پهلوان (قسمت اول)

فوریه 8, 2009 at 10:15 ب.ظ. بیان دیدگاه

 

آقا چشمتان روز بد نبیند ما در بیمارستان بستری گشته بصورت ناشتا ! البته چنانچه استحضار دارید لغت ناشتا را برای 2 ساعت ،3 ساعت ، 4 ساعت و یا همین حوالی گرسنگی به کار میبرند ولی ما از شب قبل تا دم غروب به اصطلاح ناشتا بودن جان دادیم دور از جون شما ! که چه بشود؟ که دکی جون جان بیایند و دل و روده ی ما را تا در نیامده عمل کنند …

خلاصه دکی جون گویی که آمدند و یک عدد پرستار به قول خودمان دراز آمد و یک پارچه ای به دست ما بست که اسممان رویش نوشته شده بود و ما پنداشتیم که این از خدا بیخبران 100% میخواهند ما را به دیار باقی بفرستند که این کار را کردند.خلاصه ما را بر تخت روانی سوار کردند (البته نه از آن نوعی که زلیخا سوار میشد و فیگور می آمد هــــــــا ،از آن نوعی که مریض بخت برگشته را سوارش میکنند و در این چاله چوله های بیمارستان می اندازند و هی میگویند ببخشید عـزیـــزم !( آخر آن ببخشید در فرق سرتان بخورد کمرمان له شد ! )

از اصل مطلب دور نشویم ، خلاصه ما با چشمانی اندوهگین از خانوداه خداحافظی کردیم و ما را وارد اتاقی کردند و از اون کلاههای سفید سرمان کردند و برای اینکه اسلام به خطر نیفتد یک روسری سفید هم دادند که رویش سرمان کنیم! بعد یک آقایی آمد که به جان خودم نباشد به جان آقای آبگوشت شباهت زیادی با عزرائیل داشت و ما پیش خودمان گفتیم که ای ناهید 21 سال زندگی کردی (البته به همه گفتی 20 ) که چه بشود؟ که با این غول پشندی به دیار باقی بشتابی؟ ای خاک بر سرت !!!

خلاصه ما را وارد سالنی کردند که پر از اتاقهای عمل بود و این عزرائیل جون جان ما را کوباند دم در یکی از آن اتاقهای عمل که داخل آن یک بخت برگشته را داشتند تکه و پاره میکردند ، ناگهان یک دکتر که منتظر خالی شدن یکی از اتاق عملها بود تا برود و شیکم یک بیچاره را پاره پاره کند به در آن اتاق میکوبید و به جراح داخل آن اتاق میگفت که : احمد جان تزول بابا تزول ، کار داریم!  میخواستم بگویم دکتر جان چی چی رو تزول؟ بچه ی پدرت نیست که دلت به حالش بسوزداگر او تزول کند آن سیاه بخت که زیر دستش است هم به صورت تزولاسیون به آن دنیا اجلال نزول میکند !

 برای جلوگیری از خستگی دوستان این داستان ادامه دارد …

 

غم و غصه نوشت : من هنوز نمیتونم زیاد بشینم و شرمندم از اینکه هنوز نمیتونم بیام به وبلاگاتون،دلم برای وبلاگا یه ذره شده !

به جون مادرم نوشت : من بینی م نیازی به عمل نداره ! (آیکون ناهید فیگور میگیرد !) من بینیم رو عمل نکردم به جان هر کی میپرستید …

 

Advertisements

Entry filed under: 1.

چادر یکی از دستاوردهای اجباری انقلاب قسمت دوم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


هیچی ...
همین !

توییت های من

  • عشق به زندگی فقط اونجاش که یار میگه بریم؟ میگی بریم و میریم #دروتخته 1 week ago
  • ما میفهمیم، اما به روی خودمون نمیاریم چون مهم نیست :)) 1 week ago
  • رفتم موهامو رنگ و هایلایت و کراتینه کردم و جیبم به شدت درد میکنه 1 week ago
  • از سر شب تا الان بابام سه دفعه کولر رو خاموش کرده و من سه دفعه روشن کردم الان نوبت بابامه :] 2 weeks ago
  • بحث من نبودن وزیر زن در کابینه نیست مشکل من اینه که نگاه جنسیتی از اینور بوم نیفته اینکه بگیم حداقل یک وزیر زن،یعنی فقط تاکید به جنسیت 2 weeks ago
  • فکر میکنم اصرار به انتخاب وزیر زن و یا مخالفت با نداشتن وزیر زن خودش به نوعی ضد فمنیسمه برابری یعنی تمرکز به جای جنسیت به شایستگی افراد باشه 2 weeks ago
  • اصرار برای انتخاب وزیر زن رو نمیفهمم اصرار باید به انتخاب فرد برتر و اصلح باشه چه زن چه مرد 2 weeks ago
  • اون دوقرونی که مامورپمپ بنزین صرفا به خاطر اینکه پیاده نمیشدم بنزین بزنم ازم میپیچوند مهم نبود مهم این بود که زور داشت برام منو احمق فرض کنن 2 weeks ago
  • مدتهاست که دیگه خودم بنزین میزنم و وقتی پیاده میشم از ماشین حس میکنم پرسنل پمپ بنزین دلشون میخواد خرخرمو بجون که نمیتونن سرم رو کلاه بذارن 2 weeks ago
  • رفیق پایه داشتن بزرگترین نعمت دنیاست. اصلی ترین رفیق پایه ت همسرت باشه بزرگترین خوشبختی دنیاست 2 weeks ago
  • وقتی توخیابون چندین پل عابر و خط کشی هست،انتظارنداشته باشین ازهرجای خیابون که میخواین ردشین راننده وایسته راننده گناه نکرده که ماشین زیرپاشه 2 weeks ago
  • سینمایی که رکورد فروشش دست گشت ارشاد و نهنگ عنبره رو باید گذاشت لب طاقچه توالت 3 weeks ago

RSS پیوندهای گوگل ریدری

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

افراد آنلاین

آمار وبلاگ

  • 542,667 بازدید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: