Archive for ژوئیه, 2009

فارغ التحصیل شدم

 

دیروز :بعد از حموم دفاعیه (یه چیزی تو مایه های حموم زایمان!! با این تفاوت که پوست سر آدم ور میاد آخه ۴۶ بار سرتو میشوری ولی اصلا حالیت نمیشه چون تمام مدت تو این فکری که فردا بعد از دفاعیه استادها چه سوالی ازت میپرسن!) و بعد از آماده کردن لباسها رفتم تو تخت و تا سه بیدار بودم و بعدش هم توی خواب تمام مدت میدیم که با مخ میرم تو میکروفن روی سن !!!!

امروز تا قبل از رفتن روی سن : تمام مدت فحش های ناجور به این استاد های سه پیچ!!! از بس که از اون بخت برگشته ای که اون بالا بود هزار تا سوال میپرسیدن !

امروز روی سن : با تشکر از زحمات تمام اساتید گرامی که با تمام وجود ما را یاری کردند تا بتوانیم به این مرحله برسیم ! ( ای تو روح آدم دو رو !! )

امروز بعد از پایین آمدن از سن : با گرفتن فیگور بدنسازی همچون باتیستا به خودم بالیدم !

و در آخر :

 من امروز مهندس شدم !

 

ژوئیه 14, 2009 at 3:14 ب.ظ. 2 دیدگاه

مردای دیوونه

 

من : چرا تو این فیلمه این خانومه دست اون آقا دیوونه هه رو گرفت ؟! خدا مرگم بده اسلام به خطر افتاد !

 

مامانم : اگر مردی دیوونه باشه نامحرم نیست !

 

من : کاش همه ی مردا دیوونه بودن !

 

ژوئیه 12, 2009 at 4:30 ب.ظ. 2 دیدگاه


هیچی ...
همین !

توییت های من

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

RSS پیوندهای گوگل ریدری

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

افراد آنلاین

آمار وبلاگ

  • 541,832 بازدید