Archive for مارس, 2009

جوجه تیغی کوچولو

 

وقتی یه جوجه تیغی که حداقل چند سال ازت کوچیکتره بهت پیشنهاد میده چه حسی بهت دست میده؟!

 

الف) باید فکر کنم جوون موندم !

ب) باید بزنم تو دهنش تا دندوناش بریزه تو حلقش و بگم برو با بزرگترت بیا کوچولـــــو !

ج) باید برم آقای آبگوشت رو صدا کنم بیاد بخورتش !

د) شما بفرمایید من باید چه غلطی میکردم؟!(آیکون ناهید در حال کندن گیسهاش)

 

Advertisements

مارس 14, 2009 at 4:16 ب.ظ. 2 دیدگاه

دخترحاجي حلزون

 

ایشالا به درد بی درمون پایان نامه نویسی دچار نشی !

نفرین خدایان بر کسی باد که موضوع پایان نامه ای را برمیگزیند که خودش هم نمیفهمد چه غلطی کرده ! اینجاست که باید گفت : خودم کردم که لعنت بر خودم باد …

شدیدا عصبانیم…

میگن عصبانیت باعث پوکی استخوان میشه ، به عنوان یه حلزون سلام عرض میکنم !!!

 

مارس 7, 2009 at 4:17 ب.ظ. بیان دیدگاه

تبلیغات منفی جهت شوهر پرانی

 

ساعتی پیش خسته از اتوبوسهای ذلیل شده بودیم و گفتیم چه بهتر است اندکی ولخرجی نموده و با تاکسی راهی منزل شویم! سوار تاکسی گشته و جهت راحت ولو شدن بر صندلی جلو نشستم(راننده پیر بود بابا!)

عینک دودی ای را بر چشمانمان نهاده بودیم جهت افزایش کلاس و از این حرفا! ناگهان پسرکی ناخلف از بیرون که فاصله ی کمی با ماشین داشت گفت : چشمای پشت شیشـــــــــــــــــه! هنوز حرفش تمام نشده بود که راننده ی تاکسی پای مبارک را به طور کاملا ناگهانی همانند شوماخر و چه بسا بدتر از آن بر روی ترمز گذاشته و ما را به درون شیشه پرتاب کرده و دنده عقب گرفت و شروع کرد به داد و بیداد! وسط حرفایش میگفت : مرتیکه ی … همین الان از شوهرش جدا شد اومد تو ماشین نشست خجالت بکش فلان فلان شده (فحش بد؟! من بد آموزی نمیدارم تو وبلاگم! )

ما نیز که چشمانمان از حدقه بیرون زده بود،هر چقدر به این ذهنمان فشار آوردیم یادمان نیامد که تا به امروز حتی کورو کچلی ما را به همسری برگزیده باشد. هی از ما اصرار و از مرکز عصبی مغز انکار!!! در اندرون دلمان میگفتیم آقا جون اگر میخواهی قضیه را داغ کنی از ما چرا مایه میگذاری ؟! چرا در این بحران بی شوهری با تبلیغات منفی موقعیتهای ازدواج ما را میپرانی؟!

 

مارس 4, 2009 at 4:18 ب.ظ. ۱ دیدگاه


هیچی ...
همین !

توییت های من

  • من حوصله ندارم سرچ کنم جایی اگه راجع به من حرف زدین منشن کنین هوایی هم فقط با منشن پذیرفته می شود حتی شما دوست عزیز 1 day ago
  • تاسف کمه برای این آدمها آدم؟ بعید میدانم آدم باشند البته twitter.com/khabgard/statu… 1 day ago
  • وقتی قراره با یارم برم سفر از یک هفته قبل چمدون میبندم اما قراره فردا برم ماموریت و هنوز حتی بهش فکر نکردم که چیا ب… twitter.com/i/web/status/1… 1 day ago
  • RT @morghlim: هموطن‌ها، خودتون بگید چیکار کردین که یکاره فارسی نوشتن https://t.co/bm0UJJGJww 4 days ago
  • RT @opiums: به عنوان یه زن همواره این دوتا رویکرد در جای جای زندگی میبینی: ۱- عده‌ای بهت توجه نمیکنن و کم میبیننت به خاطر اینکه زنی ۲- عده‌… 5 days ago
  • تو مدرسه هامون چرا همراه داشتن آینه ممنوع بود؟ 1 week ago
  • یادمه بردن موز و خیار هم به مدرسه ممنوع بود حالا موز قبول چون میوه لاکچری محسوب میشد ولی واقعا خیار چرا؟ twitter.com/srmahnd/status… 1 week ago
  • یه روزی توی استادیوم آزادی برای دخترم تعریف میکنم که برای استادیوم رفتن چقدر حسرت داشتیم 1 week ago
  • فیلم عروسیمون رو گرفتیم و هی میبینیم و هربار دلم پر میکشه برای هرلحظه ش 1 week ago

RSS پیوندهای گوگل ریدری

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

افراد آنلاین

آمار وبلاگ

  • 544,964 بازدید