر شب تا الان بابام سه دفعه کولر رو خاموش کرده و من سه دفعه روشن کردم الان نوبت بابامه :] 2 weeks ago
  • بحث من نبودن وزیر زن در کابینه نیست مشکل من اینه که نگاه جنسیتی از اینور بوم نیفته اینکه بگیم حداقل یک وزیر زن،یعنی فقط تاکید به جنسیت 2 weeks ago
  • فکر میکنم اصرار به انتخاب وزیر زن و یا مخالفت با نداشتن وزیر زن خودش به نوعی ضد فمنیسمه برابری یعنی تمرکز به جای جنسیت به شایستگی افراد باشه 2 weeks ago
  • اصرار برای انتخاب وزیر زن رو نمیفهمم اصرار باید به انتخاب فرد برتر و اصلح باشه چه زن چه مرد 2 weeks ago
  • اون دوقرونی که مامورپمپ بنزین صرفا به خاطر اینکه پیاده نمیشدم بنزین بزنم ازم میپیچوند مهم نبود مهم این بود که زور داشت برام منو احمق فرض کنن 2 weeks ago
  • مدتهاست که دیگه خودم بنزین میزنم و وقتی پیاده میشم از ماشین حس میکنم پرسنل پمپ بنزین دلشون میخواد خرخرمو بجون که نمیتونن سرم رو کلاه بذارن 2 weeks ago
  • رفیق پایه داشتن بزرگترین نعمت دنیاست. اصلی ترین رفیق پایه ت همسرت باشه بزرگترین خوشبختی دنیاست 2 weeks ago
  • وقتی توخیابون چندین پل عابر و خط کشی هست،انتظارنداشته باشین ازهرجای خیابون که میخواین ردشین راننده وایسته راننده گناه نکرده که ماشین زیرپاشه 2 weeks ago
  • سینمایی که رکورد فروشش دست گشت ارشاد و نهنگ عنبره رو باید گذاشت لب طاقچه توالت 3 weeks ago

RSS پیوندهای گوگل ریدری

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

افراد آنلاین

آمار وبلاگ

  • 542,667 بازدید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: