نیمه پر لیوان …

اکتبر 21, 2008 at 1:52 ب.ظ. 13 دیدگاه

 

مثل همیشه دیرم شده بود.رفتم تو ایستگاه اتوبوس.هیچ اتوبوسی نمیومد.نشستم روی صندلی ایستگاه و منتظر شدم.همش به ساعتم نگاه میکردم و دلشوره داشتم که اگه دیر برسم چه جوری برم سر کلاس!!یه هو یه پسر توجهم رو جلب کرد.اومد کنارم نشست.معلول جسمی بود.به زور میتونست راه بره.بی اختیار بهش نگاه میکردم.برگشت و سعی داشت که بهم چیزی بگه. به سختی گفت : ا ا ا ا ا و…و…. ووو ن  کج…کجا ….فهمیدم که میخواد بپرسه اون اتوبوس کجا میره؟اتوبوس رو نگاه کردم و بهش گفتم آزادی میره.دوباره دیدم که داره همون سوال رو به سختی ازم می پرسه دوباره نگاه کردم و دیدم یه اتوبوس دیگه که با فاصله زیادی از ایستگاه ایستاده رو منظورشه.بهش با عجله گفتم میره مترو صادقیه و چون خودم منتظر اون اتوبوس بودم.کیفم رو بغل کردم و دویدم سمت اتوبوس و در حین دویدن تو دلم بدو بیراه میگفتم که چرا کسی نیست به این راننده ها یاد بده که تو ایستگاه باید نگه دارن!!

وقتی به اتوبوس رسیدم چون خیلی شلوغ بود با کلی درد سر سوار شدم و همینجوری که داشتم بین دو تا خانم چاق له میشدم و بازم تو دلم بد و بیراه میگفتم به مسوولین که چرا ۴ تا اتوبوس اضافه تر نمیذارن؟! دیدم که اتوبوس حرکت نمیکنه.متوجه شدم که راننده منتظر همون پسر معلوله که داشت لنگ لنگان به سمت اتوبوس می آمد.به سختی اومد بالا و یه نفر جاش رو داد بهش تا بشینه.

تمام مدتی که تو اتوبوس بودم به این فکر کردم که وقتی مجبورم که بدوم به سمت اتوبوس چرا به جای بد و بیراه گفتن هیچ وقت خدا رو شکر نکردم که میتونم بدوم؟؟!!یا وقتی تو اتوبوس شلوغ دارم بین این ۲ تا خانم چاق له میشم چرا تا حالا خدا رو شکر نکردم که میتونم رو پای خودم بایستم؟؟!!!

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

13 دیدگاه Add your own

  • 1. پسر ایرونی  |  سپتامبر 13, 2009 در 2:52 ق.ظ.

    اینو هستمراست میگی دلم گرفته بود بکم ابن حرفا تو که خوندم حالم بهتر شد ممنونم ازت بهت سر میزنم بازم برام دعا کن.
    ز کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنم؟؟؟؟؟

    پاسخ
  • 2. پسر ایرونی  |  سپتامبر 13, 2009 در 2:54 ق.ظ.

    همیشه برات نظر میزارم وقتی بیام حتی اگه مثل آقای آبگوشت ازم بدت بیاد….

    پاسخ
  • 3. سعید(زیر تیغ)  |  سپتامبر 21, 2009 در 6:46 ب.ظ.

    سلام
    درسته که سه ام مهر ماه شروع به نوشتن کردی و درسته که من آخر شهریور دارم واست کامنت می زارم ولی نکته ای که اینجا تو اولین پست خوندم خیلی به دلم نشست
    امیدوارم یادم نره که سی ام مهر امسال (اگه زنده بودم) بیام و سالگرد وبلاگ نویسیت رو تبریک

    پاسخ
  • 4. مربي  |  اکتبر 12, 2009 در 11:19 ق.ظ.

    خوبه بلاخره فهميدي اما من هنوزم نفهميدم

    پاسخ
  • 5. نگار  |  دسامبر 1, 2009 در 7:23 ب.ظ.

    naahide aziz hame e post haato khoondam o lezat bordam. montazere khundane baaghi e neveshte haaye zibaat hastam.

    پاسخ
  • 6. alghof  |  آوریل 15, 2010 در 3:56 ب.ظ.

    وبلاگت بامزه بود. فقط بگم كه اينقدر عشق شوهر نباش. جز دردسر و بدبختي و اعصاب خوردي هيچي نداره.

    پاسخ
  • 8. alghof  |  آوریل 15, 2010 در 6:19 ب.ظ.

    بالواقع من برادرم :))))))))

    پاسخ
    • 9. دخترحاجی  |  آوریل 15, 2010 در 7:16 ب.ظ.

      بالواقع شما که کيس بالقوه ي داماد حاجي شدني ديگه چرا؟ :)))

      پاسخ
  • 10. alghof  |  آوریل 15, 2010 در 7:33 ب.ظ.

    كارم از كيس گذشته، يه جورايي همين الانش داماد حاجيم! (اين يكي حاجي اش واقعيه!) داماد كامل كه نه، ولي در فرآيندشم! (جزو كدوم دسته از دسته بندي پسر ها ميشدم؟ 😉 ) اما چراش رو از حال و احوال دختر حاجي برات گفتم، يه جورايي حرف دلشه..

    پاسخ
    • 11. دخترحاجی  |  آوریل 15, 2010 در 7:52 ب.ظ.

      آهان از همون دسته پسراي قانون اول دخترحاجي هستي پس…بگووووووووووو
      :))

      خوشبخت بشين الهي D: اسمايلي کوبيدن با مشت به سينه

      پاسخ
  • 12. مجتبی  |  مه 15, 2010 در 8:57 ق.ظ.

    امروز برای بار اول وبلاگتو دیدم ، دونه به دونه مطالبت رو خوندم ! همشون عالی بودن کلی خندیدم ولی این یکی مطلبت عالی که نبود هیچ خوب هم نبود ! محشر بود محشر ! به معنای واقعی کلمه ! جدا بهت تبریک میگم !

    پاسخ
  • 13. مهدی فدوی  |  ژوئیه 19, 2010 در 9:50 ق.ظ.

    سلام
    خیلی قشنگ بود
    ایول
    فقط همین

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


هیچی ...
همین !

توییت های من

  • از وقتی "تو" هستی هیچ جمعه ای دلگیر نیست 2 days ago
  • مجبور شدم به خاطر هدیه ازدواج بیمه،برم بانک رفاه حساب باز کنم رئیس شعبه ساعت 11:45اومده بیرون میگه دیگه وقت نمیکنیم ساعت کاریشون تا 1 ظهره 4 days ago
  • هر خبری که میشنوم اول میرم تو کانال وحیدآنلاین اگه ببینم اونجا نذاشته میگم یا وحید خوابه یا خبر دروغه 😁 5 days ago
  • بلیط کنسرت جنیفر لوپز در دستمونه و شبها خواب ندارم از شدت ذوق 5 days ago
  • درسهایی از حماقت twitter.com/Mahdiibakhtiar… 5 days ago
  • یاد بگیرید که بابت اشتباهاتتون باید عذرخواهی کنید twitter.com/Mahdiibakhtiar… 5 days ago
  • RT @m0hagh: خدایی این آقای دوربینی رو ببینید. آدم از این معصوم‌تر؟ آزارش به کی رسیده آخه؟ خیلی کیف کردی نابودش کردی مدرس اخلاق؟ #قرائتی htt… 5 days ago
  • امروز به معجزه ی توئیتر ایمان آوردم...یه توئیت کردم برای مترجم چینی...بیشتر از 10تا مترجم پیدا شد در عرض دوساعت...خیلی کارتون درسته خدایی 5 days ago
  • مترجم چینی پیدا شد بچه ها ... خیلی ممنونم از همکاریتون 🌸 6 days ago
  • هفده هزار تا فالوئر دارم که با هر احتمالی بخوای حساب کنی حداقل باید یه نفر پیدا بشه که چینی بلد باشه دیگه خدایی 😁 6 days ago
  • من یه پروژه با چین داشتم...یه نفر اونجا انگلیسی بلد بود که اونم استعفا داده...حالا گیر کردم بین یه مشت چینی که زبون همو نمیفهمیم 😭😭😭 6 days ago

RSS پیوندهای گوگل ریدری

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

افراد آنلاین

آمار وبلاگ

  • 542,979 بازدید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: